ابوالبرکات بغدادی

هوالله الربی

" ابوالبرکات بغدادی"


ابوالبرکات بغدادی فیلسوف و پزشک مشهور قرن 6 هجری قمری (هبة ا... علی بن ملکا ابوالبرکات البغدادی البلدی) یهودی الاصل که بعدها مسلمان شد. در منابع دیگر گفته شده وی د نیمه دوم قرن 11 و نیمه اول قرن 12 در بغداد ساکن بود. نام او هبة الله و مشهور به القابی مثل : طبیب بلدی ، اوحد الزمان ، فیلسوف العراقین و ابوالبرکات  می باشد.
نام پدر: "علی" یا " یعلی" یا " الی" بن ملکا(ملکان) – بین این اسامی شک وجود دارد. به دلیل یهودی بودنش نام " علی" بعید به نظر می رسد اما به او " ابن ملکا" و "البن ملکان" گویند.
تاریخ تولد و وفات: تاریخ دقیق مشخص نیست اما با سی و دومین و سی و سومین خلفای عباسی یعنی در سال های 555 تا 575 هجری قمری معاصر بود.
نقلی است از بیهقی که گوید: سلطان مسعود سلجوقی بیمار شد. او را برای معالجه از بغداد به همدان آوردند اما معالجات مؤثر نشد و سلطان درگذشت و چون اطرافیان از حیات پادشاه ناامید شدند ابوالبرکات را وحشت گرفت و صبح همان روزی که پادشاه از دنیا رفت او نیز فوت کرد. مدت عمرش 80 سال و حدود سال 560 هجری قمری است.
محل تولد: در ناحیه " بلد" از توابع دجیل بین سامرا و بغداد(نزدیکی موصل)
تحصیلات: در رشته طب ، فلسفه و فنون ادبیه – طب را نزد " ابوالحسن سعید بن هبة الله بن حسین" آموخت. 
علت های ذکر شده درباره گرایش او به دین اسلام:
1- برخی مرگ همسر سلطان محمود سلجوقی که تحت معالجه او بوده و از دنیا رفته را عامل ترس او و علت مسلمان شدنش می دانند.
2- عده ای از جمله بیهقی گویند که در جنگی که میان یکی از خلفای عباسی با سلطان مسعود سلجوقی در سال 529 هجری قمری روی داد ، ابوالبرکات اسیر شد و از ترس کشته شدن به اسلام روی آورد و از مرگ نجات پیدا کرد.
سلسله اساتید:
فلاسفه ای مانند ملاصدرا به کتاب های او نظر دارند. وی مخالف ابن سینا بوده است . سلسله اساتیدش مستقیماً به فارابی می رسد زیرا وی شاگرد سعید بن هبة الله و او شاگرد ابوالفضل کتیفات و عبدان کاتب و آنها شاگردان ابوالفرج بن طبیب ، و او شاگرد ابوالخیر حسن بن سوار ، و او شاگرد یحیی بن عدی منطقی و او شاگرد ابو نصر فارابی بوده است.
شاگردان:
1- ابن الدها منجم
2- ابن الفضلان
3- مهذب الدین نقاش و شیخ یوسف پدر عبدالطیف بغدادی
4- اسحاق بن ابراهیم بن اغرز
تألیفات:
1- کتاب" المعتبر فی الحکمة" مشهورترین و مهمترین اثر فلسفی اوست که از آن به ( هو احسن کتاب صنف فی هذا الشأن هذا الزمان) نام برده است.( در 3 بخش منطقی ، طبیعی و الهی نوشته شده است.)
2- اختصار التشریح= (تلخیص از سخنان جالینوس است)
3- رسالة فی العقل و ماهیه
4- امین الارواح
5- فی سبب ظهور الکواکب لیلا و اختفائها نهارا ، که به خواجه نصیر طوسی نسبت داده شده است.
6- رسالة فی الدواء
7- کتاب الاقرابادین
" دیدگاه ابوالبرکات در مورد روان شناسی"
ابوالبرکات پیرامون موضوع روان شناسی ( علم النفس) انسان می گوید انسان ها به نفسی معتقدند که به جسم حیات می بخشد. او به پیروی از ابن سینا بیان می دارد که نفس همان هویت و شخصیت فرد است. چنین معرفتی مستقل از داده های حسی است. این امر مشخص می سازد چرا مردی با یک پای قطع شده ادراک ناقصی از خود ندارد . این درک حسی از خویشتن منحصر به دانشمندان نیست ، این درک بی واسطه و یقینی است.
" وحدت نفس از نظر ابوالبرکات":
ابوالبرکات برای استدلال در مورد وحدت نفس چندین نتیجه را استخراج می کند:
1- انسان به واسطه چشم می تواند ببیند ولی در واقع این چشم نیست که می بیند. در مورد حواس دیگر نیز باید گفت که آنها ابزارهایی بیش نیستند که نفس انسان از طریق آنها می تواند جهان مادی را ادراک نماید. در این فرآیند دوگانگی وجود ندارد: این فرد است که می بیند، لمس می کند ، می شنود و می اندیشد.
2- یک مجموعه افعال غریزی وجود دارد که وابسته به آگاهی فرد نیست . از آنجا که توجه آگاهانه و هوشیار فرد محدود است، فرآیندهای درونی بدون آگاهی فرد اتفاق می افتد . این نظریه درباره فعالیت ناهشیار توضیح می دهد که چگونه از طریق تداعی معانی، دوباره خاطرات به سطح هوشیار ذهن وارد می شود.
3- تمایزی بین نفس و عقل وجود ندارد. او می گوید نفس یک ادراک پیشینی از زمان دارد. نفس شناختی از ذات و وجود خود و همراه آن شناختی مشابه از زمان دارد که بر شناخت از هر چیزی که نسبت به آن آگاهی دارد و آنچه در ذهن خود آن را تصور می کند مقدم است.
" خدا و صفات او در اندیشه ابوالبرکات":
ابوالبرکات اظهار می دارد از طریق معرفت بشری می توان ذات و فعل خدا در جهان را شناخت. 
او علم دارد و این مسأله از طریق وجود معرفت در مخلوقات او ثابت می شود.
او بخشنده است و این مسأله از طریق بخشندگی او نسبت به مخلوقاتش ثابت می شود.
او واجد  انواع ادراکات مختلف است و این مسأله از طریق معرفت موجود در مخلوقاتش ثابت می گردد.
ابوالبرکات در اینجا یک نوع رابطه علّی میان صفات خدا و صفاتی که در موجودات دیگر یافت می شود در نظر می گیرد اما هر صفتی که در عالم وجود دارد به صورت کامل در خداوند موجود است  که از آنها به صفات ثبوتیه تعبیر می شود. به نظر ابوالبرکات خداوند حکیم مطلق است، او واجب الوجود است و علت هستی بخش تمام چیزهاست اما از آنجایی که شباهتی میان خدا و ذات انسان ها وجود دارد می توانیم به وسیله صفات ثبوتیه در موردد او سخن بگوییم.
 او در ادامه می گوید : ذات الهی دارای صفات اراده ، قدرت و علم است. درست مثل یک مثلث 3 زاویه با دو قائمه ، این برابری ذاتی ماهیت مثلث است.
ابوالبرکات اظهار می دارد همان گونه که معرفت بشری لزوماً علم به جزئیات را نیز شامل می شود به همین ترتیب خدا به افرا علم دارد اگرچه شاید خود آنها علم نداشته باشند. 

گردآورنده: خدیجه رزاقی 
       
در پناه حق
یا علی





تعداد بازدیدکنندگان:1612
تاریخ بارگذاری:1394/10/14

کلمات کلیدی

61