سرطان خون یا تلنگری برای بیدار شدن؟!

هوالله الربی

سرطان خون یا تلنگری برای بیدار شدن؟!

 


به نام خداوند کریم و مهربان ، پناه درویشان ، همراه باز پس ماندگان . کریمی که ناپاکی ناپاکان او را گزند ندهد. جوادی که التماس گدایان او را به ستوه نیاورد. لطیفی که ناشایسته را به فضل خود شایسته کند. کریمی که بنده ی گناهکاری را از پلیدی می شوید و پاک بیرون می آورد. بزرگ پادشاهی! نیک خداوندی ، مهر پیوندی ، راحت نمایی ، دلگشایی، مهرافزایی که عابدان وصف بزرگواری تو شنوند. گناهکاران صفت رحمت تو را شنیدند و امیدوار شدند.
قبل از نوشتن این مقاله خیلی با خودم و ذهنم کلنجار رفتم که چه طور می توانم مقاله ای در این خصوص بنویسم که نه تنها کلیشه ای نباشد بلکه مؤثر هم باشد و حس منفی از آن به خوانندگان منتقل نشود. اغلب وقتی تلویزیون و رسانه فیلمی میسازد که در آن یکی از نقش ها به سرطان مبتلاست سریع شبکه را عوض میکنیم چون حس منفی ، حس وحشت و ترس ، حس غم و اندوه ، گریه و افسردگی از آن دریافت میکنیم و حتماً حس ترحم و دلسوزی هم به آن شخص خواهیم داشت.
منظورم از این حرفها این نیست که بگویم سرطان زیباست. ترس ندارد ، درد ندارد ، هزینه ندارد و... منظورم این است که بعد از فهمیدن موضوع و بعد از همه گله و شکایات به خدا ، گریه و زاری ، عصبانیت ، ناشکری ، تکرار این جمله" چرا من؟" و... چند دقیقه و نهایت چند ساعت با خودمان خلوت کنیم و از خودمان بپرسیم خب حالا که به این بیماری مبتلا شده ام باید چه کار کنم؟ زنده ای باشم که زندگی میکنم یا به زنده هایی ملحق شوم که همچون مردگانند؟
** این بیماری قطعاً وسیله ای برای امتحان تو و اطرافیان توست.**
" هر روز ، هر ساعت و هر دقیقه زمانی ویژه است شاید آخرین لحظه باشد" این جمله را ما بارها به شکلهای مختلف شنیده ایم اما چند نفر از ما واقعاً از زمانمان استفاده بهینه میبریم ؟ شاد و پرانرژی ، شاکر خداوند در هر حال و موقعیت ، مهربان و خنده رو ، صبور در برابر مشکلات ، دستگیر بی منت و  بی ریا هستیم و اعمالمان خالصانه برای خداست؟ از خودم شروع میکنم . فکر میکنم تا ابد زنده هستم و مرگ را نمیشناسم. لیک شاید دیگری میرد ، مرگ زود است از برای ما ، ما فرداها و فرداها در پی داریم .
نمیگویم سرطان یعنی مرگ! حرفم این است که حداقل برای خودمان مشخص کنیم که ترسمان از سرطان به چه دلیل است ؟ به دلیل درمان ؟ عوارض؟ درد؟ هزینه ؟ خانواده؟ یا مرگ؟!
نهایت نهایت سرطان مرگ است. اگر مرگ را بشناسیم از ترسناک تر از سرطان هم نخواهیم ترسید. ترس از مرگ یعنی ندانستن آنچه باید دانست، این جهل آدمی نسبت به مرگ است که ترسناک است و ما انسانها به دلیل ترسی که از مرگ داریم و آن را نمیشناسیم تجربه مرگ را تجربه ای منحصر به فرد میدانیم و احساس میکنیم همه چیز را از دست می دهیم. یک راه فرار از مرگ ، انکار و فراموشی مرگ است اما هر انسانی که به مرگ نیندیشد در انسان بودنش خلل وارد میشود و بدانیم این ترس ماست که شیر را درنده میکند.
هر داستان ممکن است دو انتهای خوب یا بد داشته باشد امیدوارم از اینکه از این قسمت داستان شروع به نوشتن کردم دلگیر نشده باشید . با این امید که همه ما بتوانیم با این قسمت مهم داستان شناخت بدست آوریم و آن هراسی را که قبلاً داشتیم از خود دور کنیم میتوانیم به خواندن و عمل به بقیه مقاله ادامه دهیم.
قطعاً با شنیدن نام سرطان ذهن فعال خواهد شد و افکار منفی را به سوی ما روانه خواهد کرد.اگر یاد بگیریم ذهنمان را کنترل کنیم ارباب آن خواهیم شد. حالا که با انتهای این قسمت از سرطان آشنا هستیم سعی میکنیم افکار مثبت به خورد ذهنمان دهیم حتی اطرافمان را هم مثبت کنیم. آرامش داشته باشیم و مهربان ، صبور باشیم و منطقی ، با اعتماد به نفس بالا ، شاد و پر انرژی باشیم و شاکر خداوند( حتی از این وضعیت) ، از تک تک لحظاتمان استفاده کنیم ، نفرت را از درونمان پاک کنیم و روابطمان را حسنه کنیم حتی با خدا، با نماز خواندن با خدا صحبت میکنی و اگر دوست داری بشوی جواب خدا را قرآن بخوان ،قضاوت های نابجا را کنار بگذاریم و عشق راستین به همه کائنات بدهیم.
مهمتر از همه این را بدانیم که " کفی بالله وکیلاً" تنها خدا تو را یار و نگهبان کافی است.( سوره نساء آیه 81)
و اگر به امید حق در این مرحله هم هر روز پیشرفت داشتیم انسان خواهیم بود و آن وقت خواهیم دید که سرطان فقط تلنگری برای بیدار کردن ما بوده نه برای آزار و اذیتمان. لازم است نسبت به این تلنگر شناخت هم پیدا کنیم و بدانیم چیست؟ چه درمانهایی دارد و از کجا آمده؟( البته یاد گرفته ایم که " چرا؟" نگوییم چون مؤمن هیچ وقت به خدا "چرا" نمیگوید و همیشه شاکر اوست و این " چرا گفتن ها" فقط اتلاف انرژیمان است).آمار اعلام شده سرطان از طرف انجمن علمی سرطان به شرح زیر است:
انجمن علمی سرطان ایران اعلام کرد سالانه بیش از 30 هزار نفر در کشور به علت ابتلا به سرطان جان خود را از دست می دهند و پیش بینی میشود این میزان تا دو دهه آینده به دو برابر افزایش یابد.سرطان یکی از علل عمده مرگ و میر انسان ها در جهان است و در حال حاضر حدود 12% موارد مرگ و میر در جهان به علت سرطان اتفاق می افتد . پیش بینی می شود میزان مرگ و میر ناشی از سرطان در جهان تا 2030 تا 45% افزایش پیدا کند و به 12 میلیون نفر در سال برسد. سرطان سومین عامل مرگ و میر در ایران است.
معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی گفت: تمام سرطان های ما از کشور های غربی و حتی از کشورهای منطقه کمتر است اما به هر حال روند رو به رشد ما از آنها تندتر است.
با توجه به آخرین آمار اعلام شده (در سال 2013) شیوع سرطان در ایران به ازای هر 100 هزار نفر ،134 نفر است و در کشورهای دنیا به ازای هر 100 هزار نفر 188 نفر است. البته آمار دقیق و مستندی وجود ندارد و این آمارها تخمینی است و با آمارهای واقعی فاصله دارد.
دکتر سیاری از آلودگی هوا به عنوان عامل زمینه ساز سرطان یاد کرد و معتقد است سن، شایع ترین علت ابتلا به سرطان است. از طرف دیگر جامعه ما در حال سالمند شدن است بنابراین انتظار آن است که در سالهای آینده افزایش بروز سرطان را شاهد باشیم. وی افزود: سرطان ریه ، پروستات ، روده بزرگ و معده از سرطان های شایع کشور است.
جالب است بدانیم که نحوه شیوع سرطان در نقاط مختلف ایران متفاوت است و باید به سبک زندگی و فرهنگ آن توجه فراوانی کنیم.
جا دارد در این مبحث از نغمه خوان دیار احساس یعنی " مرتضی پاشایی" هم یادی کنیم. رئیس انجمن سرطان کشور با مبتلا شدن او به سرطان اعلام کرد سرطان ارثی نیست  و مبتلا شدن در این سن (28 سالگی) استثنا محسوب میشود.
لوسمی یا سرطان خون ، بیماری بدخیم اعضای خون ساز بدن است. این بیماری در اثر تکامل ناقص گلبول های سفید خون ایجاد میشود و مغز استخوان به صورت غیر عادی مقدار بسیار زیادی سلول خونی تولید میکند. این سلول ها درست عمل نمیکنند و در نتیجه تولید سلول های سفید خون طبیعی را متوقف کرده و توانایی فرد را در مقابله با بیماری ها از بین میبرند.
علائم لوسمی به تعداد گلبولهای خونی سرطانی و مکان تجمع آنها در بدن بستگی دارد . این بیماری با نشانه هایی مثل کم خونی ، رنگ پریدگی ، سستی ، خستگی ، کبودی پوست ، لثه های متورم و خونین ، تب خفیف ، غده های لنفاوی متورم ، درد استخوان ، پیدا شدن خون در ادرار و مدفوع ، کاهش وزن بی دلیل ، از دست دادن اشتها ، تورم یا ناراحتی در شکم ( ناشی از تورم طحال یا کبد) ، عفونت های مکرر ، سردرد های مکرر حاد و طولانی مدت.
البته پزشک از طریق آزمایشات به خصوص آزمایشات مغز استخوان تشخیص قطعی را خواهد داد. هنوز علت این بیماری مشخص نشده اما به نظر میرسد عوامل ژنتیکی و محیطی در به وجود آمدن این بیماری نقش داشته باشد . عواملی مثل قرار گرفتن مکرر در برابر اشعه ایکس ، کشیدن سیگار، بنزن( موجود در سیگار و بنزین) ، سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان خون ، سندروم داون و برخی بیماری های وراثتی هم تأثیر دارند.
با داروهای ضد سرطان ، نشانه های بیماری فروکش میکند یعنی بیماری بدتر نمیشود. شیوه های درمان ، شیمی درمانی ، پرتودرمانی و پیوند مغز استخوان خواهد بود.
از نگرانی های این بیماران این است چگونه داروها را تهیه کنند و درمان را در کجا انجام دهند. " ندای بهروزی" تلفن گویای انجمن سرطان است و این اطلاعات را در اختیار قرار می دهد. شماره تماس 77523344-021 راه ارتباطی با این مرکز میباشد.
مؤسسات خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان هم در ایران وجود دارد که به چند مورد از آنها اشاره میکنم:
1) مؤسسه خیریه محک در تهران:
عضویت در سازمان های معتبر بین المللی مرتبط با سرطان کودکان ، احداث تنها بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان در خاورمیانه با امکانات کامل ، اخذ استاندارد به عنوان اولین سازمان غیر دولتی در خاورمیانه ، انجام پروژ های تحقیقاتی – کاربردی با همکاری معتبرترین مؤسسات تحقیقات داخلی و خارجی نشان دهنده فعالیت مؤثر این مؤسسه در سطوح بین الملل است. هر کودک زیر 14 سال مبتلا به سرطان به همراه یکی از والدین در یکی از اتاق های اختصاصی با کلیه امکانات رفاهی بستری شده و درمان را آغاز میکند.
2)مؤسسه خیریه کسا( اصفهان)
3) مؤسسه خیریه مهرآیینان مهر(کرمانشاه)
4) مؤسسه خیریه بهنام دهش پور( در بیمارستان شهدای تجریش تهران)
5) مؤسسه بین المللی زنجیره امید( در فرانسه پایه گذاری شد و هم اکنون در بسیاری از کشورها مثل ایران دارای شاخه هایی است).
6) بنیاد حمایت از کودکان مستمند و سرطانی استان اردبیل( کودکان زیر 15 سال)
7) مؤسسه خیریه آرزو( پارس آباد مغان)
8)مؤسسه خیریه سنا( خوزستان)
9) مؤسسه خیریه مشک( اهواز)
اینها مختصر توضیحی درباره سرطان و مؤسسات حمایت کننده از بیماران مبتلا می باشد. امیدوارم که تا حد لازم توانسته باشم اطلاع رسانی کرده باشم. اما حالا که در این مبحث به نغمه خوان دیار احساس اشاره شد نمیتوان مقاله زیبای " صدای احساس" به قلم خادم العباس دکتر کاوه ذوالفقاری درباره مرتضی پاشایی را دوباره مرور نکرد. حتی تکرار آن هم انسان را جذب خواندن و تفکر میکند.
" نغمه خوان دیار احساس در جمعه ای از جمعه های انتظار پر کشید"
آری خبر پرواز ستاره درخشان آسمان هنر ایران زمین ، مرتضی پاشایی عزیز در روزهای سرد و غمناک پائیزی که به حزن درک مصائب مولایمان حسین"ع" در هم آمیخته بود سبب شد تا زن و مرد ، پیر و جوان ، معروف و گمنام ، برای این جوان هنرمند و با استعداد که به حق در کوتاه ترین زمان رهی صد ساله را طی کرد و همه جا را به تسخیر صدای خود درآورده بود بگریند و حسرت دوری او را درک کنند. خدایش بیامرزد و قطعا که آمرزیده است چرا که هر کسی که انسانیت انسان ها را به هر شکل بیدار کند چه با کلام و قلم و چه با صوت و اشعار سبب میشود خواب از سر خواب زدگان برود و این خود عین کار خیر است. نماز اول وقت و ایمان به مولای متقیان علی"ع" عالی مقام و ارادت خالصانه به سالار شهیدان نیز باعث گردید معجزه رخ دهد و یک سال فرصت بودن میان مردمش را نصیبش کند و چه زیبا این یک سال را تاخت و نباخت و به گواه استقبال پرشور مردم از کنسرت هایش یکه تاز میدان صحنه ها گردید و خلق کرد آثاری را که تا ابد زمزمه خواهد شد و از یادها نخواهد رفت. آری درست است که هرگز فرصت پیدا نکرد به سفر خود برای دیدار قبله گاه عشق یعنی کربلای معظم و عرض ادب به حسین فاطمه و عباس دلاور نائل شود ولی قطعاً با حس و حالی که داشت و به مردمش منتقل نمود حال در محضر مولایش قرار دارد و شرف حضور در قرارگاه بهشتی حسینیان . بر ماست که بدانیم آن که به ما احسان میکند باید به او عوض بدهیم و اگر نداریم تمجید کنیم که تمجید پاداش است و بایسته است که یاد تلاشگران صحنه های مختلف ادب و هنر این سرزمین باستانی را که وظیفه خود را به زیبایی به عمل می آورند گرامی بداریم و دوستشان داشته باشیم.
نباید نهادن بر این خاک، دل                           کزو و گنج قارون فروشد به گل
ره رستگاری در افکندگی ست                        که خورشید چمن از پراکندگی ست

روحش شاد.
انشاء ا... که با پذیرش آن و قبول مبارزه با منفی بافی ها بتوانیم راهکار درست و مناسب را برای به زمین زدن آن پیدا کنیم و به کار بگیریم. از شما تلاشگران راه دانایی ، شما که همیشه بیدارید سپاسگزارم . همه این صحبت ها را جهت یاد آوری خودم زدم تا بیدار شوم .
" بی تردید کسانی که گفتند : پروردگار ما ا... است ، سپس ( در میدان عمل بر این حقیقت) استقامت ورزیدند ، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.( آیه 13 سوره احقاف)

گردآورنده: خدیجه رزاقی

                                                                                  پیروز باشید
                                                                                  در پناه حق
                                                                                    " یا علی"


تعداد بازدیدکنندگان:2123
تاریخ بارگذاری:1394/2/8
14


دانستنی ها

سوره یسشمع و آینهنوروز مبارک
زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور
پیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چربسینوزیت
تبریک بمناسبت میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)پیامک های تبریک آغاز امامت امام زمان (عج)آلودگی هوا