حضرت فاطمه (س)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

133 مطلب خواندنی از زندگینامه حضرت فاطمه (علیها السلام)

 

گرد آورنده: فرزانه غنی زاده

 

 

1-      بنابر قول مشهور حضرت فاطمه (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز جمعه 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد.

 

2-      پدرشان محمد بن عبدالله حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و مادرشان بانو خدیجه (س) دختر خویلد، از زنان بزرگ قریش که به پاکدامنی مشهور بود.

 

3-      به فرموده پدر بزرگوارشان حضرت فاطمه (س) در باطن حوریه (حوریه انسیه) است.

 

4-      ایشان هشت سال در مکه زندگی کرده و پس از هجرت پیامبر (ص) به مدینه رفتند و تا آخر عمر مبارکشان در آنجا سکونت داشتند.

 

5-      در سال دوم هجرت با حضرت على (ع) ازدواج کردند. بنابراين در هنگام ازدواج سن حضرت فاطمه (س) حدود نه سال و حضرت علی (ع) 24 سال بوده است.

 

6-      برخي تاريخ تولدشان را دو سال بعد از بعثت و برخی تا سال پنجم پيش از بعثت نيز گفته اند. با اين حساب سن ازدواجشان افزايش پيدا مي کند.

 

7-      زندگي مشترکشان با امام علي (ع) از سال دوم هجري تا زمان ر­حلتشان حدوداً نه سال مي باشد.

 

8-      فرزندان ایشان: امام حسن (ع)، امام حسین (ع)، بانو زینب (س)، بانو ام کلثوم (س).

 

9-      سوم جمادی الاخر 95 روز بعد از رحلت پیامبر (ص)، یا 75 روز بعد از رحلت ایشان در سن 18 سالگي وفات کردند.

 

10-  تئوری عرب قبل از اسلام این بود که هر پدری که دختر داشته باشد و بخواهد که او ماندگار شود باید خانه ای که پنهانش کند، شوهری که نگهش دارد و قبری که بپوشاندش داشته باشد که در شرایط سخت آن روز بهترین این سه چیز قبر بود بنابراین اعراب به دلیل فقر دخترانشان را زنده به گور می کردند. به استناد آیه 31 سوره اسراء "فرزندانتان را از ترس فقر (املاق) نکشید ماییم که هم ایشان و هم شما را روزی می دهیم براستی که کشتن آنان گناهی بزرگ است".

 

11-  شرایط حاکم در زمان تولد ایشان باعث شد که خداوند طرحی شگفت انگیز و شیرین اما دشوار اجرا کند و با به دنیا آمدن حضرت فاطمه (س) در آن زمان و ادامه نسل پیامبر (ص) از ایشان تمام تئوری اعراب را بر هم زند. خداوند به حضرت بشارت می دهد که انا اعطیناک الکوثر  (کوثر در لغت به معنای زیاد و بسیار فراوان) و دشمن تو ابتر است.

 

12-   بانو فاطمه (س) چهارمین فرزند دختر حضرت محمد (ص) است، پس از زینب (همسر ابوالعاص)، رقیه (همسر عثمان) و ام کلثوم (همسر عثمان) که همگی قبل از ایشان فوت می کنند. دو فرزند پسر پیامبر (ص) قاسم و عبدالله نیز در کودکی فوت کردند.

 

13-  بانو خدیجه (س) در زمان تولد حضرت فاطمه (س) حدود 60 سال سن داشتند.

 

14-  پیش از تولد ایشان حضرت جبرئیل از طرف خداوند به پیامبر (ص) فرمان می دهد، خداوند ترا سلام می دهد و امر می کند که چهل شبانه روز از خدیجه دوری اختیار کنی. بعد از این چهل روز هنگام افطار جبرئیل (ع)، میکائیل (ع) و اسرافیل (ع) طبقی از بهشت می آورند که در آن یک خوشه خرما، انگور و جامی از آب حوض کوثر بود و می فرمایند خداوند تو را سلام رساند و فرمودند از این خوردنی ها میل نموده و به  پیش بانو خدیجه (س) بروی در این شب خداوند از نسل تو ذریه ای طیب  خلق می نماید. رسول الله (ص) می فرمایند در آن شب من نور فاطمه را در خود احساس کردم

 

15-  در دوران بارداری بانو خدیجه (س) هیچکدام از زنان قریش با او رابطه خوبي نداشتند و او را تنها گذاشتند زیرا ایشان بر خلاف میل آنها با محمد (ص)، یتیم ابوطالب که جوانی فقیر بود ازدواج کرده بود.

 

16-  روزی پیامبر (ص) شنید که بانو خدیجه (س) با کسی صحبت می کند ولی نزد او کسی را ندید پرسید با که سخن می گویی بانو گفتند با فرزندم که مونس و همصحبت من است در آن هنگام پیامبر فرمود اینک جبرئیل (ع) مرا خبر داد که فرزندمان دختر است و اصل و ريشه نسب مبارك و پاكيزه من خواهد بود.

 

17-  در زمان زایمان بانو خدیجه (س) چهار بانوی گندمگون حاضر می شوند:

بانو ساره (س) همسر حضرت ابراهیم (ع)،

بانو آسیه (س) همسر فرعون دختر مزاحم،

بانو مریم (س) دختر عمران،

بانو کلثوم (س) خواهر حضرت موسی (ع)،

که به همراه ده حوری بهشتی مراسم زایمان را انجام می دهند و  نوزاد با آب کوثر شستشو داده می شود.

 

18-  حضرت فاطمه (س) چون به دنیا پا نهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند" و سپس به هر يك از آن چهار زن با ذكر نامشان سلام داد.

 

19-  امام صادق (ع) می فرمایند حضرت فاطمه (س) نه اسم داشتند: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

 

فاطمه: بریده شده از بدی ها،

صدیقه: معصومیت در نهایت اعلا،

مبارکه: صاحب برکت در علم و فضل و کمالات،

طاهره: پاکیزه از صفات نقص،

زکیه: نمو کننده در کمالات و خیرات،

راضیه: راضی به قضای الهی،

مرضیه: پسندیده خدا و دوستان خدا،

محدثه: كسي كه ملک با او سخن می گفت،

زهرا: نورانی هم در ظاهر و هم در باطن.

 

20-   نام های حضرت فاطمه (س) در سایر کتب و ادیان الهی:

 

جاماسب: حکیم،

زند (کتاب زرتشت):  شاه زنان،

تورات: عابده،

انجیل: مخدومه،

 یهود: تاج النسا،

برهما: شمسه کبری،

کتاب یونانی گلوبین: مسطور

 

21-  نام های دیگر حضرت فاطمه (س):

معصومه : محصوره از گناه،

 منصوره: کسی که یاری می شود،

حصان: محفوظ،

حره: آزاده از وابستگي،

سیده: بانوی محترم،

عذرا: پرده نشین و بکر،

حانیه: مهربان در حق شوهر،

شفیعه: دارنده مقام شفاعت،

بتول: دختری که عادت ماهیانه نداشته،

مطهره: از هر آلودگی و پلیدی دور.

 

22-  کنیه های ایشان:

ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام السبطین، ام المؤمنین، ام العلوم، ام الاخیار، ام الفضائل، ام الاسماء، ام النجباء، ام النقباء، ام الهنا (مادر گوارايى ام الازهار (مادر شكوفه ها ام ابيها.

 

23-    برخی از القاب ایشان:

سيدة نساء: بزرگ بانوى زنان،

موطن الهدى: جايگاه هدايت،

مهجة قلب المصطفى: خون قلب مصطفى،

حنانه: غمخوار و بامحبت،

بقية النبوة: بازمانده پيامبري،

برة: نيكوكار،

شفيقة: دلسوز و مهربان،

انانة: دردمند،

غرة غراء: سپيدروى نورانى،

درة بيضاء: گوهر تابناك،

عين الله: ديده خدايي،

مكينة فى عالم السماء: دارنده جايگاه در عالم آسمان ،

درة بحر العلم و الكمال: گوهر درياى دانش و كمال،

قطب رحى المفاخر السنية: محور آسياى افتخارات والا،

مجموعة المأثر العلية: گردآورنده يادگارهاى برين،

زجاجة: چراغدان نورانى براى نور الهي،

كعبة الآمال لأمل الحاجة: كعبه آرزوهاى نيازمندان،

ليلة القدر: شب قدر،

ابنة من صلت به الملائكة: دختر آن كسى كه فرشتگان بر او اقتدا كرده و نماز گزارده اند،

سر العظمة: راز بزرگى و بزرگوارى 

 

24-  رسول الله (ص): خداوند خلق کرد نور فاطمه را پیش از آنکه بیافریند آسمان و زمین را و سپس فرمود: فاطمه در باطن حوریه است، حق تعالی فاطمه را از نور خود آفرید پیش از آدم.

 

 25-  رسول الله (ص): نام او در آسمان ها منصوره (نام بهشتی) است. منصوره است زیرا پیروان خود را نصرت و یاری می دهد و در زمین فاطمه است زیرا شیعیان خود را از آتش جهنم دور می دارد.

 

26-   در علل الشرایع از امام صادق (ع) در سبب اینکه چرا فاطمه (س) را زهرا می نامیدند آمده است: نور فاطمه سه مرتبه در روز در همه جای مدینه ساطع می شد. اول روز در بامداد، نور سفیدی وقتی در حال خواندن نماز صبح بودند، هنگام ظهر وقتی برای نماز ظهر آماده می شدند نور زردی از چهره ایشان بر همه جا ساطع می شد و در هنگام غروب آفتاب از چهره مبارکشان نور سرخی که فرح و شادی را در سراسر شهر حاکم می کرد پس آن نور در چهره فاطمه باقى بود تا زمانى كه حسين (ع) از وى متولد گرديد و آن نور به او منتقل شده و به ما رسيده است و همچنان در نزد ما خواهد بود، امامى بعد از امام ديگر، تا قيامت فرا رسد.

 

27-  همچنین امام صادق (ع) می فرماید: نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین(ع) می‌درخشید، چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان نمایان می شد همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

 

28-  امام حسن عسگری (ع) می فرمایند ایشان ام الائمه انداول روز چون آفتاب، ظهر ماه منیر و غروب چون ستاره بودند.

 

 

29-  روایتی از سلمان فارسی: حضرت رسول (ص) فرمودند حق تعالی آفرید مرا و علی را در وقتی که نه آسمان بود و نه زمین و بهشت و نه دوزخ و نه لوح بود و نه قلم، چون حق تعالی خواست که مرا بیافریند تکلم نمود به کلمه که از آن نوری به هم رسید کلمه ای دیگر فرمود و از آن روحی به هم رسید، پس آن نور را با آن روح ممزوج گردانید، پس من و علی را از آن نور و روح آفرید. از نور من عرش را بیافرید و من از عرش بزرگترم و از نور علی آسمان ها را بیافرید پس علی از آسمان ها جلیل تر و بزرگتر است. پس بیرون آورد از نور حسن آفتاب را و از نور حسین نور ماهتاب را، پس ایشان بزرگتر هستند از آفتاب و ماه و چون خدا خواست امتحان کند ملائک را ابری از تاریکی فرو فرستاد. ملائک نمی دیدند ملائک به حق خداوند از او خواستند که ظلمت را از او دور گرداند پس حق تعالی نور فاطمه را آفرید مانند قندیلی در کنار عرش، نور او آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه را روشن کرد و به این سبب فاطمه را زهرا نامیدند، آرامش دهنده ملائک نور زهرا شد و پس ملائک تقدیس و تسبیح حق تعالی کردند و حق تعالی فرمود به عزت و جلال خودم سوگند یاد می کنم ثواب این تسبیح و تقدیس شما را تا روز قیامت قرار دادم از برای محبان این زن و پدر و شوهر و فرزندان او.

 

30-  بعد از تولد فاطمه، بانو خدیجه (س) پرستاری از او را شخصاً به عهده گرفت این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه به دنیا آمده خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه نشینان اطراف می‌سپردند.

 

31-   فاطمه (س) در روز آنقدر نمو می کرد که اطفال دیگر در ماهی و در ماهی آنقدر رشد می کرد که اطفال دیگر در سالی.

  

32-   وقتی در شعب ابی طالب در محاصره بودند در سن دو سالگی طعم گرسنگی را کشیدند و شکنجه یاران رسول خدا، فقر، گرسنگی و ستم مستکبران را دیدند.

 

33-   روزی از شدت گرسنگی رنگشان به زردی گرایده بود از پدرشان مرتب طلب غذا می کردند پیامبر (ص) دست مبارکشان بر سینه اش نهاد و دعا کرد "اى خداى سيركننده گرسنگان و فرازنده فروافتادگان ! دخترم فاطمه را گرسنه مگذار" بانو می فرمایند بعد از آنروز هیچگاه گرسنه نشدم.

 

34-   در سن پنج سالگى به همراه پيامبر (ص) و بنى هاشم از تنگناى شعب نجات يافت.

 

35-  شش ساله بود كه مادرش (خديجه ) از دنيا رفت.

 

36-  رابطه رسول الله (ص) و بانو فاطمه (س) بهترین رابطه پدر و دختری است که می توانست وجود داشته باشد. ایشان در کودکی همیشه از پدرش نگهداری می کرد و زمانی که جاهلان عرب به پدرشان بی احترامی می کردند چون مادری مهربان از پیامبر (ص) حمایت می کرد به طوری که لقب ام ابیها به ایشان دادند.

 

37-   بعد از هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه زمانیکه ایشان هشت ساله  بودند همراه حضرت علی (ع) و فاطمه بنت اسد مادر امام علی (ع) و فاطمه دختر زبیر از مکه هجرت می کند و 10 سال هم در مدینه زندگی می کنند.

 

38-  ام سلمه که نگهداری فاطمه (س) در مدینه توسط پیامبر (ص) به او سپرده شده بود می گفت فاطمه به من سپرده شد تا در تربيتش كوشش كنم ولی به خدا سوگند او از من باادب تر و داناتر بود.

 

39-  عایشه می گفت: ندیدم احدی را که در گفتار و سخن شبیه تر باشد از فاطمه به رسول خدا (ص) چون فاطمه نزد او می آمد او را مرحبا می گفت دست های او را می بوسید و در جای خود می نشاند.

 

40-  زمانیکه پیامبر (ص) سفر می رفت از آخرین کسی که خداحافظی می کرد ایشان بود و فاطمه (س) اولین کسی بود که بعد از سفر به دیدارشان می رفت.

 

41-   حضرت رسول (ص) می‌فرمود: فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است فاطمه عزیزترین مردم است.

 

42-   گاهی با زنان هاشمی به ميدان جنگ مي شتافت تا حال پدر را جويا شود . چنانکه در جنگ احد که به دروغ آوازه درافتاد که پيامبر (ص) در جنگ کشته شده، به دامنه کوه احد شتافت و سر و صورت خونين پدر را شستشو داد و از خاکستر حصيری که سوخته بود بر جراحات پدر پاشيد و از زخم های آن حضرت مواظبت کرد تا بهبود يافت.

 

43-   درمقام علمی بانو گفته اند که زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار مراجعه می کردند و در منابع اهل سنت بر روی شخصیت او به عنوان بانویی پرهیزکار و با ایمان تأکید می‌شود.

 

 

44-   رسول الله (ص): هر گاه به بهشت مشتاق می شوم فاطمه را می بویم.

 

45-   روزی مرد نابینایی اذن خواست داخل خانه فاطمه (س) شود بانو خود را پوشاند، رسول الله (ص) فرمودند دخترم چرا خودت را می پوشانی او که ترا نمی بیند و ایشان در پاسخ فرمودند من که او را می بینم و در ضمن او می تواند رایحه مرا استشمام کند.

 

46- روزی پیامبر (ص) از اصحاب خود پرسید در چه حالی زن به خدا نزدیک تر است؟ اصحاب جواب نتوانستند چون فاطمه (س) این مطلب را شنید عرض کرد که نزدیک ترین حالات زن به خدا آن است که ملازم خانه خود باشد.

 

47- عمر و ابوبکر خواستار ازدواج با بانو فاطمه (س) بودند و عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن عفان ، كه هر دو از ثروتمندان بزرگ بودند، نيز براى خواستگارى آمدند اما پیامبر (ص) نپذیرفته و فرمودند امر او با خداوند است.

 

48- روزی حضرت رسول (ص) در خانه ام سلمه بود. ملکی با هیبت خاصی بر ایشان نازل شد. پیامبر (ص) فرمودند یا جبرئیل تا به حال شما را به این شکل ندیده بودم ملک می فرماید من جبرئیل نیستم نامم محمود (صرصائیل) است. این ملک20 سر و در هر سر سه هزار زبان داشت و میان دو کتفش  شهادتین و علی ولی الله نوشته بود. ملکعرض کرد خدای متعال مرا نزد شما فرستاده که به شما بگویم "نور را با نور تزویج کن" حضرت فرمود: «چه کسی را با چه کسی»؟ گفت: «فاطمه را با علی بن ابی طالب».

 

49- امام علی (ع) دو بار برای خواستگاری بانو نزد پیامبر آمد اما به دلیل شرمش نتوانست خواسته خود را مطرح کند تا اینکه بار سوم خود پیامبر (ص) پرسیدند یا علی خواسته ای داری؟ گفت بلی از آنجا که پیامبر (ص) از طریق وحی بر این امر آگاه بود فرمود برای خواستگاری فاطمه آمده ای ایشان گفتند آری.

 

50-  پیامبر (ص) پاسخ خواستگاری امام علی (ع) به جواب دخترشان موکول کردند و از بانو پرسیدند آیا به این ازدواج راضی است که بانو سکوت می کنند و پیامبر (ص) می فرمایند سکوت علامت رضایت است و موافقت خود را اعلام می کنند.

 

51- پیامبر (ص) از علی (ع) سؤال می کند برای اینکه بخواهی ازدواج کنی چه داری؟ ایشان می گویند دارایی من یک شمشیر، شتر و زره است. پیامبر (ص) می فرماید شتر و شمشیرت را نگه دارد و زره ات را بفروش.

 

52- علی (ع) زره را به بهای 480 درهم به عثمان فروخته و به پیامبر (ص) داد ایشان هم بدون شمردن مشتى از آن را به بلال و مشتى ديگر را به سلمان و قدرى از آن را به اسماء داد و بقيه را به ام سلمه سپرد تا جهيزيه را آماده كنند.

 

53- جهیزیه حضرت فاطمه (س): يك پيراهن زنانه به مبلغ هفت درهم، روسرى بزرگ به مبلغ چهار درهم ، قطيفه سياه خيبری،يك تخت از ليف خرما، دو رختخواب از پارچه كتانى درشت بافت مصرى كه در يكى ليف خرما و ديگرى پشم گوسفند بود، چهار عدد متكا از پوست دباغى طائف، پرده نازك پشمی، يك قطعه حصير براى مفروش كردن اتاق ، يك دستاس ، يك طشت مسى ،  يك مشك كوچك آب ،  يك كاسه چوبى ،  يك آفتابه ، يك سبوى سبز، چند كوزه سفالين ، يك سفره از پوست ،  يك عباى بافته شده از پنبه.

 

54- حضرت علی (ع) هم خانه را با شن نرم فرش کرد چوبی میان دو دیوار خانه کوبید تا لباس ها را به آن آویزان کند و یک پوست گوسفند و یک متکا که از لیف خرما پر شده بود تهیه کرد.

 

55- حمزه عموی پیامبر برای عروسی دو تا شتر قربانی می کند و پیامبر (ص) به بلال می فرمایند" «اي بلال مردم را دعوت كن كه دسته دسته به مسجد بيايند 15 نفر 15 نفر میهمانان به مسجد می آمدند و آن غذا به برکت حضور پیامبر (ص) به 4000 نفر رسید.

 

56- تاریخ ازدواج در سال دوم هجری، به روایتی در روز 5 شنبه 21 محرم ، 16 روز بعد از وفات خانم رقیه بعد از جنگ بدر، یا سه شنبه 6 ذیحجه سال دوم هجری بوده است.

 

57- در شب عروسی فقیری به در خانه آمد و لباس کهنه ای تقاضا کرد فاطمه خواست لباس کهنه اش را بدهد که یاد این آیه شریفه که "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد و پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

 

58- بعد از مهمانی پیامبر (ص) نزد دخترش آمد ظرف آبی طلبیدند صورت و پاهايش را با آن شست و مقداری از آن را مضمضه كرد. سپس فاطمه را فرا خواند. آن حضرت مشتي از آب برداشت و آن را بر سرش پاشيد و كف ديگری برداشت و بر دستهايش پاشيد و آن گاه مقداري هم به گردن و بدنش پاشيد. سپس فرمودخدايا فاطمه از من و من از فاطمه هستم. پس همان طوري كه پليدي را از من دور كردي و مرا تطهير نمودي، او را هم تطهير نما  پس از آن به او فرمود كه با آن آب وضو بگیرد و آن را مضمضه کرده واستنشاق كند و از آن آب بنوشد. سپس ظرف ديگري از آب طلب كرد و علي (ع) را فرا خواند و همين عمل را انجام داد و براي او به همين صورت دعا كرد و آن گاه فرمود:خداوند دلهايتان را به هم نزديك و مهربان كند و نسل شما را مبارك گرداند و كارهاي شما را اصلاح كند.

 

59- پیامبر (ص) خطاب به فاطمه (س) فرمودند ترا نزد نیرومندترین مردم در ایمان و بیشترین آنها در دانش و برترین آنها در اخلاق و بلندترین شان در روح ودیعه نهادم، دخترم مردی تهیدست که از خوشبختی جدی تر است و از زندگی بزرگتر و اگر علی نبود هیچ کس لیاقت همسری ترا نداشت.

 

60- خانه این زوج در نزدیکی مسجد قبا بیرون مدینه بود اما بعد از مدت کمی که فاطمه (س) تحمل دوری پدر را نداشت به خانه ای که به اندازه یک پنجره با خانه پیامبر (ص) فاصله داشت نقل مکان کردند.

 

61- سال های اول زندگی مشترک بانو فاطمه (س) و علی (ع) دوران سختی بود و با فقر و تنگدستی همراه بود البته در آن دوران بسیاری از اعضای جامعه مسلمانان فقیر بودند. تنها پس از فتح خیبر بود که دوران فقر این زوج تمام شد. زیرا آنها توانستند بعنوان یکی از مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات این واحه ثروتمند دریافت نمایند.

 

 

62- به گفته کارن رافل استقامت فاطمه (س) در برابر تنگدستی الگویی برای شیعیان است تا با ایمان به خدا به رویارویی با رنج‌های زندگی بپردازند.

 

63- در سالهای اول ازدواج علی (ع) پول کمی کسب می‌کرد. او از چاه آب می‌کشید و مزارع دیگران را آبیاری می‌کرد. فاطمه (س) نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلات را با دست آسیاب می‌کرد و بر اثر کار دستانش تاول زده بود.

 

64- روزی پیامبر (ص) فاطمه (س) را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم؛ تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت. فاطمه (س) نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا! من خدا را برای نعمت‌هایش سپاسگزارم.  در اینجا بود که این آیه نازل شد «و لسوف یعطیک ربک فترضی» (آن‌قدر به تو عطا می‌کنیم تا راضی شوی).

 

65- بانو اکثر روزها روزه بودند و پشم ریسی می کردند، آسیاب می کردند و از فرزندانشان نگهداری می کردند و در اثر زیادی کار خسته می شدند، برای همین به امر خداوند ملائک به او کمک می کردند و دیده شده بود که آسیاب خودش می چرخیده و جبرئیل (ع) همیشه در خانه ایشان مستقر بودند و روایت است که ننوی امام حسین (ع) را تکان می دادند.

 

 

66- روزی علی (ع) خبر دار می‌شود که پیامبر (ص) چند برده دریافت کرده‌است. ایشانفاطمه (س) را می‌فرستد تا یکی از این برده‌ها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه (س)پیش پدر می‌رود اما در خود این را نمی‌بیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی(ع) خود به همراه فاطمه راهی منزل پیامبر (ص) می‌شود، اما درخواست او از طرف پیامبر رد می‌شود. پیامبر به آنها گفت که او نمی‌تواند اجازه دهد که اصحاب صفه از گرسنگی رنج بکشند و من باید برده‌ها را بفروشم و پول آنها را صرف کمک به آنها کنم.

 

67- پیامبر در عوض تسبیحی که به تسبیح فاطمه زهرا (س) معروف است را به زوج جوان می‌آموزد (34 مرتبه الله اکبر، 33مرتبه الحمد لله و 33 مرتبه سبحان الله). امام صادق (ع) فرموده اند خواندن تسبیحات فاطمه (س) بعد از هر نمازی بهتر است از هزار رکعت نمازگزاردن.

 

68- پیامبر (ص) به فاطمه (س) فرمود قبل از خواب هر گاه بخوانی سه مرتبه قل هواالله... گویا ختم قرآن کرده ای، هر گاه صلوات بفرستی بر من و بر پیامبران قبل از من ما شفیعان تو خواهیم بود، و هر گاه طلب مغفرت بکنی برای خودت و تمامی مؤمنین همه آنها از تو خوشنود می شوند و هر گاهی بگویی سبحان الله، والحمدالله، ولا اله الی الله، والله اکبر (تسبیحات اربعه) گویا حج به جا آورده ای.

 

69- حضرت على (ع) و بانو فاطمه (س) زندگی عاشقانه ای داشتند. حضرت على (ع) مى فرمايد: وقتى به خانه مى آمدم و به فاطمه (س) نگاه مى كردم، تمام غم ها و غصه هايم برطرف مى شد.

 

70- حضرت فاطمه (س) به امام علی (ع) عرض می كرد: اى اباالحسن! روحم فداى تو و جانم به قربان تو باد! اگر در آسايش باشى من در كنار تو هستم و اگر در سختى باشى باز هم در كنار تو هستم.

 

71- ترتیب تولد فرزندان حضرت فاطمه (س): امام حسن (ع) 15 رمضان سال سوم هجرت، امام حسین (ع) سوم شعبان سال چهارم هجری، بانو زینب (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت، ام کلثوم که تولد او پس از سال هشتم هجرت بود.

 

72- پيامبر (ص) مي‌فرمايد: من درخت پاکي، فاطمه ريشه‌هاى آن، على پيوند و ماده بارورى آن، و حسن و حسين ميوه‌هاى اين درخت‌اند.

 

73- سلمان فارسی می گوید دیدم یک روز ایشان در منزل کار زیادی داشتند و در حال چرخاندن آسیاب بودند بانو فاطمه دست هایش تاول زده و خون می آید، گفتم چرا نمی دهی فضه بچرخاند، گفتند چون پدرم سفارش کردند کارهای خانه یک روز بر عهده من و یک روز بر عهده فضه باشد و امروز نوبت او نیست.

 

74- ایشان هرگز خاطر کودکان خود را نرنجانید و همواره با نوازش پرمهر خود با آنها رفتار می‌کرد و هرگز نگذاشت که آنها نسبت به مهر و توجه مادر احساس محرومیت کنند.

 

75- حضرت فاطمه (س) فرزندان خود را به گونه ای تربیت کرده بود که به هم احترام بگذارند. به همین جهت بود که امام حسین (ع) احترام خاصی به امام حسن (ع) می گذاشتند و در حضور ایشان صحبت نمی‌کردند و به خواهرشان حضرت زینب (س) به شکلی فوق‌العاده علاقه‌مند بوده و به احترام ایشان – با اینکه کوچک‌تر از امام حسین (ع) بودند – از جایشان بر می‌خاستند و همچنین محبت و احترام متقابل حضرت زینب (س) به برادرانشان فوق العاده بود.

 

76- آن حضرت، در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری و نخفتن وا می‌داشتند و برای این کار از قبل و در روز بچه‌ها را می‌خواباندند تا کاملا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می‌دادند تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوب‌تری از نظر جسمی و روحی برای شب زنده‌داری داشته باشند و می‌فرمودند: ” محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.”

 

77- امام حسن (ع) می‌فرمایند: شبی مادرم را دیدم که تا صبح به عبادت پرداخته و مرتب مؤمنین و دیگران را دعا می‌کرد، ولی در حق خود ساکت بود. از علت آن پرسیدم، فرمودند اول همسایه، سپس خودمان.

 

78- ایشان با فرزندانشان همبازی می شدند و برایشان شعر می خوانند برای نمونه خطاب به امام حسن (ع) می‌فرمود: ای حسن همچون پدرت باش و ریسمان را از اطراف حق بردار خداوند صاحب نعمتها را پرستش کن و با افراد کینه‌توز دوستی مکن.

 

79- در جای دیگر خطاب به امام حسین (ع) این سروده را می‌خواندند: تو به پدرم رسول‌الله(ص) شباهت داری شبیه علی (ع) نیستی. در حالی که بانو این شعر را خطاب به امام حسین (ع) می‌خواندند و با او بازی می‌کردند، علی (ع) می‌شنیدند و تبسم می‌کردند.

 

80- روزی امام حسن (ع) نزد پیامبر آمد و اظهار تشنگی کرد و تقاضای آب نمود. پیامبر)از گوسفندی مقداری شیر دوشید و به ایشان داد، در این هنگام که امام حسین (ع) خواست تا ظرف شیر برادرش را بگیرد، پیامبر (ص) مانع گرفتن ظرف او شد. فاطمه (س) عرض کرد: گویا حسن برای شما عزیزتر است. پیامبر فرمودند: هر دو برایم عزیز و محبوبند، چون اول حسن تقاضای آب کرد، او را مقدم داشتم.

 

81- همچنین روزی حسنین(ع) در حضور پیامبر (ص) کشتی گرفتند. در این میان فاطمه(س) شنید که پدر بزرگوارش، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند.بانو از این نوع رفتار پیامبر (ص) اظهار تعجب کرد. پیامبر فرمود: دوستم جبرئیل، حسین را تشویق می کند و من حسن را تشویق می نمایم.

 

82- روزی مرد فقیری از پیامبر در مسجد طلب کمک کرد پیامبر او را به در خانه فاطمه فرستاد فاطمه گردنبند خود را به او داد مرد به پیش پیامبر بازگشت و ماجرا را تعریف کرد عمار یاسر از یاران پیامبر گردنبند را خرید به همراه غلامی نزد فاطمه فرستاد و ایشان غلام را آزاد کردند غلام گفت چه گردنبند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

 

83- روزی زنان یهود بانو را برای عروسی دعوت کردند همه سعی کردند بهترین لباسها را پوشیده و به زیورآلات خود را بیارایند تا وقتی فاطمه (س) وارد مجلس شود تحقیر شود اما به فرمان خدا جبرئیل (ع) لباسی بهشتی با زینت و زیورهایی که کسی مثل آنها را ندیده بود برای فاطمه (س) آورد وقتی ایشان وارد مجلس شدند متحیر شدند و عده زیادی از آنها مسلمان شدند.

 

 

84- حضرت علی (ع) چادر پشمی حضرت فاطمه (س) در برابر قرضی که از یک یهودی گرفته بود به گرو گذاشت آن مرد چادر را به خانه اش برد هنگام شب زن مرد یهودی نوری در اتاق دید و متوجه شد که این نور از چادر بانو است دوستان و آشنایان خود را برای دیدن این صحنه آوردند در همان شب 80 نفریهودی مسلمان شدند.

 

85- آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و ... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است.

 

86- يكى از ويژگى هاى ايشان در نقش و نوشته انگشترى آن حضرت است. بنا به قولى نقش انگشترى آن حضرت" الله ولىُّ عصمتى" بوده است ، يعنى خدا نگاه دارنده من از خطا و گناه مى باشد. و به قولى "نعم القادر الله" و به قولى" أمِنَ المتوكّلون" بر انگشتر آن حضرت نوشته شده بود. و برخى گفته اند كه نقش نگين آن حضرت نقش نگين سليمان پيغمبر بوده است ، يعنى "سبحان من ألجَم الجنّ بكلماته" و نوشتن اين كلمات بر نگين انگشتر، براى دفع دشمن و حفظ اموال و اولاد و بدن از جن و انس و اهريمن و از تمام ناملايمات تأثير بسيارى دارد.

 

87- ایشان هر شنبه به زیارت قبر حمزه عموی پیامبر (ص) می رفت.

 

88- بانو یک شب خواب می بینند که همراه حضرت علی (ع) و فرزندانشان به صحرا می روند و گوسفندی را می کشند و کباب می کنند و همه از آن می خوردند و می میرند. فردا صبح رسول الله (ص) از حضرت فاطمه می خواهد که به صحرا بروند حضرت فاطمه که این را می شنوند پریشان می شوند، دلیل آن را می پرسد و ایشان می گویند که من دیشب چنین خوابی دیدم که رسول الله می فرمایند که این خواب پریشان بوده ووهام یکی از فرزندان شیطان در خوابت آمده و همان موقع وهام را می آورند و سه مرتبه آب دهان را به او می پاشد که سرش سوراخ می شود.

 

89- در 28 صفر سال 11 هجرى پدر خود را از دست داد و اين آغاز مصيبت ها و حوادث جانكاه بعدى بود.

 

90- بسيار گريه كنندگان پنج تن بودند: آدم (ع)، يعقوب (ع)، يوسف (ع) و حضرت فاطمه(س) و اما فاطمه (س) براى وفات رسول خدا آن قدر گريست كه اهل مدينه از گريه او خسته شدند و به او گفتند: از گريه فراوان خود ما را آزردى پس آن حضرت به مزار شهداى احد مى رفت و هر چه مى خواست مى گريست و به سوى مدينه برمى گشت.

 

91- در روایتی از امام صادق (ع) آمده: فاطمه (س) به علت وفات پدر به قدری محزون شد که تنها خداوند از شدت غم و اندوه او باخبر بود. از این رو خداوند فرشته­‌ای را فرستاد تا او را تسلی دهد و اندوهش را برطرف سازد . این فرشته در برخی روایات از جبرئیل (ع) یاد شده است او فاطمه را از احوال پدرش در عالم برزخ و همچنین از حوادث آینده، مطلع می­ساخت.

 

 

92- کتاب مصحف بانو فاطمه (س) شامل پیام هایی بود که حضرت جبرائیل (ع) از اخبار و اطلاعاتی در آیندهٔ جهان تا قیامت، سرنوشت فرزندان و ذراری او، نام تمامی فرمانروایان و کارهای آنها به ایشان می گفتند و حضرت علی (ع) آنها را می نوشتند و این کتاب نزد صاحب الامر است و از حروف نورانی قرآن که رمز قرآن است می باشد (رمز قرآن: صراط علی حق نمسکه).

 

93- روزی بانو فاطمه (س) به سلمان فارسی پیغام دادند وقتی از فوت پدرم در غم و اندوه بودم در عالم مکاشفه دیدم سه حوریه بهشتی برای تسلی خاطرم به دیدنم آمدند نامشان را پرسیدم اولی گفت مقدوده برای مقداد، دومی ذره برای ابوذر و سومی سلمی برای سلمان آفریده شده ایم همراه خود خرمای بسیار لذیذ و خوش عطری آورده بودند مقداری برای افطار با خودت ببر.

 

94- حضرت فاطمه (س) به سلمان دعای نور (بسم الله النور ...) را که پیامبر (ص) به ایشان آموخته بود تا هر صبح و شام بخوانند آموخت و فرمودند هر کس این دعا را بخواند دچار تب و ناراحتی نمی شود سلمان می گوید من این دعا را به بیش از هزار نفر از اهالی مدینه و مکه که مبتلا به تب شدید بودند تعلیم نمودم  و به برکت این دعا و لطف خداوند، جملگی شفا یافتند.

 

95- حضرت فاطمه (س) در فعالیت های سیاسی و اجتماعی هم حضور داشتند از جملهنپذیرفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع با شهامت او از علی پس از وفاتپیامبر (ص) و مخالفت با انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه و منازعات خشن با عمر، ادعای مالکیت وی بر اموال پدر و به چالش کشیدن ابوبکر بخصوص در مورد فدک و سهم خیبر که کلاً توسط ابوبکر پذیرفته نشد.

 

96- رویداد خانه فاطمه (س) به روایاتی اشاره می‌کند که بر اساس آنها ابوبکر پس از انتخاب شدن به عنوان خلیفه مسلمانان به همراه عده‌ای از همراهان از جمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانه علی می‌رود و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبرو می‌شود.

 

97- فدک قریه حاصلخیزی بود که پیامبر (ص) که بدون جنگ آن را از یهودیان گرفته بود آن را به حضرت فاطمه (س) بخشید پیامبر (ص) تا وقتی زنده بودند از طرف فاطمه (س) از منافع آن قریه به مسلمان کمک می کرد. بعد از وفات پیامبر (ص) ابوبکر خلیفه وقت مدعی گرفتن آن به عنوان اموال بیت المال شد.

 

98- به طور مسلم، ممنوع ساختن خاندان پیامبر از این سرزمین حاصلخیز، برای این بود که مبادا امیرمؤمنان از درآمد آنجا برای مبارزه با دستگاه خلافت کمک بگیرد. از این رو، نه تنها فاطمه را از فدک محروم ساختند، بلکه کلیه بنی هاشم و فرزندان عبدالمطلب را از حقوق مشروع خود، یعنی خمس غنایمی که سپاهیان اسلام در زمان خلفا به دست می آوردند؛ هم بی نصیب نمودند.

 

99- حضرت فاطمه (س) در مسجد در دفاع از حق خود خطبه ای حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت خواند. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت با استناد به آیات قرآن ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابوبکر را ثابت نمود.

 

 

100- ابوبکر ابتدا به حضرت فاطمه (س) گفت برای ادعای خود شاهدی بیاورد ایشان فرمود حضرت علی (ع) و ام ایمن شاهدان من هستند ابوبکر رد کرد چون علی (ع) را در این مورد ذینفع و شهادت یک زن هم کافی نبود. حضرت فاطمه از راه حق ارث وارد شدند اما ابوبکر با حدیثی از پیامبر مبنی بر اینکه ما پیامبران هیچ مالی به ارث نمی گذاریم جز حکمت و دانش و هر چه بماند در اختیار ولی امر است  آن را رد کرد. البته راوی این حدیث فقط خود او بود و کسی تا قبل از آن این حدیث را نشنیده بود.

 

101- سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (ع) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر دنیا را ترک نمودند در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر روابت مشهور 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و  تنها 95 روز یا 75 روز پس از رسول خدا (ص) در این دنیا زندگی نمود.

 

102- هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (ع) بنا بر وصیت فاطمه (س) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (ص) (ابوذر، سلمان ، مقداد، عمار ياسر، حذيفه ، عبدالله بن مسعود) را خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند.

 

103- مولا علی (ع) فرمودند رفتن فاطمه از پیش من دلیل است بر آنکه هیچ دوستی برایم باقی نماند.

 

104- حضرت علی (ع) به بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش برمی‌شمرد و فرمودند: به خدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود.

105- مدفن ایشان معلوم نیست، یا در قبرستان بقیع یا در مابین منبر و مقبره رسول الله (ص) و یا در خانه خودشان که بیشتر مورد تأیید است و مقبره ایشان گویند باغی است از باغ های بهشت.حضرت علی (ع) 7 یا 40 قبر در بقیع کنده و صاف می کند تا قبر ایشان شناسایی نشود.

 

106- اولین کسى که تاریخچه اى از زندگانى حضرت صدیقه کبرى (س) را به قلم آورده و به صورت کتاب تدوین کرده ابو صادق سلیم بن قیس هلالى کوفى متوفاى سال ۷۶هجرى استمطالب مربوط به حضرت فاطمه (س) را به فاصله اى کمتر از سه سال از شهادت آن حضرت به نقل از حضرت علی (ع) و سلمان و ابوذر و مقداد که شاهدان عینى ماجراها بوده اند نقل کرده است. کتاب هایى که در طول قرن ها درباره فاطمه (س) تدوین شده اکثراً از کتاب سلیم استفاده کرده و مطالب آن را نقل کرده اند. این یادگار هزار و چهارصد ساله بارها چاپ شده و متن تحقیق شده آن به عربى و فارسى و اردو و انگلیسى در دسترس عموم است. تعدادى از کتاب ها درباره حضرت فاطمه (س) مفقود شده است، همچنان که شیخ صدوق چهار کتاب در چهار موضوع مربوط به آن حضرت تالیف کرده ولى هیچ کدام در دست نیست.

 

107- برخی از معروف ترین کتاب هایی که درباره زندگی، سیره و معارف حضرت فاطمه (س) روایت شده است، اشاره می کنیماخلاق‌فاطمه‌(س): نوشته احمد لقمانی‌، اشکنامه‌: نوشته مهدی‌صفیاری‌، اما دخترم‌فاطمه‌...!: نوشته ب‌، ام‌نرجس، انارهای‌آسمانی: نوشته مجید ملا محمدی، انوار حدیث‌کساء: سید اسد عالم‌نقوی‌، زندگانی حضرت فاطمه (ع) برگزیده منتهی الامال، حاج شیخ عباس قمی، چشمه در بستر: سید مسعود آقایی، فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر: احمد رحمانی همدانی و حسن افتخارزاده سبزواری، فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت: سید محمد کاظم قزوینی،زندگانی فاطمه الزهرا: حسین عماد زاده، صدیقه شهیده: سید عبدالرزاق موسوی مقرم، نهج الحیات (فرهنگ سخنان حضرت فاطمه): محمد دشتی، سیصد و شصت داستان از فضایل، مصائب و کرامات حضرت فاطمه(س): عباس عزیزی،  زندگانی فاطمه زهرا: سید جعفر شهیدی، کشتی پهلو گرفته: سید مهدی شجاعی، فاطمه فاطمه است: علی شریعتی، زندگانی صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا(س): عبدالحسین دستغیب، زندگانی فاطمه الزهرا(س): ناصر مکارم شیرازی، بحار الانوار (جلد 43):محمد باقر مجلسی، محمد روحانی علی آبادی، اسرار فدک: محمد باقر انصاری و سید حسین رجائی.

 

108-  هانری کربن تناظری بین فاطمه در متون مذهبی و آناهیتا الههٔ باروری و آبهای روان ایران باستان مشاهده نموده‌است. ویلهلم ایلرز در مطالعاتش بر روی منابع شیعه بر این ارتباط تاکید و اشاره می‌کند که در این منابع آبهای بهشت و زمین و نمک جزیی از مهریه فاطمه بوده‌است. همچنین در اعتقادات عوامانه فاطمه و در آئین‌هایی که به باروری مرتبط است با عناصری که سمبل باروری هستند در ارتباط می‌باشد مانند رنگین کمان، گل یاسمن و انار.

 

109- حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود: ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ما برگزیدگان پاک و مقدس پروردگار مى باشیم، ما حجت و راهنما خواهیم بودو ما وارثان پیامبران الهى هستیم.

110- عبد اللّه بن مسعود گوید: روزى بر فاطمه زهرا (س) وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت کجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟! فرمود: بین عده اى از ملائکه الهى مشاجره اى شده است و تقاضا کرده اند یک نفر از آدم ها بین ایشان حکم و قضاوت نماید و خداوند به ملائکه وحى فرستاد: خودتان یک نفر را انتخاب نمائید و آن ها هم حضرت على (ع) را برگزیدند.

 

111- حضرت فاطمه (س) در تعریف امام على (ع) فرمود: او پیشوائى الهى و ربانى است، تجسم نور و روشنائى است، مرکز توجه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاک از خانواده پاکان مى باشد، گوینده اى حق گو و هدایتگر است، او مرکز و محور امامت و رهبریت است.

 

112- فرمود: هر کس عبادات و کارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را براى او تقدیر مى نماید.

 

113- فرمود: همانا حقیقت و واقعیت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى على (ع) در زمان حیات و پس از رحلتش خواهد بود.

 

 

114- فرمود: خداوندا، به حق اولیا و مقربانى که آنها را برگزیده اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان از تو مى خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى.

 

115- فرمود: شیعیان و پیروان ما و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

 

 

116- حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم که عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد متوجه مى شدى که خدا را قسم مى دادم و نفرین مى کردم و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

 

117- فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرک و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاکى از هر نوع تکبر، مقرر نمود و زکات (و خمس) را براى تزکیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده لازم دانست و حج را براى استحکام اساس شریعت و بنا دین اسلام واجب نمود.

 

118- فرمود: هر که بر پدرم و بر من به مدت سه روز سلام کند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گوید: عرضه داشتم: آیا در زمان حیات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حیات ما باشد و یا پس از مرگ.

 

119- فرمود: بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

 

120- در آخرین روزهاى عمر پر برکتش ضمن وصیتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشییع مى کنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تختی که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده، بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن، خداوند تو را از آتش جهنم مستور و محفوظ نماید.

 

 

121- فرمود: اگر آنچه را که ما  اهل بیت عصمت و طهارت  دستور داده ایم عمل کنى و از آنچه نهى کرده ایم خوددارى نمائى، تو از شیعیان ما هستى و گرنه، خیر.

 

122- در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم أمامه ازدواج نما، چون که او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدین است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن مى باشند.

 

123- فرمود: همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش، چون بهشت زیر پاى مادران است و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

 

124- فرمود: روزه دارى که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

 

125- فرمود: تبسم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى از عذاب خواهد بود.

 

126- روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا براى خود ـ و دیگران ـ دعا کنم.

 

127- فرمود: همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از کسى باکى نخواهد داشت.

 

128- فرمود: هنگامى که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امت پیامبر (ص)، را شفاعت مى نمایم.

 

129- ضمن وصیتى به امام على (ع) اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردى، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میت در چنان موقعیتى بیش از هر چیز نیازمند به انس با زندگان مى باشد.

 

130- خطاب به همسرش على (ع) کرد و اظهار نمود: من از خداى خود شرم دارم که از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آنرا نداشته باشى.

 

131- فرمود: خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاکى جامعه از زشتى ها و جنایت ها و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد و دزدى نکردن، موجب پاکى جامعه و پاکدامنى افراد مى گردد.

 

132- فرمود: به خدا سوگند، اگر حق یعنى خلافت و امامت  را به اهلش سپرده بودند و از عترت و اهل بیت پیامبر (ص) پیروى و متابعت کرده بودند حتى دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا  و دین  اختلاف نمى کردند و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمد ( عجل الله فرجه الشریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین) مى گردید که او نهمین فرزند از حسین (ع) مى باشد.

 

133- فرمود: سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا و انفاق و کمک  به نیازمندان در راه خداوند متعال.


تعداد بازدیدکنندگان:13210
تاریخ بارگذاری:1393/11/18
34


دانستنی ها

زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور
پیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چربسینوزیت
تبریک بمناسبت میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)پیامک های تبریک آغاز امامت امام زمان (عج)آلودگی هوا
نامه پدری مظهرالعجائب به فرزند کریمشخادم حرم معجزات روز کربلا