نفسانیات

نفسانیات
به نام او
" نفسانیات "
پنج نفسانیات( خشم ، شهوت ، طمع ، وابستگی ، خودستایی ) همان هایی هستند که شما را از فاعل بودن به عنوان روح باز می دارند و شما مفعول آنها خواهید بود . هنگامی که با خیرخواهی و عشق عمل می کنید به عنوان روح فاعلید .
در جهان فیزیکی برای تجربیات آگاهی ها درون هر واحد آگاهی پنج نفس قرار داده شده است . پایان تجربیات جهان فیزیکی ، توانایی به تعادل رسانیدن این پنج نفس می باشد . به یاد داشته باشیم که به هیچ ترتیب تا زمانی که در کالبد فیزیکی هستیم نمی توانیم هیچ یک از این نفسانیات را نابود کنیم و  هدف به تعادل رسانیدن آنها به عنوان ابزار تجربه می باشد . لازم است بدانید که نفسانیات به صورت پنهانی عمل می کنند و به فرد به سختی تشخیص می دهد که اسیر آن است .
در مقابل این پنج نفسانیات پنج فضیلت وجود دارد که عبارتند از : قناعت ، همدردی ، پرهیزگاری ، بردباری و سیرت نیک .
1-    طمع :
توجه آدمی را به مادیات معطوف کرده و مانع حرکت به سوی ارزش های برتر می شود . چنین فردی به تدریج سنگدل می شود . تجلیات طمع عبارتند از : حسد ، دروغ ، دورویی ، تظاهر ، سرقت ، حیله گری برای مال اندوزی ، عهد شکنی و تقلب .
راه مقابله با طمع این است که مقدار احتیاج واقعی را با قضاوت صحیح به دست آوریم و بیش از آن نخواهیم.
2-    خشم :
از بین برنده عشق ، تمرکز و سفر روح است . خشم فقط با انهدام کردن ارضا می شود . نیروی خشم به سوی دیگران هدف گیری می شود اما بیش از هر کس خود فرد را تخریب می کند .
تجلیات خشم عبارتند از : تهمت زدن ، غیبت و بدگویی ، نداشتن عفت کلام ، عیب جویی ، زودرنجی ، ستیزه جویی ، حق به جانب بودن ، لجاجت ، بدخلقی ، حسادت ، بدخواهی ، بی صبری ، نفرت ، انتقاد منفی ، مجادله به خاطر شکست طرف مقابل ، حالت تدافعی گرفتن ، گلایه و شکوه کردن ، افسردگی و ناامیدی ، افکار بد نسبت به دیگران داشتن ، تحریک پذیری ، حالت تهاجمی داشتن و ....
شخصیتی که حاصل دست دیگران است و درونی واصیل نیست در اثر قضاوت دیگران نسبت به شخصیت فرد و یا هر گونه احساس خطر در مورد ای شخصیت ساختگی ، نفس خشم فعال می شود .
راه به تعادل رساندن خشم ، این است که در درون  فرد وجود واقعی مان را بشنناسیم و اعتماد به نفس درونی داشته باشیم .
3-    شهوت :
شامل خواسته هایی می شود که از حد معمول تجوز می کند و به زیاده خواهی در لذت بردن اطلاق می شود و باعث سقوط انسان تا مرحله حیوانی می شود .
تجلیات شهوت عبارتند از : افراط در شهوت جنسی ، اعتیاد به مواد مخدر ، توتون و الکل ، پرخوری برای لذت بردن از طعم غذا ، تمایل به حرافی و بیان کردن سخنان زشت ، پرداختن به بازی های غیرمفید مثل ورق بازی ، عادت کردن به بیکاری و بی هدف ، وقت گذرانی و هر چیزی را به شدت آرزو کردن .
راه مقابله با آن ایجاد وقفه است که به این ترتیب عنصر چیتا نمی تواند کنترل ما را در دست بگیرد .
4-    خودپرستی ( منیت):
از تمام مکانیزم های مختلف ذهنی استفاده می کند و همه چیز را برای خودش می خواهد . منیت یعنی اینکه من از دیگران برترهستم و به همین خاطر می بایست از امکانات بالاتری نیز برخوردار باشم . انسان طمع دار برای زیاده خواهی خودش در اثر برخورد به شخصیتش خشمگین می شود و از طرفی لذت ذهنی را برای خودش و به تنهایی می طلبد پس دچار منیت می شود . کسی که به این بیماری دچار است می گوید حق با من است و هر چه که با من مخالف است باطل است و باید نابود شود . این نفسانیات دلیل ستیزه های بین مذاهب است .
تجلیات : تعصب ، خودنمایی ، قیافه حق به جانب گرفتن ، رئیس مآبانه سخن گفتن ، نکوهش دیگران ، تلاش برای تنبیه دیگران ، با صدای بلند و مداوم حرف زدن ، اعمال  قدرت بر زیردستان ، صحبت دیگران را قطع کردن ، علاقه به سخنرانی برای همه ،دوست داشتن مدارک و افتخارات .
راه مقابله با منیت : این است که به این بیندیشیم همه ما از یک آگاهی بزرگ جدا شده ایم و همگی در آن سهیم و یکی هستیم . پس هر کس دارای سهمی است که خداوند در اختیارش  قرار داده ، تو نیز با تمام آگاهی های دیگر یکسان هستی صرف نظر از موقعیت های مختلفی که در این جهان داری .
5-    وابستگی ( شیفته دنیا بودن و دلبستگی موهوم داشتن ):
این بیماری پنهان ترین نفسانیات است و در قالب ارزشهای کاذب و نادرست ظهور می کند . این بیماری باعث می شود فرد به جای پرداختن به توسعه معنوی خود گمان کند که چیزهایی مثل مسئولیت های شغلی ، خانوادگی ، اجتماعی معاش و ... در درجه اول اهمیت قرار دارد .
وابستگی نفسی بسیار قوی است و به دو قسم است : یا من به دیگران وابسته باشم که در این حالت برای نگهداری آنها کنار خودم باید انرژی زیادی را مصرف کنم تا آنها را خشنود سازم ( در این نوع وابستگی افراد باید با عشق با یکدیگر روبرو شوند و از طرفی در عشق همبستگی وجود دارد نه وابستگی ، پس وقتی از وضعیت وابستگی خارج شده و همبستگی را ادراک کنیم به تعادل می رسیم . )
یا چنین بیندیشیم که من وابسته کسی نیستم و می توانم هر تصمیمی که دارم را عملی سازم ولی دیگران می بایست به من وابسته باشند ( این نوع وابستگی خطرناک تر بوده و منیت نیز آن را قوی تر کرده است )
برای به تعادل رساندن این نوع از وابستگی به عشق و از آزادی از آن بیندیشیم .
تجلیات وابستگی : حماقت ، نگرانی ، دلهره ، به چیزی بیش از حد ارزش دادن مثل عشق های انسانی و ...

گردآورنده : خدیجه رزاقی


تعداد بازدیدکنندگان:294
تاریخ بارگذاری:1397/11/19

کلمات کلیدی

0