نیایش

هوالله الربی
"نیایش"


از میان نیروهای معنوی ، احساس عرفانی یا احساس مذهبی بیشترین میزان خسارت ها را دیده است. مهمترین تجلی احساس مذهبی در نیایش به ظهور می رسد. مذهب گرایان ما توسط آشنایان و نزدیکان مورد حمله قرار  می گیرند.
نیایش مجموعه ای است از تضرع ، ناله های آرام ، طلب یاری و استعانت و گاهی یک حالت  کشف و شهود روشن و آرام درونی دورتر از اقلیم همه محسوسات .
نیایش پرواز روح است به سوی خدا و یا حالت پرستش عاشقانه ای است به آن مبدأ که معجزه حیات از او سر زده و نمودار کوشش انسان است برای ارتباط با آن وجود نامرئی .
نیایش یک حالت عرفانی پرگدازی را مجسم می کند که در آن دل به خدا جذب می شود.
نیایش بلندترین قله تعبیر را در پرواز عشق از میان شب ظلمانی عقل پیدا می کند . مسیحیت ، عشق را نشان داد و اسلام تجلی عشق است. برای نیل به خدا انجام تشریفات پیچیده و از خودگذشتگی و ایثار با خون ، نیازی نیست .
تأمل در عظمت خدا نیایش نیست مگر در عین حال با عصاره ای از عشق و ایمان همراه همراه باشد.
نیایش طولانی و نیایش کوتاه و بیرونی و درونی هم داریم .
اجابت دعا نیاز به فصاحت ندارد . ارزش دعا نسبت به فوائدی که در بردارد  است ولی فصاحت در روح کسی که دعا می خواند تأثیر گذار می شود و برای یافتن حالتی که در اجابت مؤثر است یاری می کند و به خاطر همین متون دعاهای اسلامی از فصاحت بالایی برخوردار است.
بی شک بهترین طریقه ارتباط با خدا انجام دادن کامل خواست اوست . دعا همچون ابر غلیظی از سطح زمین به سوی خدا برمی خیزد.
دعا از 2 قالب خارج نیست: 1) عشق                2) فقر
اسلام بعد سومی برای دعا و نیایش دارد: بعد فکری ، آگاهی و آموزشی
شیعه یک فاز دیگر به این ابعاد اضافه می کند: وسیله ای برای جهاد
آثار نیایش ، واهی و خیالی نیست . نباید بدون احساس عرفانی نیایش را تجربه کرد. اضطراب ، ترس و غصه نباید انگیزه نیایش باشد.
عالی تر از این نیاز ، عشق است. عشق در زندگی آدم فعال است و بیشتر از هر چیز مجهول است . عشق مستقل از نیاز و فقر است. عشق زاییده تنهایی ست و تنهایی هم زاییده عشق است..انسانی که احساس می کند در درونش از او جدا افتاده و بریده شده و تنها مانده است در انبوه جمعیت نیز تنهاست . چنین روحی که ممکن است در آتش یک عشق زمینی بسوزد و یا درگیر آتش یک عشق ماورایی شود. در این زمان است که حس پرستش را در عالی ترین شکلش ، نوعی از دعا و نیایش را به وجود می آورد.
نیایش همچون دم زدن ، خوردن و آشامیدن از نیازهای ژرفی ست که از عمق سرشت و فطرت طبیعی انسان سر می زند . خوردن ، نمو، بقای نسل و نیایش از ابعاد نیازهای اساسی روح هستند.
هیچ ملتی در تاریخ و هیچ تمدنی در گذشته به زوال قطعی فرو نرفت مگر آنکه پیش از آن سنت نیایش در میان آن قوم ضعیف شده باشد. نیایش نه همچون تخدیر آرامش بخش است بلکه آرامشی که می بخشد زاییده نیاز و اضطراب روح آدمی و پاسخ گفتن به کمبودهایی است که در عمق فطرت آدمی است . چون آدمی نیاز فطری به نیایش دارد وقتی نایش می کند و آن عمل خاص  را انجام می دهد آرام می گیرد. این است که نیایش بر خلاف تخدیر که به ضعف و مرگ منتهی می شود نیروزا ، نشاط انگیز ، عامل شکفتگی احساسات ، عواطف و استعدادهای مرموز درون روح آدمی است. هیچ دری را نیایش نمی زند مگر اینکه به رویش گشوده می شود .

" خدایا ! به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوا پرهیز و مصونم بدار تا در خلوت عزلت نپوسم."                                             نیایش دکتر شریعتی


گردآورنده: خدیجه رزاقی


تعداد بازدیدکنندگان:335
تاریخ بارگذاری:1396/7/9

کلمات کلیدی

3