*افلاکیان خاک نشین


بسم الله الرحمن الرحیم

گردآورنده : مرتضی امیری

1- میرزا احمد آشتیانی (زاده ۱۲۶۱ ـ ۱۳۰۰ و درگذشته ۱۳۵۴ ـ ۱۳۹۵ در تهران) فقیه و فیلسوف شیعی ایرانی است. وی در حدود ۴۰ سال در تهران به تدریس علوم دینی پرداخت و در سن 95 سالگی درگذشت و در باغ طوطی (صحن حرم شاه‌عبدالعظیم) در ری به خاك سپرده شد. جمعاً ۶۲ کتاب و رساله و حاشیه از او باقی‎مانده که بیش از ۲۷ کتاب و رساله آن به چاپ نرسیده است.



2- سید جلال‌الدین میری آشتیانی (زاده ۱۳۰۴ خورشیدی، آشتیان؛ در گذشته ۳ فروردین ۱۳۸۴، مشهد) استاد فلسفه اسلامی که دارای آثاری در فلسفه و عرفان اسلامی است. از آثار وی می‌توان: هستی از نظر فلسفه و عرفان، تفسیر سوره فاتحة الکتاب را نام برد.



3- میرزا مهدي آشتیانی (زاده: ۱۲۶۸ - درگذشت ۱۳۳۲، تهران)، فیلسوف و فقیه شیعه ایرانی بود. وی در دوران زندگی خود مسافرت هایی به کشورهای مختلف در شرق و غرب داشت. پیکر او پس از مرگ به قم منتقل و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد. اساس التوحید شامل مباحث‌ی در قاعده‌الواحد و ترجمه اسفار اربعه از جمله مهمترين آثار وی هستند.



4- محمدعلی اراکی، فقیه، مرجع تقلید شیعه و از ائمه جمعه در  ۱۳۱۲ ـ ۱۲۷۳ در شهر اراک به دنیا آمد. او در اواخر عمر به شیخ الفقهاء و المجتهدین ملقب شد. در سال ۱۳۷۳ در قم درگذشت و در حرم حضرت فاطمه معصومه به خاک سپرده شد. وی در تاسیس حوزه علمیه قم مشارکت داشت و پس از وفات سید محمدرضا گلپایگانی به‌عنوان یکی از مهمترین مراجع تقلید شیعیان ایران شناخته شد.





5- سید ابوالحسن اصفهانی (مدیسه ای) از مراجع تقلید شیعه در سال ۱۲۸۴ در روستای «مدیسه» لنجان اصفهان به دنیا آمد. نسبش با ۳۲ واسطه به موسی بن جعفر(ع)، امام هفتم شیعیان، می‌رسد. پس از درگذشت آخوند خراسانی، به تدریس پرداخت و به عنوان یک مجتهد و نامزدی برای مرجعیت دینی مطرح گردید. پس از مرگ میرزا محمدتقی شیرازی میرزای دوم، مرجعیت دینی در او متمرکز شد. وي در ۸۱ سالگی درگذشت و در حرم علی بن ابیطالب(ع) دفن شد.



6- محمدمهدی غروی اصفهانی (۱۳۰۳ ق، اصفهان – ۱۳۶۵ ق) (مشهور به میرزا مهدی اصفهانی) از فقهای معاصر شیعه بوده است. وی را مؤسس مکتب تفکیک یا مکتب مشهد می‌دانند. محمدرضا حکیمی در کتاب خود با عنوان مکتب تفکیک، به‌نقل از پسر میرزا مهدی، زندگی علمی او را به سه دوره تقسیم کرده. دوره اول (۱۸ سال) از مهاجرت او به نجف آغاز می‌شود و شامل شرکت او در دروس میرزای نائینی می‌شود. در این دوران او به سیر و سلوک عرفانی اشتغال دارد و شاگرد سید احمد کربلایی است.
دوره دوم، مابقیِ زمانی است که او در نجف به‌سر می‌برد و در این زمان دیدگاه‌اش نسبت به عرفان و فلسفه به‌کلی دگرگون می‌شود. در این زمان وی از مخالفین سرسخت فلسفه و عرفان می‌شود. به‌ادعای حکیمی وی در این دوره و در حدود سن ۳۰ سالگی در قبرستان وادی‌السلام به‌دیدار امام عصر نایل شده است.
دوره سوم (۲۵ سال) از زمان مهاجرت میرزا به مشهد تا زمان مرگ او است. در این دوره وی علاوه بر تدریس خارج، دروس معارفی را نیز بیان می‌کند. هدف از این دروس تفکیک بین مفاهیم بشری و تأویلات فلسفی و عرفانی از معارف اهل‌بیت است.



7- محمد حسن الهی طباطبایی (درگذشته ۱۳۴۷ش) از عرفای معاصر شیعه است. او برادر سید محمدحسین طباطبایی است. همچنین او شاگرد سید علی قاضی طباطبایی و مرتضی طالقانی بوده است. مدفن وی در قم می¬باشد. توصیه همیشگی ایشان هنوز در خاطر اطرافیان است : از حسنات اعمالتان که خیال می¬کنید حسنه است توبه منید تا چه رسد به معاصی!



8- مهدی محیی‌الدین الهی قمشه‌ای (زاده ۱۲۸۰ / ۱۳۱۹ قمری در شهرضا (قمشه) – درگذشته ۱۳۵۲ / ۱۳۹۳ قمری در قم) عارف، حکیم، شاعر، مترجم قرآن و پدر استاد معاصر حسین الهی قمشه‌ای است. به خلوت شب و بیداری سحر انس بسیار داشت و در قنوت نمازش بسیار گریه می کرد. آیت الله بروجردی که خود در تفسیر قرآن متبحر است در مورد ترجمه ایشان می فرماید: هیچ ترجمه ای را با ترجمه آقای الهی قمشه¬ای مقایسه نکنید، کاری که ایشان کردند فوق-العاده است.



9- حاجیه خانم سیده نصرت بیگم امین (بانو امین) (زاده 1308 قمری در اصفهان – درگذشته  1403 قمری در اصفهان) پدر ایشان حاج سید محمدعلی امین‎التجار اصفهانی، فردی مومن و سخاوتمند و مادرشان بانویی بسیار شریف، متعبد و خیرخواه بود كه خداوند پس از سه فرزند پسر، این دختر را به ایشان عطا كرد. نسبت ایشان با سی واسطه به امام علی (ع) می‌رسید. وی در بیان مقام و موقعیت خاندان عصمت و طهارت و منزلت و جایگاه آنان تلاش می‌كرد، به طوری كه عشق و علاقه‌اش به مقام والای ولایت در كتاب «مخزن اللئالی فی مناقب مولی الموالی حضرت علی(ع)»، روشنگر این حقیقت است. وی همچنین فعالیت های مبارزاتی زیادی در دوران کشف حجاب انجام داد.



10- عبدالحسین امینی نجفی مشهور به علامه امینی (متولد: ۱۳۲۰ هجری قمری در تبریز، وفات: ۱۳۹۰ هجری قمری یا ۱۳۴۹ شمسی در تهران که در نجف مدفون شد) از مراجع بنام شیعه و نویسنده کتاب دائرةالمعارفی یازده جلدی الغدیر است. این کتاب به زبان عربی (22 جلد به‌زبان فارسی) و خلاصه آن به چند زبان ترجمه شده است در رأس تألیفات علامه و حاصل زحمات 40 ساله اوست. الغدیر به بررسی تفصیلی مسئله ولایت تشیع از جنبه‌های گوناگون تاریخی، تفسیری، روایی و حدیثی، فقهی، ادبی، کلامی و اصولی پرداخته است. امینی برای تالیف این اثر مرجع به کشورهای مختلفی سفر کرد و با کار پیگیر شبانه‌روزی در کتابخانه‌های بزرگ جهان اسلام آن را به‌سرانجام رسانید. دائرةالمعارف "الغدیر" پس از نشر مورد توجه و تحسین علمای اهل سنت ازجمله امام الازهر در مصر، برخی از رجال سیاسی جهان اسلام و اساتید و ادیبان عرب و غیرعرب قرار گرفته و آن را بزرگترين سند وحدت مسلمين و از جمله كتب منبع و مرجع خويش دانسته‌اند.
از مرحوم بحر العلوم نقل است: "در خواب دیدم آقا امیرالمومنین بر لب حوض کوثر ایستاده اند و افراد می آیند و مولا به آنها آب می دهد. وقتی مرحوم امینی نزدیک حوض رسید حضرت امیر ظرف را گذاشت، آستین ها را بالا زده و با دو دست خود به علامه آب نوشانید و خطاب به ایشان فرمود: بیض الله وجهک کما بیض وجهی (خداوند رویت را سفید گرداند که رویم را سفید کردی)



11- شیخ مرتضی انصاری (زاده ۱۲۱۴ ق ـ دزفول و درگذشته ۱۲۸۱ ـ نجف) که مرجعیت عام شیعه در سال ۱۲۶۶ به شیخ انصاری منتقل شد. نسب وی به جابر بن عبدالله انصاری، از صحابه پیامبر اسلام می‌رسد. نزد او شاگردان زیادی که شمار آنها را از ۵۰۰ نفر تا ۳۰۰۰ نفر در کتب رجالی و تاریخی ثبت کرده‌اند، تربیت یافتند. در میان آنان شخصیت های نامی برجسته‌ای قرار داشتند که از آن جمله‌اند: میرزای شیرازی، شیخ جعفر شوشتری، میرزا حبیب‌الله رشتی و ...



12- محمدجواد انصاری همدانی (۱۲۸۱ - ۱۳۳۹ شمسی) فقیه و عارف معاصر شیعه و فرزند ملا فتحعلی همدانی، در شهر همدان و در خانواده‌ای مذهبی بدنیا آمد. وی در جوانی صاحب قوه استنباط شد و در ۲۴ سالگی به درجه اجتهاد رسید که مورد تأیید علمای قم همچون حاج شیخ عبدالکریم حائری، آقا سیدابوالحسن اصفهانی، محمدتقی خوانساری و قمی بروجردی قرار گرفت. وزی در دوران طلبگی در همدان می‌شنود که عارفی در لباس اهل علم به همدان آمده و عده‌ای دور وی جمع شده‌اند. وی به قصد ارشاد او و هوادارانش وارد جلسه می‌شود و حدود ۲ ساعت سخنرانی می‌کند که «غیر از راه شرع راه دیگری نیست و اگر باشد انحراف محض است.» عارف در پایان سخنان وی نگاهی به او کرده و به او می‌گوید : «به زودی تو خود آتشی به دل سوختگان عالم خواهی زد!» پس از این رویداد تحولی در درون وی ایجاد می‌شود و برای یافتن پیر و مرشد و راهنمایی در مسیر عشق الهی عموماً از مردم کناره گرفته بارها برای دعا و تضرع در سرما و گرما راهی بیابان می‌شود و یا به زیارت حرم حضرت فاطمه معصومه به قم می‌رفت که نهایتاً پس از توسلات مکرر فتح بابی از توسل به پیامبر اسلام برای وی حاصل می‌گردد و به درجه‌ای می‌رسد که سید علی قاضی درباره وی می‌گوید: «ایشان در این راه استادی نداشته و توحید را مستقیماً از خدا گرفته‌است.»



13- سیدحسین بروجردی طباطبایی (۱۲۵۴ شمسي در بروجرد - ۱۳۴۰ در قم) از مراجع عاليقدر شیعه ایرانی در سده چهاردهم می‌باشد. وی به مدت هفده سال زعیم حوزه علمیه قم و به مدت پانزده سال تنها مرجع تقلید شیعیان جهان بود.
نقل است وي در روزهاي آخر در بستر بيماري بود. اندوهگين به نظر مي رسيد. علت را پرسيدند فرمود: "عمر ما گذشت و نتوانستيم چيزي براي آخرت بفرستيم. گفتند: آقا شما بحمدالله اين همه آثار نيک بجاي گذاشته ايد. پاسخ داد: "اخلص العمل فان الناقد بصیر بصير". عمل خود را خالص کن ، زیرا بازرس عمل بسیار بینا است.



14- سید رضا بهاءالدینی (زاده ۱۲۸۷ ش مطابق عید غدیر ۱۳۲۷ قمری در قم - درگذشته ۱۳۷۶ در قم) فقیه و عارف شیعه اهل ایران بود. پدرش سید صفی‌الدین از خدمتگزاران آرامگاه حضرت فاطمه معصومه بود. مي گويند سال هاي بسياري در قنوت ايشان آيات قرآن کريم و ادعيه معصومين شنيده مي شد ناگهان نوع کلمات و عبارات ايشان تغيير يافت و در قنوت براي امام عصر (عج) دعا مي کردند. علت از ايشان پرسيده شد به يک جمله بسنده کردند: "حضرت پيغام داده در قنوت براي من دعا کنيد"



15- میرزا جوادآقا تهرانی (زاده ۱۲۸۳ ش ـ تهران و درگذشته ۱۳۶۸ ـ مشهد) از روحانیان شیعه اهل ایران بود که در سال ۱۳۵۸ از حوزه انتخابیه استان خراسان، به نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد. بر روی جلد آثارش به ذکر حروف اختصاری اسم، یا عنوان «جواد» یا «جواد تهرانی» اکتفا می‌کرد. "بهایی چه می‌گوید؟" (در رد فرقه بهائیت) و "عارف و صوفی چه می‌گویند؟" (در بیان مبادی و اصول تصوف و عرفان و رد آن) از جمله آثار انتقادی او است. وی در مسائل اجتماعی، مردمی و امور خیریه نیز اهتمام داشت. اين عارف دلسوخته براي اظهار ارادت به آستان حضرت سيدالشهدا (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) در روز عاشورا مشک آب بر دوش مي انداخت و به سقايي عزاداران مي پرداخت.



16- حاج مقدس هادي تهراني (ولادت: ۱۳۲۰ ق تهران، وفات: ۱۳۷۷ نجف، استادعرفان: شیخ مرتضی زاهد). وي از کودکی توجّهی به بازی های کودکانه نداشت. برای تحصیل وارد حوزه های دینی شد و به خاطر علاقه زیاد، به وعظ و خطابه روی آورد. اواخر عمر شریفش، قصد کرد ابتدا به مکّه و سپس به عتبات مشرّف شود. وقتی برای خداحافظی خدمت آیت الله العظمی سیّدحسین بروجردی رسید، ایشان نگاهی به حاج مقدّس انداخت و فرمود: «مقدّس! دیگر از این سفر برنمی گردی!»؛ حاج مقدّس در جواب گفت: «این مطلب را می دانم!».



17 - محمد تقي جعفري ( زاده ۱۳۰۴ ش در تبريز - وفات در سال ۱۳۷۷ در مشهد) از جمله فیلسوفان مسلمان و مولوی‌شناسان معاصر ایران می‌باشد. در ۱۵سالگی، زادگاه خویش را به قصد اقامت در تهران ترک نمود، و در مدرسه مروی نزد اساتید تحصیل متن رسائل و مکاسب را پی گرفت. پس از سه سال، در سال ۱۳۲۲ ه.ش به شهر قم مهاجرت نمود، و ضمن تحصیل در مدرسه دارالشفای قم ملبس به لباس روحانیت گردید و دروس خارج را در آنجا آغاز کرد.
وی سپس برای ادامه تحصیلات، راهی نجف شد . وی بیست و سه ساله بود که به درجه اجتهاد نایل گردید. وی در سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ ه.ش پس از یازده سال اقامت در نجف، به ایران بازگشت. بيش از 100 کتاب از وی به جا مانده‌است.



18 - سيد میرزا ابوالحسن جلوه (ولادت : 1238 ق، محل ولادت: گجرات هند،‌ وفات 1314 ق، محل دفن : ابن بابويه) فیلسوف و عارف ایرانی دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود. او پسر سید محمد مطهر زواره اردستانی بود. پدرش در زمان فتحعلی‌شاه از زواره به تهران آمد. پدر ايشان براي تکميل دانسته هاي طبي خويش راهي ديار هند شده بود. حکيم جلوه هفت ساله بود که همراه پدر به ايران بازگشت.
بيشتر عمر با برکتش صرف مطالعه ، تحقيق و تفکر مي شد و در لحظات فراغت از اين امور به راز و نياز با خداي خويش و امور عبادي مي پرداخت. وي هنگام نوشتن به ساحت مقدس اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) توسل مي جست تا مبادا از خود نوشته اي بر جاي نهد که عبث باشد و يا شبهه اي را متوجه اذهان کند.



19 - حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي (یا آیت‌الله موسس) ولادت : 1276 ق . محل ولادت : ميبد يزد، وفات : 1355 ق محل دفن : قم) از مجتهدان و مراجع تقلید بزرگ شیعه و بنیان‌گذار حوزه علمیه قم بود. از ويژگي هاي اين مجاهد نستوه ، نوآوري و انديشه ي باز و دور از هر گونه تحجر بود . از اين رو اعتقاد داشت طلبه ها زبان هاي انگليسي ، فرانسه و ... را بياموزند تا احکام نوراني اسلام را به جهانيان برسانند . وي براي هدر نرفتن استعدادها تخصص در فقه را مطرح کرد . خلوص و حسن معاشرت با مردم و ساده زيستي و گريز از شهرت ، ملکه ي حيات وي بود . وقتي شنيد يکي از علماي ساوه مردم را به تقليد از ايشان فراخوانده ، سخت ناراحت شد و فرمود : ((چرا چنین کردي ؟ مگر وزن کرده اي که علم من از ديگران بيشتر است ؟ ! ))



20- سيد محمد حجت کوه کمره اي (ولادت در ۱۳۱۰ ق - وفات 1372 ق) فقیه، اصولی، محدث، رجالی، مجتهد و مرجع تقلید، در آبادی کوه کمر واقع در قره داغ استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. گفته می‌شود تبار وی با ۲۵ واسطه به علی بن حسین می‌رسد. پس از مرحوم آیت الله حائری (مؤسس حوزه علمیه قم) در میان بزرگان حوزه علمیه قم، مرحوم آیت الله حجت از کسانی است که از حوزه تدریس او فضلای برجسته و دانشمندان و عالمان بزرگ بیرون آمد.



21- سيد هاشم حداد (ولادت در 1318 ق در کربلا - وفات 1404 ق در کربلا) از عرفای جهان اسلام و از برجسته ترین شاگردان سید علی قاضی بود. پدر وی سید قاسم در کربلا زندگی می‌کرد. جدّش سید حسن از شیعیان هند بوده که مدّت‌ها قبل از هند به کربلا سفر می‌کند و آن جا را محلّ اقامت خود قرار می‌دهد. لفظ فنا تکيه کلام وي بود. وقتي الله اکبر يا اياک نعبد و اياک نستعين مي گفت ديگر خودش نبود. از گفته هاي اين عالم کبير است که مي فرمود: من تعجب می کنم از این دسته از سالکین که مکاشفه می خواهند! چشم باز کنند، همه این عالم مکاشفات است. مکاشفه تنها دیدن صورت در زاویه ای به صورت خاص یا حالت استثنائی نیست، هر چه کشف از اراده و علم و قدرت و حیات حضرت حق کند مکاشفه است. چشم باز کن و بنگر که این عالم خارج ، هر ذره اش مکاشفه است و حاوی عجائب و غرائب که فکر را به منتهای آن دسترس نیست.



22- سید محمدحسن حسینی نوری شیرازی (زاده ۱۱۹۴ ش در شیراز، وفات در ۱۲۷۳ سامرا، محل دفن در نجف) مشهور به «میرزای شیرازی» و میرزای مجدد، مرجع تقلید شیعه ایرانی و صاحب حکم تحریم تنباکو بود. او یکی از بزرگان و مشاهیر مدرسین در علم اصول و مربی علما بود. علاوه بر این، ایشان از علمای مجدِّد احکام اسلام به حساب می آید. وی از نبوغ سیاسی ویژه ای برخوردار بود. گويند که تدبیر و اندیشه سیاسی او سیاستمداران را متحیر می کرد و علما و سلاطین در امور سیاسی به او رجوع می کردند.



23- ملامحمدکاظم خراساني (۱۲۵۵/ ۱۲۱۸ مشهد- ۱۳۲۹ ق/ ۱۲۹۰ش نجف) مشهور به آخوند خراسانی و "صاحب کفایه"، فقیه و مرجع تقلید عصر خود و از رهبران نهضت مشروطیت بود. مهمترین تالیفات او همانا کفایةالاصول است که اکنون در دوره‌های عالی حوزه تدریس می‌شود. از ديگر آثار مهم بجا مانده از آخوند خراسانی که منعکس کننده نظرات سیاسی اوست گفتگوی آخوند بامیرزای نائینی پیرامون حکومت دینی می‌باشد. برخي بر اين باورند که وي توسط جاسوسان روس و انگليس مسموم شد.



24- محمداسماعیل دولابی معروف به حاج اسماعیل دولابی (زاده ۱۲۸۲ ش در تهران- درگذشته ۱۳۸۱)، عارف عرفی‌گرای شیعی بود. و در جلساتی که سال‌ها در تهران برگزار می‌کرد به بیان مفاهیم عرفانی به روش تخاطب دو سویه (با مخاطب) بازگو می‌کرد. ساليان متمادي مجالس او محفل انس و محبت و مورد اقبال تشنگان معنويت بود. مي فرمود: "اگر ديدي کسي عالم و نابغه شد بدان اميرالمومنين تلنگري به قلب او زده. کلام علي قوت کمر شيعيان است." دیدگاه‌ها و سلوک عرفانی وی گذشته از همه مفاهیم عرفان اسلامی دیدگاه‌هایی نو دارد. روش‌ها و آداب توصیه شده توسط وی ساده‌است: او هیچ مشقی را برای رسیدن به هیچ چیز تجویز نمی‌کند. رهیافت او تماشا در فضای آرامش است. وی در آرامگاه فاطمه معصومه در قم به خاک سپرده شد.



25- ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ ق در سبزوار) دانشمند علوم اسلامی و فیلسوف معروف و شاعر ایرانی است. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی سروده است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. از ديدگاه وي تمام موجودات عالم به کمال عشق مي ورزند و به سوي غايت نهايي خود سير مي کنند.



26- سید محمدحسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (۱۲۸۱تبریز - ۱۳۶۰ ش قم) نویسنده تفسیر المیزان، فقیه شیعه، فیلسوف و مفسر قرآن است. وی از دودمان سادات طباطبایی آذربایجان است و با سید علی قاضی و سید محمدعلی قاضی طباطبایی خویشاوندی دارد. اهمیت وی به جهت زنده کردن حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع بعد از دوره صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی بسنده نکرده، به تأسیس معرفت شناسی در این مکتب می‌پردازد. همچنین با انتشار کتب فراوان و تربیت شاگردان برجسته در دوران مواجهه با اندیشه‌های غربی نظیر مارکسیسم به اندیشه دینی حیاتی دوباره بخشیده، حتی در نشر آن در مغرب زمین نیز می‌کوشد.
آیت الله وجدانی فخر نقل فرمودند: در یکی از سالها بعد از ظهر عاشورا، به قبرستان نوِ قم برای قرائت فاتحه رفتم. بعد از قرائت فاتحه متوجه حضور حضرت علامه سیّد محمد حسین طباطبایی در گوشه ای از گورستان شدم. لذا حضور معظم له شرفیاب شده و عرض ادب نمودم. آن بزرگوار چند بار با سوز و گداز به من فرمودند: آقای وجدانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم روز عاشورا می باشد. فرمودند: آیا می بینی که تمام موجودات چون آسمان و زمین و جمادات همه در حال گریستن به سید الشهدا(ع)هستند؟ من از این گفته اش تعجب نموده و مبهوت ماندم و فهمیدم که او خبر از حقایق هستی می دهد. در همین حال آن بزرگوار خم شد و سنگی را از روی زمین برداشت و آن را با دست مانند سیب از وسط شکافت و میانش را به من نشان داد. ناگهان با این چشمان خودم خون را در میان سنگ دیدم و تا ساعتی با بهت و حیرت غرق در تماشای آن بودم وقتی به خود آمدم متوجه شدم که حضرت علامه از قبرستان رفته بودند و من در تنهائی به نظاره آن سنگ خون آلود مشغولم.



27- سيد احمد قاضي (ولادت : ۱۲۹۳ق در تبریز ، وفات: ۱۳۷۰ ق، محل دفن : قم) ایشان برادر عارف عظیم سید علی قاضی و مانند پدر و برادرش در زمره علمای ربانی و عرفانی صمدانی است . به صدق و صفا مشهور و به زهد و عزلت از دنیا معروف بود. از هیاهو کناره گزیده در منزل خود به تزکیه نفس و تهذیب روح مشغول بود. استاد سید محمد حسن قاضی در کتاب آیت الحق می نویسد. من مدتی که در تبریز بودم ندیدم بستر خوابی برای ایشان بگسترانند. او در فهم و تفسیر قرآن دارای برجستگی خاصی بود. مجلس تفسیر ایشان هر صبح دوشنبه برگزار می شد و تا نزدیکی ظهر ادامه می یافت.



28- سید علی قاضی طباطبایی معروف به علامه قاضی (متولد ۱۲۴۵ ش در تبریز - درگذشته ۱۶ بهمن ۱۳۲۵، محل دفن: قبرستان وادی السلام نجف). پدر او، آیت‌الله سید حسین قاضی از شاگردان میرزا محمدحسن شیرازی بود. سلسله نسب آنها به امام علی (ع) می رسد. علامه قاضی از شخصیت‌های کم‌نظیر معاصر عرفان و شیعه است. او همچنین استاد علامه طباطبایی و آیت‌الله بهجت بوده‌است. سید علی قاضی در تفسیر قرآن و معانی آن مهارت داشت.
یکی از فرزندان مرحوم قاضی نقل می کند:یک بار همراه ایشان به حرم مطهر امام علی (ع) رفتم. روش مرحوم قاضی به گونه ای بود که هنگامی که وارد حرم مطهر می شدند حتما زیارت می خواندند و سپس خارج می شدند. آن روز تا وارد حرم شدند، بدون خواندن زیارت از حرم خارج شدند. فرزندشان پرسیدند که چه شده این کار غیر طبیعی بود که بدون خواندن زیارت نامه خارج شدید. مرحوم قاضی به او می گویند که: در حرم کسی را دیدم که می دانم نسبت به من بغض و کینه ای در دل دارد، ترسیدم که مرا ببیند و این بغض و کینه دوباره در دلش زنده شود و به این دلیل اعمالش از بین برود! آيت الله مي فرمود: من هر چه دارم از قرآن و سيدالشهدا (ع) دارم. در مجلس روضه آقا اباعبدالله کفش ميهمانان را جفت مي کرد.



29 - سيد عبدالکريم کشميري در سال 1343 ق در نجف اشرف چشم به جهان گشود. پدرش عالمي عامل و دانشمندي زاهد و متقي از شاگردان آقا سيد كاظم يزدي و حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي در نجف اشرف بود.  در زهد و دوري از زخارف دنيوي وقامت و قدامت زبانزد عام و خاص بود و به قرائت اذكار و ادعيه بسيار اهتمام داشت. وي در اواخر عمر به جهت اختناق حاکم در عراق از سوي رژيم بعث به ايران هجرت کرد. در سال 1419 ق درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.


30- محمد کوهستانی در یکی از روزهای سال 1308 قمری ( 1267 ه.ش ) در روستای کوهستان از توابع بهشهر چشم به جهان گشود. نامش را به نام پیامبر اسلام (ص) « محمد » نهادند تا به برکت نام آن حضرت، منشأ حرکت سازنده و حیات بخش در جامعه آینده گردد. پدرش عالم پارسا و فقیه وارسته آیت الله محمد مهدی کوهستانی از عالمان برجسته و با فضل به شمار می آمد. طبق مدارک و اسناد موجود، اجداد ایشان در اصل از کاشان بوده اند که قریب به یک قرن و نیم قبل به مازندران هجرت کردند و نسب معظم له به « ملا محمد شریف کاشانی » که عالمی برجسته و فاضل بوده می رسد. 
مرحوم آیت الله کوهستانی در اواخر عمر بسیار نگران آخرتش بود، با همه زهد و ورع، خود را دست خالی می دید، از این رو هرگاه برخی از شاگردان او از قبیل شهید هاشمی نژاد و دیگر فضلا که از مشهد به حضورشان می رسیدند، می فرمود: « سلام مرا به امام رضا علیه السلام برسانید و بگویید شیخ محمد دارد می آید، ولی دست خالی است.» از آخرین سخنان این عالم عامل در واپسین لحظات حیات این بود: "مگر راهی غیر از راه خدا هست؟



31- سید محمدرضا گلپایگانی (زاده ۱۳۱۶ ق در گلپایگان - درگذشت: 1414 قدر  قم) از مراجع تقلید شیعیان در دوران معاصر و از مخالفان حکومت پهلوی بود. جدش آیت‌الله سید ابوالقاسم موسوی خوانساری معروف به میر کبیر از علماء بزرگ زمان خویش بوده است.
از خود وی نقل است وی در سفري به نجف اشرف، شبي در عالم رؤيا مورد لطف و عنايت اميرالمؤمنين عليه السلام قرار گرفت. مي فرمود: (( شبي در خواب ديدم که داخل ضريح مطهر در برابر قبر مبارک اميرالمؤمنين ايستاده ام. آقا يک فنجان عسل به من عطا فرمود. من مقداري از آن را خورده ، بقيه را نگه داشتم ، حضرت فرمود : " چرا بقيه را نمي خوري ؟" عرض کردم: " باقي مانده را براي زعيم شيعه آقا سيد ابوالحسن اصفهاني گذاشتم." فرمود: "ما به او عسل ها اعطا کرده ايم و اين سهم اختصاصي توست."))


32- میرزا حسنعلی مروارید (زاده: ۱۲۹۰ شمسی در مشهد – درگذشته ۱۳۸۳ مشهد) از فقهای و عرفای معاصر شیعه بود. از آنجا که پدرش (محمد رضا مروارید) عهد اخوت و رابطه نزدیکی با حسنعلی نخودکی اصفهانی داشت نام «حسنعلی» را بر فرزند خود نهاد. نسب وی به خواجه شهاب‌الدین عبدالله مروارید کرمانی می‌رسد. وی پس از از دست دادن پدر در ۹ سالگی تحت تربیت حسنعلی نخودکی اصفهانی بود. این عالم عارف نسبت به حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و زیارت روزانه ارادت و تقیدی خاص داشت و می فرمود: "من هر چه دارم از حضرت رضا (ع) دارم."


33- محمد محسن منزوي ( شيخ آقا بزرگ تهراني) (ولادت : 1293 ق . در  تهران، وفات : 1389 ق، محل دفن: نجف). وي اهميت بسياري به روايت و نقل حديث مي داد و از بسياري از علماي شيعه و بعضي علماي عامه اجازه  نقل حديث داشت. او استاد مطلق محدثان شيعه بود و در ميان افراد بسياري كه از ايشان اجازه روايت دارند نام فقها، مراجع تقليد ، محدثان و مورخان بزرگي به چشم مي خورد . هرگز به رفاه و راحتي نمي انديشيد و حتي فرصت شام خوردن هم به خود نمي داد. مي گفت : (( چهل سال است كه شام نمي خورم)). وي كتابخانه مهم ايران و برخي كتابخانه هاي مهم سوريه ، فلسطين ، مصر و حجاز را ديده بود و در برخي از اين كتابخانه ها شب و روزهاي بسياري را گذارنيد. از جواني تا آخر عمر كه قامتش از خميدگي حالت ركوع يافته بود ، همواره سر در كتاب و دست بر قلم داشت. آن همه كار طاقت فرسا او را از محراب و مسجد و عبادت غافل نكرد. تا پيش از هشتاد سالگي، هر شب چهارشنبه از نجف تا مسجد سهله را پياده مي پيمود و با نماز و نيايش در آن مسجد، انس و الفت ديرينه داشت.


34- سید محمد هادی میلانی (زادهٔ ۱۲۷۳ ش در نجف و درگذشتهٔ ۱۳۵۴ در مشهد) از مراجع تقلید شیعه ایرانی است. مدرسه‌ حقانی به اشارت و حمایت وی برپا شد. او فقيهي متبحر ، مرجعي بر جسته ، عالمي بزرگ و جامع علوم معقول و منقول بود و در فقه ، اصول ، فلسفه ، تفسير ، حديث ، رجال ، تاريخ و ادبيات تبحر داشت . جلسات درس ايشان در حوزه ي نجف بسيار با شكوه بود . او در تسلط به مباني فقهي و اصولي و دقت عقلي و عرفي در تبيين مسائل شهرت داشت .
يكي از فرزندان آيت‌الله ميلاني از مرحوم آيت‌الله شيخ محمد علي اراكي نقل مي‌كند: "جمعه شبي در حرم مطهر امام رضا(ع) به حضرت التماس كردم كه يكي از اولياي خودت را به من معرفي كن! آمدم منزل و خوابيدم. در خواب به من گفتند: بلند شو كه يكي از اولياي الهي مي‌آيد. برخاستم، ديدم خانم سماور را روشن كرده و مي‌گويد: در خواب به من گفتند پاشو سماور را روشن كن كه يكي از اولياي الهي مي‌آيد! در همين حال در زدند. وقتي در را گشودم ديدم آيت‌الله ميلاني است."


35- شیخ حسنعلی نجابت شیرازی (زاده ۱۲۹۶ - درگذشته  ۱۳۶۸ ش)، از عرفای شیعه است. ايشان از هوش و استعدادي سرشار برخوردار بود به طوري كه در سنين جواني به درجه ي اجتهاد نايل آمد . طبعي بسيار لطيف و شاعرانه داشت. مرحوم انصاري درباره ي آيت الله نجابت مي فرمود: (( حساب شيخ حسنعلي از تمام كساني كه اينجا مي آيند جداست . اگر دريايي از معارف الهي را به حاج شيخ حسنعلي بدهند سير نمي شود . )) يكي از شاگردان ايشان مي گويد: (( مرحوم نجابت براي محبت قيمت و ارزش فوق العاده اي قائل بود و در دوستي كم نظير بود به نحوي كه به تمام معني در اين راه پاك باخته بود. در مراسم اطعام و سوگواري امام حسين عليه السلام خود ايشان غذا طبخ مي كرد و اين را براي خودش شرف مي دانست .)) آن بزرگوار سال ها در مدرسه اي كه خود در شيراز بنا نهاده بود به تدريس پرداخت و از پايين ترين سطح تا سطوح عاليه را درس مي داد و ابداً برايش تفاوتي نداشت كه در كدام يك به تدريس بپردازد.


36- شیخ محمدحسن نجفی معروف به صاحب جواهر با نام کامل آیةالله شیخ محمد حسن بن شیخ باقر بن شیخ عبد الرحیم بن آقامحمد بن ملا عبد الرحیم شریف اصفهانی (احتمالاً ۱۱۶۶ تا ۱۲۲۸ ش) از فقهای شیعه و صاحب کتاب جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام که بین روحانیان شیعه از ارزش بالایی برخوردار است. با توجه به تهاجم انديشه وهابي و اخباري در عصر صاحب جواهر، حوزه فقاهتي شيعه بر آن شد تا اين هجوم فرهنگي را با تأليف آثار گران قدر دفع كند . از جمله ي اين آثار ارزشمند كتاب جواهر الكلام شيخ محمد حسن نجفي است. علامه سيد محسن امين در وصف جواهر الكلام مي گويد : (( در فقه اسلامي كلامي به همتايي آن نيست . )) وي ظاهري بس آراسته داشت . بسيار قانع ، فروتن و شكيبا بود . به شاگردانش احترام خاصي مي گذاشت و طلبه هاي كوشا و با استعداد را گرامي مي داشت . ساختن گلدسته براي مسجد كوفه ، بناي ساختمان حرم مسلم بن عقيل (س ) و حرم هاني بن عروه ( س ) از كارهاي عمراني اوست .


37- رجبعلی نکوگویان (زاده ۱۲۶۲، تهران - درگذشته ۱۳۴۰، شهر ری)، مشهور به شیخ رجبعلی خیاط از عارفان مشهور است. پدرش، مشهدی باقر، پیشه‌ور بود. او را از عارفان و اهل باطن دانسته‌اند و گفته شده که توانایی شناسایی باطن افراد (چشم برزخی) را داشته است. قبر او در ابن‌بابویه تهران است. اين بزرگ روشن ضمير داراي تحصيلات حوزوي نبود اما زهد و تقوا و پاكي و عفتي كه سر لوحه ي زندگي با بركتش قرار داده بود او را به مقام والايي در معنويت و خلوص رسانيد. در 23 سالگي خود را از دام يك گناه شهواني رها ساخت و بدين گونه زمام تربيت و پرورش خود را به دست خداوند داد . اين گذشت از گناه موجب باز شدن ديده ي برزخي اش شد . خود مي فرمود : (( به خداوند عرضه داشتم خدايا ، من اين گناه را براي تو ترك مي كنم تو هم مرا براي خودت تربيت كن ! )) در سيره معنوي و سير و سلوك خود از استاد خاصي بهره نبرد. به پيشه  خياطي امرار معاش مي كرد و مي گفت : (( هر سوزني كه براي غير خدا زدم در دستم فرو مي رود ! )) مي فرمود : (( شبي دو فرشته با دو جمله راه فنا را به من آموختند : از پيش خود هيچ مگو و غير از خدا هيچ مخواه ! )) مرحوم آيت الله كوهستاني مي فرمود : (( شيخ رجبعلي خياط هرچه داشت از توحيد داشت ، او مستغرق در توحيد بود. كرامات زيادي از اين انسان پاك سيرت نقل شده است . يكي از شاگردان شيخ مي گويد : (( سلاخي نزد جناب شيخ آمد و عرض كرد : " بچه ام دارد مي ميرد ، چه كنم ؟ " شيخ كه صفت حسيب خداوند را باور داشت با نگاهي به آن شخص به او گفت : " بچه گاوي را جلوي مادرش سر بريده اي و اين عوض همان است ! " )) در اواخر عمر احساس مي كرد قبل از ظهور معشوق و محبوب خويش حضرت بقيه الله الاعظم ( عج ) از دنيا مي رود ، به دوستان خود مي گفت : (( اگر موفق به درك ظهور حضرت شديد ، سلام مرا به ايشان برسانيد . ))



 آیت الله حاج شیخ هادی مقدس 

 آیة الله حاج شیخ هادی مقدس (طاب ثراه) درسال 1309 شمسی در شهر مقدس کربلا و در خانواده ای دانش دوست و اهل علم و تقوا متولد شد.
 پدر بزرگوار ایشان، آیة الله شیخ محمدباقر مقدّس یزدی (قدس سره) فرزند آیة الله شیخ علی مقدس یزدی بود که در شهر یزد به آخوند ملاّ علی معروف بودند .
 پس از هجرت آیت الله شیخ علی مقدّس یزدی (پدر بزگ آیت الله مقدس) از یزد به کربلا و اقامت در آن شهر که آن زمان مرکز حوزه علمیه محسوب می شد به پیشنهاد مرحوم آیة الله العظمی وحید بهبهانی (قدس سره) مقام مرجعیت عظمای وقت ، کرسی تدریس و اقامه نماز جماعت در حرم مطهر امام حسین علیه السلام را بر عهده گرفتند .
از جمله فعالیت های آن عالم بزرگ ، مقابله با جریان اخباری گری حاکم در آن زمان بود که همراه با آیة الله وحید بهبهانی (قدس سره) در مقابل این تفکر با قاطعیت ایستادند.
 آیت الله شیخ علی مقدّس یزدی نزد علما و مراجع آن زمان به قدس و تقوای بسیار و فقاهت مشهور بودند و از ایشان کراماتی نقل گردیده است که از جمله آن‌ خبر دادن زمان دقیق وفات خویش به بستگانش بوده است.
این عالم ربانی ( پدر بزرگ آیت الله شیخ هادی مقدس ) در همان شهر کربلا ارتحال یافته و پس از تجلیل و تشییع باشکوهی از سوی علما و اقشار مختلف مردم  در بارگاه منوّر حضرت سید الشهداء علیه السلام و در جوار هفتاد و دو تن شهدای کربلا علیه السلام  ، کنار مزار مرحوم وحید بهبهانی(قدس سره)، به خاک شپرده شد .
 سالها بعد که حرم مطهر سید الشهدا را آب گرفته بود ، معمار حرم ، جسد ایشان به همان حالتی که دفن شده بود همچنان صحیح و سالم مشاهده می کند.



تعداد بازدیدکنندگان:6837
تاریخ بارگذاری:1393/3/7
23


نظرات شما

بسمه تعالی سلام، تشکر یا علی
مهسا

حضور محترم مسئول سایت باسلام عالی است ممنون از تلاشتان برای شناساندن این افراد پاک و کمال یافته به مردم جهان. خداقوت

خیلی خیلی خوب بود من فرشتگان رو خیلی دوست دارم میکائیل عالیه

دانستنی ها

بنده حق راز ماناییآنچه در عاشورا اتفاق افتاد
تحول ‌پذیریمرگنیروی عادت
القاب آقا صاحب الزمان سوره یسشمع و آینه
نوروز مبارکزندگی یک رنج نیستاسترس
خواص عنابسنگ و مانعوابستگی و تعلقات
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین ع
دعانیایشتخت سلیمان
پرفروش ترین داروها دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)
ساز دهنی یا Harmonicaپیاده روی پل طبیعت
فهرست انواع سازهامیوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزی