روانشناسی کودک

به نام خدا 

گردآوردنده : منیژه سروری

1-روش های ایجاد اعتماد به نفس در کودکان
اعتماد به نفس مناسب، سلاح كودك در برابر چالش‌هاي دنياست. كودكاني كه احساس خوبي در مورد خود دارند، راحت‌تر مي‌توانند با مشكلات محيط اطراف و فشارهاي موجود در جهان مقابله كنند. آنها تمايل بيشتري به شادي و لذت از زندگي دارند. اين كودكان واقع‌بين بوده و معمولا خوشبين هستند.
در مقابل، چالش‌هاي محيط زندگي براي كودكاني كه اعتماد به نفس پايين‌تري دارند، مي‌تواند به منزله يك منبع عظيم اضطراب و عصبانيت باشد. كساني كه تفكر منفي راجع به خود دارند، سخت‌تر مي‌توانند براي مشكلات خود راه‌حل پيدا كنند. اگر كودك دچار افكاري همچون «من خوب نيستم» يا «نمي‌توانم كاري را درست انجام دهم» باشد، ممكن است در آينده تبديل به فردي مطيع، افسرده يا منزوي شود و هنگام رويارويي با يك چالش جديد، سريع پاسخ دهد كه «من نمي‌توانم».




2-اعتماد به نفس چيست؟
اعتماد به نفس مجموعه‌اي از باورها و احساساتي است كه ما در مورد خود داريم و در واقع درك ما از خودمان است. اين كه ما چگونه خود را تعريف مي‌كنيم روي انگيزه‌ها، نظرات و رفتارهاي ما تاثيرگذار بوده و در احساسات ما موثر است.
شكل‌گيري الگوي اعتماد به نفس، خيلي زود در زندگي آغاز مي‌شود. مثلا يك كودك نوپا كه راه رفتن را براي اولين بار تجربه مي‌كند، دچار حس انجام يك كار مي‌شود كه باعث تقويت اعتماد به نفس مي‌شود. يادگيري برخاستن پس از تلاش‌هاي ناموفق قبلي به كودك مي‌آموزد كه او مي‌تواند.
مفهوم موفقيت در قبال پافشاري در يك كار، خيلي زود در ذهن كودك شكل مي‌گيرد. همين طور كه كودك تلاش مي‌كند، شكست مي‌خورد، دوباره تلاش مي‌كند و بار ديگر شكست‌خورده و سرانجام پيروز مي‌شود، احساس خوبي درمورد توانايي‌هايش به وي مي‌دهد. در همين زمان، كودك مشغول خلق يك خودپنداري براساس ارتباط با ديگر افراد است. به همين دليل است كه نقش والدين، كمك به كودك براي شكل‌گيري يك وضعيت دقيق و سالم از خودآگاهي است.
كودكي كه با يك موفقيت شاد مي‌شود اما احساس مي‌كند كه مورد عشق و علاقه قرار نگرفته است، اعتماد به نفس پاييني را تجربه خواهد كرد. همچنين كودكي كه دوست داشته مي‌شود اما در مورد توانمندي‌هاي خود ترديد دارد، او نيز در آينده اعتماد به نفسش پايين مي‌آيد. اعتماد به نفس مناسب از تعادل صحيح اين دو موضوع با يكديگر ناشي مي‌شود.
3-نشانه‌هاي داشتن اعتماد به نفس
اعتماد به نفس با رشد كودك تغيير مي‌كند، چرا كه تحت تاثير تجربيات كودك و درك و احساسات جديد او قرار مي‌گيرد. پس آگاهي از اعتماد به نفس سالم يا ناسالم مي‌تواند بسيار مهم و موثر باشد و به والدين كمك كند.
كودكي كه اعتماد به نفس پاييني دارد، دوست ندارد كارهاي جديد را امتحان كند و ممكن است به صورت منفي در مورد خود صحبت كند مثلا «من خنگم»، «من هرگز ياد نمي‌گيرم كه چطور اين كار را انجام بدهم»، يا «چه فايده، هيچ كس به من توجه نمي‌كند.» او ممكن است سطح پاييني از عصبانيت را از خود به نمايش بگذارد، به آساني كاري را رها كند يا منتظر فرد ديگري باشد تا آن كار را برايش انجام دهد. او تمايل دارد بسرعت از خود نااميد شود. كودكاني با اعتماد به نفس پايين، اغلب در شرايط ناملايم عقب‌نشيني مي‌كنند.
اما كودكاني با اعتماد به نفس مناسب، از ايجاد ارتباط با ديگران لذت مي‌برند. آنها در مناسبات اجتماعي راحت هستند و از فعاليت‌هاي گروهي لذت مي‌برند و در عين حال از استقلال برخوردارند. وقتي چالش‌هاي اطراف زياد مي‌شود، آنها براي يافتن راه‌حل مناسب تلاش مي‌كنند و به جاي آن‌كه به خود بگويند «من يك احمق هستم» مي‌گويند «من اين مطلب را متوجه نمي‌شوم.» بچه‌ها نقاط ضعف و قوت خود را مي‌دانند و آنها را مي‌پذيرند و مثبت‌انديش و خوشبين هستند.

اما والدين چگونه مي‌توانند به تربيت كودكي با اعتماد به نفس مناسب كمك كنند؟ نكات زير مي‌تواند راهگشا باشد:
4-به آنچه مي‌گوييد دقت كنيد: كودكان بشدت نسبت به آنچه والدينشان مي‌گويند، حساس هستند. به ياد داشته باشيد همواره كودك خود را تشويق كنيد نه تنها به اين خاطر كه او كار خوبي انجام داده است بلكه به خاطر تلاشش نيز از او قدرداني كنيد.
مثلا اگر كودك شما در تيم فوتبال مدرسه انتخاب نشده، به جاي گفتن اين مطلب كه «خوب، بار ديگه بيشتر سعي خواهي كرد و موفق خواهي شد» بهتر است بگوييد «تو نتوانستي در تيم انتخاب شوي اما من واقعا به تلاش تو در اين راه افتخار مي‌كنم.» به جاي نتيجه، به تلاش كودك بها دهيد.
5-يك مدل مثبت باشيد: اگر شما در مورد توانايي‌ها و محدوديت‌هاي خود بي‌نهايت خشن، بدبين يا غيرواقع بين هستيد، كودك هم همچون آينه از شما الگو مي‌گيرد. سعي كنيد اعتماد به نفس خود را بهبود دهيد تا يك مدل مناسب براي كودك خود باشيد.
6-باورهاي غلط فرزند خود را شناسايي و به سمت درست هدايت كنيد: براي والدين بسيار مهم است كه باورهاي غيرمنطقي كودك خود را شناسايي كنند، باورهايي در مورد توانايي‌ها، جذابيت، خوب بودن و... به كودكان كمك كنيد كه استانداردهاي دقيق‌تري براي خود وضع كنند و در ارزيابي خود واقع‌بين‌تر باشند، اين كار به آنها كمك مي‌كند تصور بهتر و سالم‌تري از خود داشته باشند. درك نادرست از خود مي‌تواند ريشه بدواند و براي كودك به يك واقعيت تبديل شود. مثلا كودكي كه در مدرسه خيلي خوب است، اما با رياضي مشكل دارد، ممكن است تصور كند كه من در رياضي ضعيفم پس دانش‌آموز بدي هستم. اين نه تنها يك نتيجه‌گيري غلط است بلكه باوري است كه باعث حركت كودك به سمت خطا و شكست مي‌شود. كودك خود را تشويق كنيد تا موقعيت خود را به طور منطقي درك كند. يك پاسخ مفيد ممكن است اين باشد: «تو دانش‌آموز خوبي در مدرسه هستي. رياضي تنها يكي از درس‌هاي توست كه بايد وقت بيشتري براي آن صرف كني. ما دو تايي روي آن كار خواهيم كرد».
7-مهربان باشيد: عشق شما مي‌تواند باعث افزايش اعتماد به نفس كودكتان شود. كودك را در آغوش بگيريد و به او بگوييد كه به وي افتخار مي‌كنيد. حتي در كيف مدرسه او يادداشت‌هايي مثل اين بگذاريد: «فكر مي‌كنم تو فوق‌العاده‌اي». او را به طور مداوم و با صداقت تشويق كنيد، البته مراقب باشيد در اين زمينه افراط نكنيد.
8-بازخورد مثبت و دقيقي ارائه كنيد: حرف‌هايي مثل «تو مثل ديوانه‌ها رفتار مي‌كني.» مي‌تواند باعث شود كودكتان حس كند كنترلي روي كارهاي خود ندارد. جمله بهتر اين است «تو با برادرت خيلي بد رفتار مي‌كني. اما من خوشحالم كه سر او فرياد نمي‌كشي يا او را نمي‌زني.» اين جمله باعث تاييد احساسات كودك مي‌شود و او را تشويق مي‌كند بار ديگر بهتر رفتار كند و انتخاب بهتري داشته باشد.
9-يك محيط دوستانه و امن براي كودك خود فراهم كنيد:كودكاني كه احساس امنيت نمي‌كنند يا در خانه در معرض سوءاستفاده هستند، دچار اعتماد به نفس پايين‌تري مي‌شوند. كودكي كه دائم شاهد دعوا و جر و بحث والدين باشد، افسردگي مي‌گيرد. همچنين در مدرسه دچار مشكل شده و با دوستانش نمي‌تواند ارتباط خوبي برقرار كند و همين عوامل باعث تحت تاثير قرار گرفتن اعتماد به نفسش مي‌شود.
10-به كودكان خود كمك كنيد در تجربيات سازنده، مشاركت كنند: فعاليت‌هايي كه كودك را به جاي رقابت به همكاري تشويق كند، باعث پرورش اعتماد به نفس او مي‌شود. مثلا وقتي يك كودك بزرگ‌تر به كودك كوچك‌تر خواندن را مي‌آموزد، اعتماد به نفس او شكل مي‌گيرد.
اگر شما در مورد پايين بودن اعتماد به نفس كودكتان شك داريد، مي‌توانيد از كمك متخصصان و مشاوران در اين زمينه استفاده كنيد. مشاوران كودك و خانواده مي‌توانند عوامل پنهاني را كه موجب شده كودك راجع به خود احساس خوبي نداشته باشد، بيابند.
با درمان مناسب و بموقع مي‌توان به كودك ياد داد كه راجع به خود و دنياي اطراف، ديدگاه مثبتي پيدا كند. وقتي كودك خود را از ديد واقع‌بينانه‌اي نگاه مي‌كند، مي‌تواند بپذيرد كه واقعا كيست.
با كمي كمك، كودك مي‌تواند اعتماد به نفس خود را افزايش دهد و شادتر باشد و زندگي بهتري را تجربه كند.
راز پروش کودکی شاد 
11-به کودکتان عشق بورزید :
اولین راز پرورش کودکی شاد تمجید از اوست . عشق مطلق والدین مهمترین عامل در شادی کودکان است. وقتی کودکان بزرگ می شوند دانستن اینکه علایق ، عقاید ، خصوصیات و استعداد هایشان با ارزش تلقی می شود پایه گذار شادی سالهای بعدی زندگی شان خواهد بود . البته پذیرش کودک به معنای چشم پوشی همیشگی از خطاهایش نیست . یاد بگیرد که عملکرد کودک را نقد کنید نه شخصیت اورا . همچنین آنچه را که از کودک می خواهید به او بگویید نه آنچه را که نمی خواهید.
12-نه، من نمی توانم را به بله، من می توانم تبدیل کنید :
وقتی کودک شما بداند که به او اطمینان دارید و باورش کرده اید احساس می کند که دست یافتن به همه چیز برایش امکان پذیر است . افکار کودک نسبت به خود بیشترین اهمیت را دارد. بنابراین والدین باید افکار مثبت به کودکان خود القا کنند . وقتی که در مدرسة ابتدائی ،‌معلم پسر مک بلدسو نویسنده کتاب پروش فرزند با متانت به او گفت که هیچ استعدادی برای بازی فوتبال نداری ، وی به پسر سرزنش شده اش گفت که هرگز اجازه ندهد کسی به اهداف و رویاهایش راه پیدا کند . امروز پسر او بازیکنی حرفه ای در یکی از تیم های مطرح کشور است . القائات فکری مثبت بلدسون در ذهن پسرش زندگی او را متحول کرد.
13- مقررات منصفانه وضع منید و به آنها پایبند باشید :
کودکان کم سن سال با احساس امنیت ،‌شاد می شوند . فرض کنید که در بالای آبشار مرتفعی ایستاده اید درصورتی از ایستادن در آنجا لذت خواهید برد که حفاظی در برابرتان باشد ، در غیر این صورت دچار اضطراب و خواهید شد . کودکان هم اینگونه اند . وقتی که چارچوب محکمی برای رفتارهایش وجود داشته باشد ،‌آنها پیشرفت می کنند . در حقیقت کودکان در جستجوی ساختارند .
14-- ابعاد مثبت را برجسته کنید :
به کودک خود بفهمانید که هیچ مشکلی وجود ندارد ، که به اتفاق هم نتوانیدآن را حل کنید . همچنین به او بیاموزید که خوشبین باشد. اگر اتفاق بدی افتاد، با صدای بلند فکر کنید و بگذارید او افکار شما را بشنود (وای نه باورم نمی شود که این اتفاق افتاده ، اما درستش می کنم ، چیز مهمی نیست) یادگیری خوشبینی مهم است زیرا کودک مشتاق و آرزومند بع احتمال زیاد بزرگسالی شاد خواهد شد . افراد ناراضی و ناخشنود بر حوادث منفی زندگی متمرکز می شوند ،‌درحالی که افراد شاد به وقایعی می اندیشند که چشم انداز بهتری از آینده به آنها می دهد .

15-- حلقه شادی کودکتان را کامل کنید :
والدین در پی معلمان و مربیان ی هستند که بتوانند حلقه شادی کودکانشان را کامل کنند . به کودکتان کمک کنید ارتباطات دوستانه اش را حفظ کند و گسترش دهد . داشتن ارتباطات قوی و مهارت برقراری آن از شروط اصلی شاد زیستن در آینده است .
16-- کودکان را به تحریک بیشتر وادارید :
کودکان امروز سنگین وزن ترند و این برای سلامت و شادابی آنها مضر است . کودکان چاق ، در مقایسه با سایر کودکان ،‌اعتماد به نفس کمتری دارند و افسرده ترند . اگر کودکان سرگرمیهای پر تحرک خارج از خانه را جانشین فعالیت های کم تحرک خانگی کنند و به جای غذاهای آماده ای که فاقد ارزش غذایی است ،‌غذاهای سالم و طبیعی بخورند ، از فوائد شاد زیستن بهره خواهد برد . کودکی که خوب غذا می خورد و ورزش می کند مغزش موادی شیمیایی به نام اندروفین ترشح می کند که به او احساس شادی می بخشد . با فراهم کردن میان وعده های طبیعی از جمله میوه های تازه فصلی ،‌پرهیز از قرار دادن تنقلات در دسترس کودکان و جانشین کردن غذاهای سالم خانگی به سلامت کودک خود کمک کنید . کودکتان را به انجام دادن ورزش و سرگرمیهای خارج از منزل تشویق کنید . بازی با سایر کودکان قدرت خلاقیت خلاقیت کودکتان را تقویت می کند و مهارت های اجتماعی را به او می آموزد .
17- شادی را در جعبة یادگاری ها ذخیره کنید:
اشیای مورد علاقه کودکتان ، عکس ها، کارت پستال ها ، یادگاری ها ، کاردستی هایی را که یاد آورد خاطرات شاد برای کودک هستند داخل جعبه ای قرار دهید . هرگاه کودکتان بیمار است یا غمگین و لبخندی ساده نیاز دارد ،‌آنها را از جعبه بیرون آورید و به او نشان دهید .
18- لحظات جادویی ارتباط را بیابید :
اخیراً مطالعه ای بر روی 2000 کودک 5 تا 17 ساله انجام شده است . از آنان پرسیده شد که خواهان چه چیزی هستند که با پول نمی شود خرید . همة آنها در پاسخ گفته بودند که والدین و توجه آ نها هستند . کودکان ما می خواهند که به آنها فکر کنیم ، برنامه هایی ترتیب دهید که همة اعضای خانواده بتوانند در آن شرکت کنند و لذت ببرند. کوهنوردی،‌ پیاده روی...)‌ کودکان را در فعالیت های روزمره تان مانند انجام دادن کارهای خانه ، خرید و آبیاری باغچه شریک کنید .
19- ژن تلاش دوباره را به کودک خود منتقل کنید :
کودک شما همة فکر و ذهن این است شاگرد اول کلاس شود ،‌ولی در این رقابت همکلاسش برنده شده است . یک راز اصلی شاد زیستن برخورداری از قدرت پشت سر گذاشتن مشکلات است . سعی نکنید کودک خود را ا زهمة‌ناراحتی ها دور نگه دارید . به او کمک کنید بیاموزد چگونه با آنها مواجهه شود . اگر شکست درسی یا غیر درسی اورا نا امید کرده ،‌کمک کنید تا هرچه سریع تر به وضعیت عادی خود برگردد . تشویق کنید تا احساسات خود را در قالب نوشته یا نقاشی بیان کند. شما الگوی کودکتان هستید . مطمئن شوید که الگوی مناسبی در مقابل اوست ورحیة خود را در هیچ شرایطی نبازید .
20-دراو شگفتی ایجاد کنید :
هنگامی که کودک با چیزی بزرگتر از خودش مواجه می شود ،‌خواه پدیده ای فیزیکی باشد یا معنوی ، احساس رضایت خاطر می کند . با کودکان دربارة عقاید خود خداوند و مقدسات دینی صحبت کنید لازم نیست که او همة‌جزئیات را درک کند . با او در جنگل قدم بزنید ،‌به ستارگان خیره شوید . احساس مراقبت و توجه در کودکان را پرورش دهید .

پیام عشق برای کودکان
21- بگویید که دوستش دارید:
این جمله باید اولین چیزی باشد که کودکتان صبح ها ، پس از بیدار شدن از خواب می شنوند و نیز آخرین جمله ای باشد که پس از شنیدن آن به خواب می رود . موقع دعوا و مشاجره و هر زمانی که انتظارش را ندارند بگویید که دوستش دارید .
2-در آغوشش بگیرید.
هیچ مانعی برای در آغوش گرفتن کودکتان وجود ندارد .
22- لمسش کنید:
آرام به پشت او بزنید ، بازوهایتان را دور شانه هایش حلقه کنید ، موهایش را به هم بریزید.
23-در بازی اش شریک شوید :
توپ بزنید ، برای پرندگان دانه بریزید باد بادک هوا کنید و با او مسابقه دهید .
24-گوش دهید ،‌واقعاً گوش دهید :
درحین گوش دادن جملاتی به زبان بیاورید که نهایت توجه تان را به صحبت های او نشان دهید . کانند (وای چه جالب) ( من اصلاً نمی دانستم ) (بیشتر در این مورد توضیح بده )
25- بدون به زبان آوردن کلمه ای با او حرف بزنید :
به تماشای بازی او در مدرسه یا زمین بازی بنشینید . لحظه هایی که به شما نگاه می کند یا نگاهتان باهم تلاقی می کند ،‌به او لبخند بزنید . علائم خاصی برای رابطه تان تعریف کنید که فقط خودتان دونفر معنی آنها را بدانید .
26-به او فقط نگویید دوستت دارم!
‌بچه ها هم مثل بزرگ‌ترها بیشتر به کارها و رفتارهای ما توجه نشان می‌دهند تا آنچه بر زبان‌مان جاری می‌شود. هر چند بیان جمله «دوستت دارم» همیشه خوب و دلگرم‌کننده و البته قابل تاکید است اما راه‌های دیگر و عملی‌تری هم برای اثبات این «عشق» به بچه‌ها وجود دارد؛ راه‌هایی که دل‌ آنها را از محبت شما پر می‌‌کند، گرم‌شان می‌کند و حتی جای خالی شما را که احیانا مدت زیادی دور از آنها هستید، پر می‌کند...
27-روزانه ساعت‌های کوتاهی را برای بازی به بچه‌های‌تان و کاملا به شیوه خودشان اختصاص دهید.
28-فرزندتان را در آغوش بگیرید و به تماشای برنامه‌ای که او دوست دارد بنشینید.
29-روزانه ساعات کوتاهی را با او به صحبت بنشینید. مثلا ساعتی قبل از خواب و در مورد زندگی فرزندتان، البته بدون قضاوت صحبت کنید.
30-در ظاهر فرزندتان چیزی برای تعریف کردن پیدا کنید.
31-از شعرهایی که کودک‌تان می‌خواند تعریف کنید.
32-یکی از کارهای کوچکی که فرزندتان باید انجام دهد برای او انجام دهید.
33-موهایش را نوازش کنید.
34-یک نوشته دلگرم‌کننده کنار غذای فرزندتان بگذارید، مخصوصا اگر موقع غذا خوردن در کنارش نیستید.
35-غذایی را که دوست دارد با هم درست کنید.
36-در راه رساندن فرزندتان به مدرسه به جای گوش کردن به رادیوی ماشین و اخبار و... با هم صحبت کنید.
37-با هم قدم بزنید اما با آهنگ قدم‌های فرزندتان و دست او را نکشید!
38-با هم مطلب خنده‌دار بخوانید. و با احساساتش همراه شوید و مثل او بخندید.
39-با هم پازل درست کنید.
40-برای فرزندتان پیام‌هایی با ابراز دوستی و محبت روی در یخچال‌تان بگذارید.
41-پیامی دلگرم‌کننده و کوتاه روی آینه اتاق فرزندتان بچسبانید، مخصوصا وقتی که او خواب است.
42-بازی‌های کامپیوتری که هم شما و هم فرزندتان دوست دارید را پیدا کنید و با هم مسابقه بدهید.
43-اصطلاحات یا ژست‌هایی با فرزندتان ابداع کنید که فقط شما و او معنی‌اش را می‌دانید.
44-با فرزندتان گاهی برای تفریح بیرون بروید. توجه کنید: فقط شما و او.
45-کتاب‌هایی درباره عشق‌های بین اعضای خانواده برای او بخوانید. مطالبی که می تواند به فرزندان داشتن روابط گرم و صمیمی را با پدر و ماذر و خواهر و برادر آموزش دهد.
46-با هم بازی جمله‌سازی محبت‌آمیز انجام دهید. چگونه؟ شما یک جمله خوب درباره او، بنویسید و از او بخواهید یک جمله درباره شما بنویسد.
47-نوار ضبطی از صدای‌تان که عشق‌تان به فرزندتان را نشان می‌دهد آماده کنید و آن را بالای تخت او بگذارید. باز هم این مورد در مورد پدر و مادرهایی که زمان زیادی در خانه نیستند، جواب می‌دهد.
48-روزانه ساعات کوتاهی را با او به صحبت بنشینید. مثلا ساعتی قبل از خواب و در مورد زندگی فرزندتان، البته بدون قضاوت صحبت کنید. اگر فرزندتان دوست نداشت در این مورد بحث کند به او بگویید «سه اتفاقی که امروز برایت افتاد را به من بگو» و اگر جواب داد شما هم سه اتفاقی که در روز برایتان افتاده است را برای او تعریف کنید، حتی شما می‌توانید شروع کننده باشید.
49-در مورد بچه‌هایی که بغل کردن را دوست ندارند، شاید بدشان نیاید از اینکه روی پای‌تان بنشینند و آنها را از پشت در بغل‌تان بگیرید، مخصوصا زمان‌هایی که مشغول تماشای تلویزیون هستند.
قربانیان خاموش را دریابید
طلاق اتفاق تلخ و پر آسیبی است که این روزها به خاطر کمبود مهارت های زندگی ،رو به افزایش است .کوکان قربانیان بی گناهی هستند که لااقل باید در جدایی ،حواسمان به آنها باشد.

50-مشکل جابجایی
بسیاری از کودکان بعد از طلاق مجبورند به منزل جدیدی بروند. شاید مجبورند به همراه مادر به منزل مادربزرگ بروند. این جابجایی، خود یکی از مشکلات کودکان طلاق است. در روانشناسی کودکان، جابجایی یا مهاجرت، به عنوان یکی از دلایل اضطراب کودکان تعریف شده است. اگر این جابجایی با دلیل دیگری همچون طلاق هم همراه باشد، احتمال آسیب رسانی بیشتر خواهد بود.
گاهی درگیری والدین با مسائل عاطفی طلاق تا اندازه ای است، که از توجه به این قبیل مشکلات کودکان باز می مانند. اما این مشکل کوچکی نیست. بسیاری از بی قراری ها و بدرفتاری های کودکان ناشی از همین مشکل است. تغییر شرایط زندگی برای بزرگسالان هم سخت است ولی برای کودکان، با طاقت و حوصله کمی که دارند، بسیار سخت تر و مشکل تر است.
اگر چه کودک به اطرافیان خود بسیار علاقمند هم باشد، خودش را نزد آنها مهمان می داند و هر مهمانی طولانی، خسته کننده است. بنابراین باید این مهمانی بیشتر شکل اقامت پیدا کند. لذا لازم است که حتما محل جداگانه ای برای سکونت کودک و مادرش در نظر گرفته شود. هر چند به علت کمبود جا، این محل امن برای کودک در حد یک تختخواب در یک زیر پله باشد. همین که این جا مخصوص کودک باشد، و او بتواند هر وقت که دوست دارد به محل اختصاصی خودش پناه ببرد، برای او دلیل آرامش می شود.
به هر حال حضور اجباری کودک در تمام لحظات زندگی نزد دیگران، اعم از دایی و خاله، سخت و خسته کننده است. باید برای کودک این امکان وجود داشته باشد که گاهی با مادرش مثل گذشته تنها غذا بخورد، تلویزیون ببیند و یا در مهمانی بزرگتر ها شرکت نکند و ... .
51-دیدار با والدی که از او جدا شده
کودک طلاق از جدایی می ترسد. این ترس، دلتنگی ها را بیش از اندازه واقعیشان سخت می کنند. دیدار زمان بندی شده کودک با پدر یا مادرش که از او جدا شده، بهانه ی خوبی برای آرامش کودک خواهد بود. این دیدار در اوایل باید بیشتر باشد و اگر لازم است به تدریج کم شود تا ترسها و پیش داوریهای کودک از مشکلات آینده را کم کند.
البته در برخی از مواقع، آن طرف جدا شده و یا آنکه مانده، ممکن است به دلیل خودخواهی یا منفعت طلبی، کودک را از دیدار خود یا طرف دیگر محروم کند. اما اگر طرف دیگر خیرخواه کودک است باید به این نیاز او توجه داشته باشد و فرضا برای دیدار وی با پدر بی عاطفه اش برنامه ای در نظر بگیرد. هرچند این دیدار بسیار کوتاه و با نظارت یکی از اطرافیان ذی صلاح باشد. 
این به نفع کودک نیست که به او بفهمانیم پدر یا مادرش بد است. به هر حال کودک هر چه کمتر از مشکلات اخلاقی والدینش سر دربیاورد کمتر آسیب خواهد دید.باید به او بفهمانیم چاره ای نیست که از هم جدا زندگی می کنیم اما این مشکلات مربوط به ما بزرگترهاست و پدرت همیشه پدرتو خواهد ماند. حفظ این رابطه مزیت های دیگری هم دارد. اگر پدرش واقعا مقصر است همین رابطه بعدها این تقصیر را به کودک خواهد فهماند. کودکان بعدها می خواهند راجع به این طلاق قضاوت کنند لذا به همین خاطره ها نیاز دارند. 
علاوه بر این احساس داشتن والدین، همیشه برای کودک بهتر از نداشتن است. کودکان وقتی دور هم جمع می شوند و با هم حرف می زنند با همین چیزها به یکدیگر تفاخر می کنند. بیچاره کودکی که در این گفتگوها همیشه طرف بازنده باشد. لذا با توجه به آسیبهای روانی ای که کودک از این محرومیتها خواهد کشید طرف خیرخواه باید برای دیدار کودک، با طرف دیگر از فداکاریهای لازم دریغ نورزد. 
حتی اگر کودکی رابطه خوبی با پدرش نداشته باشد، دلیل نمی شود که بگوییم نیاز به پدر را احساس نمی کند. اکنون چشمان او برای دیدن جای خالی پدر بیشتر باز شده است. شاید او تا قبل از طلاق، متوجه نمی شد که برخی از همکلاسی هایش به همراه پدرانشان به مدرسه می آیند اما اکنون از این چیزها حرف می زند.
در پایان توصیه‌ای که به والدین دارید چیست؟
برخی از پیشنهادی به منظور کاستن از منفی‌کاری کودکان به شرح زیر است:
52-. نرمش و انعطاف داشته باشید. این مرحله از رشد کودک را به خوبی بشناسید و جزو نیازهای رفتاری او بدانید. در عین حال انعطاف داشته باشید اما نه در حدی که کودک را آزاد و‌‌ رها گذاشته و همه قوانین نادیده گرفته شود.
53-امنیت با قاعده ایجاد کنید. والدین در این مرحله باید نقش فانوس دریایی را داشته باشند. راهنمای فرزندان باشند ولی در عین حال محدودیت برای خود قائل باشند. تکیه‌گاه امنی برای کودک باشند و از دور نور هدایت‌گرانه به آن‌ها ببخشند اما محدوده فعالیت کودک را از او نگیرند و از دور مراقب او باشند. به آن‌ها اجازه دهند محیط اطراف را کشف کنند و مانع خلاقیت آن‌ها نباشند.
54-خانه را برای فرزندان امن، جالب و دوستانه درست کنید. فضای خانه باید به‌گونه‌ای باشد که مجبور نباشید مرتب به او تذکر بدهید. در عین حال برای او اسباب بازی‌های گران قیمت تهیه نکنید تا نگران خراب شدن‌شان نشوید.
55-از تنبیه پرهیز کنید. تنبیه کلامی چشم غره، تحقیر کردن و امثال این‌هاست که همگی نتیجه معکوس می‌دهد. اثرات سو ءاین‌گونه رفتار به قدری در کودکان شدید است که ممکن است آثارش تا بزرگسالی هم مشاهده شود.
56-به کودکان حق انتخاب بدهید. وقتی کودکان یاد بگیرند که حق رای داشته باشند در زمان نوجوانی از بسیاری از مسائل و مشکلات پیشگیری خواهند کرد. در واقع با این آموزش رفتار، نه گفتن و قاطعیت را به کودکان بیاموزید.
57-قاطعیت داشته باشید. در اعمال قوانین ضروری و مرزهایی که برای کودکان خطرناک است استوار باشید. مثلا پریدن وسط خیابان، بازی با آتش و... .
58-تمرکز را در بچه‌ها تقویت کنید. مثلا وقتی کودک کارتون می‌بیند او را دائم صدا نکنید یا وقتی نقاشی می‌کشد ریخت و پاش مداد رنگی‌هایش را به طور مرتب به او متذکر نشوید.
59-به کودکان فرصت دهید از ۲ تا ۷ سالگی که سن شکوفایی خلاقیت آنان است راهی را برای انجام کارشان پیدا کنند و عجولانه با آن‌ها برخورد نکنید.
60-به بچه‌ها پیشنهاد کنید و دستور ندهید. خواسته‌های خود را به جای دستور و تحقیر و تنبیه با لبخند زدن و پرسش همراه کنید. با این کار کودکان یاد می‌گیرند به آن‌ها احترام گذاشته شود و از این رابطه لذت ببرند.
61-پیشنهاد مطبوع یا لذت بخش بدهید. مثلا در پایان بازی یا هنگام ترک پارک به آن‌ها پیشنهاد کنید که برای خانه با هم به خرید می‌روید.
62-یادآوری کنید. یکی از مشکلات والدین در تربیت این است که فکر می‌کنند با یکی دو بار تذکر دادن کودک یاد می‌گیرد. این در حالی است که باید مدام به کودک نکات تربیتی را یادآوری کنید.
63-صبر داشته باشید. نکته مهم این است که در این سن باید برای مقابله با منفی کاری کودک وقتی دستور می‌دهید حداقل ۱۰ دقیقه صبر داشته باشید تا کودک عمل کند.
64-از روش محرومیت برای پایان دادن به کشمکش‌ها استفاده کنید. با تمام نرمش و احترامی که برای کودکان قائل هستید مقابل رفتارهایی مثل داد زدن و قشقرق به پا کردن از روش محرومیت استفاده کنید. مثلا «امروز به پارک نمی‌رویم.»
65-در زمان فشارهای روانی انتظار کمتری از بچه‌ها داشته باشید. در موقعیت‌هایی مانند تولد نوزاد جدید، طلاق یا مرگ نزدیکان حتی هنگام اسباب‌کشی کودکان فشار روانی بسیاری را تحمل می‌کنند و ممکن است ناسازگار بشوند. در این‌گونه مواقع انتظار کمتری از کودک خود داشته باشید.




هیچ گاه برای تربیت کودک زود نیست!! 
هیچ گاه برای تربیت کودک زود نیست. این موجودات دوست داشتنی بسیار باهوش هستند و از همان ابتدا همه چیز را به خوبی درک و ضبط می کنند.
66-سنش برای تربیت کم است؟
هنگامی که کودک یک ساله برای آب نبات جیغ می کشد یا غذای خود را از داخل بشقاب بیرون پرت می کند، کمی برای والدین سخت است که بدانند چه رفتاری باید با او داشته باشند. در ضمن، شاید تصور شود هنوز سن کودک خیلی کم است و نمی توان او را تنبیه کرد. اما این طور نیست. وقتی با زبان خوش نمی توان مسایلی را به کودک یاد داد شاید بهتر باشد به کودک خوب و بد را توضیح دهید. والدین اغلب تربیت را با تنبیه اشتباه می گیرند اما اصل تربیت بر آموزش استوار است. در مورد تربیت کودک یک ساله، والدین باید محدودیت ها را به او آموزش دهند. با همین استراتژی های ساده می توانید کودک را به سمت داشتن رفتار صحیح و پسندیده هدایت کنید.
67-سرگرمی های مختلف را امتحان کنید
هنگامی که عصبانی می شوید و می خواهید سر کودک خود برای کار اشتباهی که مرتکب شده است، داد بزنید، خود را کنترل کنید زیرا این کار باعث لجبازی و ناراحتی بیشتر کودک می شود. در عوض، سریع و با آرامش او را به انجام کار مورد علاقه اش تشویق کنید. به طور مثال، اگر کودک دوست دارد از دسته های مبل بالا برود، به جای داد زدن، او را روی زمین بگذارید و با اسباب بازی با هم بازی کنید یا برایش کتاب بخوانید. این کار نه تنها مانع از انجام کارهای اشتباه کودک می شود، بلکه به او می فهماند برخی کارها را نباید انجام داد.
روی حرف خود بمانید
اگر به کودک گفته اید که حق ندارد پیش از شام یا ناهار بیسکوئیت یا هله هوله بخورد، نباید هرگز، حتی وقتی زیاد گریه و پافشاری می کند به او اجازه این کار را بدهید. اگر فقط یکبار این کار را بکنید، او این مساله را یاد می گیرد و همیشه با جیغ و گریه می خواهد حرفش را به کرسی بنشاند. برای تربیت کودک باید همیشه روی حرف و نظر خود بمانید. این مساله را باید پدرها نیز رعایت کنند و همیشه همگام با مادر در مسیر تربیت کودک پیش بروند. اینکه پدر یک حرفی بزند و مادر چیز دیگری بگوید فقط باعث سردرگمی کودک می شود و نمی فهمد قانون خانه چیست.
68-تا حد امکان مثبت باشید
اینکه همیشه به کودک «نه» بگویید پس از مدتی دیگر از شما حساب نخواهد برد. یا بدتر از آن، خودش هم از این واژه برای انجام ندادن کارهای که نمی خواهد استفاده خواهد کرد. «نه» را همه جا خرج نکنید. آن را برای مواقع واقعا ضروری و بی خطر ذخیره کنید. به طور مثال، هنگامی که کودک به سمت در فر روشن می رود باید سریعا و با صدای قوی «نه» بگویید . اما در مواردی که خطری ندارند لازم نیست مدام «نه» بگویید. به طور مثال، به جای اینکه بگویید: نه! نباید کفش هایت را در ماشین در بیاوری. بگویید: تا وقتی به خانه برسیم آن را در پای خود نگه دار، بعد از می توانی بدون کفش راه بروی.
69-روش کار را به او آموزش دهید
کودکان بیشتر به کارهایی که انجام می دهید توجه دارند تا حرف هایی که به آنها می زنید. بیشترین چیزهایی که یاد می گیرند نیز از تقلید کارهای بزرگ تر ها است. بنابراین، در کنار آموزش های کلامی برخی کارهایی که می خواهید انجام دهد را در مقابل او انجام دهید. به طور مثال، اگر فرزندتان با دیگر بچه های مهد بدفتاری می کند، یکی از آن بچه ها را با مهربانی در آغوش بکشید. به این ترتیب، کودک نیز یاد می گیرد بقیه بچه ها را آرام بغل کند. یا اگر برایش سخت است شب ها مسواک بزند، با هم و همزمان مسواک بزنید تا برایش هیجان انگیز نیز باشد.
70-رفتارهای خوب او را تحسین کنید
گاهی مواقع، رفتارهای بد کودکان به این دلیل است که مهارت ارتباط برقرار کردن با دیگران را بلد نیستند و می خواهند به هر طریقی توجه شما را جلب کنند. به همین دلیل، بسیار مهم است هنگامی که کودک کار خوبی انجام می دهد، او را تحسین و تشویق کنید. به این ترتیب، به او می آموزید رفتارهای خوب بیشتر نظرتان را جلب می کنند.

آموزش پس‌انداز و مدیریت اقتصادی به كودكان
ما به كودكان پول توجیبی می‌دهیم، چون با این كار مدیریت مالی را به آنها آموزش می‌دهیم.
71-روش‌های كاربردی آموزش پس‌انداز و مدیریت اقتصادی برای آموزش به كودكان؛
همانطور كه در خانواده والدین باید مدیریت عاطفی، روانی و اجتماعی را برای ایجاد روابط دوستانه و رسیدن به تكامل خانواده به عهده گیرند و عمل كنند، باید بر دخل و خرج خانواده نیز مدیریت كنند. مدیریت اقتصادی خانواده در شرایط عادی باید براساس میزان درآمدهای یكی از اعضای خانواده و هزینه‌ها تنظیم شود.
در زندگی هر كودك زمانی فرا می‌رسد كه حس پیش‌بینی روز مبادا و خالی بودن جیب، او را متوجه عواقب بی‌پولی و پس‌انداز می‌كند و در اینجاست كه نیاز به داشتن مسئولیت مالی برای كودك احساس می‌شود ما این نیاز را پول توجیبی نامیم. این مقوله معمولاً از سن پنج یا شش سالگی آغاز می‌شود.
ما به كودكان پول توجیبی می‌دهیم، چون با این كار مدیریت مالی را به آنها آموزش می‌دهیم. كودكانی كه مجبور به مبارزه وتلاش برای مسائل پولی می‌شوند نه تنها مسئولیت مالی بیشتری پیدا می‌كنند، بلكه در تمامی زمینه‌های زندگی نیز مسئول‌تر بار می‌آیند. در حقیقت این مقوله بدان معناست كه كودكان با مهارت‌های درست و به جای مدیریت مالی برای مدیریت و پیشبرد وظایفشان در مدرسه نیز بهتر عمل می‌كنند.
همانگونه كه می‌دانیم صرفه‌جویی به مفهوم مصرف چیزی به شكل درست و مناسب آن است. این مسئله برای ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه بسیار مهم و اساسی است و در حوزه اقتصاد خانواده نیز می‌تواند تاثیرگذار و سرنوشت‌ساز باشد.
72-راهكارهایی كاملاً روشن و راهبردی برای آموزش كودكانمان در جهت فرهنگسازی برای پس‌انداز و مدیریت 
- هرگز به این موضوع تاکیدنكنید كه كودك باید پول توجیبی‌اش را پس‌انداز نماید. اگر آنها پول توجیبی‌شان را در جعبه‌ی كفش در عقب كمد خود پنهان و آن را برای زمانی كه بزرگ می‌شوند پس‌اندازکنند در آن صورت هیچگاه نمی‌توانند در مسئله و موضوع جابه‌جا و خرج كردن درست پول را یاد بگیرند و آنها باید وضعیت بد و بحران اقتصادی را خود تجربه نمایند. به عنوان مثال در یك مقطع زمانی، پول خود را بی‌رویه خرج و تمام می‌كنند. و در موقعیت زمانی دیگر كه به پول نیاز دارند تازه متوجه می‌شوند كه دیگر آهی در بساط ندارند. در چنین مواقعی است كه مسائل پولی و مالی را می‌‌آموزند و از مسائل پیش‌ آمده كسب تجربه می‌كنند. به طور كلی مردم و همچنین كودكان فقط بعد از تجربه تلخ ورشكستگی و بی‌پولی می‌توانند راه درست پس‌انداز را به نحو بهتری بیاموزند .
• اكثر كودكان در خانه و در اتاقشان قلك‌كوچكی دارند كه با تشویق والدین گاهی مقداری پول در آن می‌ریزند و در مناسبت‌هایی با اجازه والدین و گاهی تقسیم خودشان آن را می‌شكنند یا باز نمی‌كنند و از پول جمع شده در آن استفاده می‌كنند.
حال ما به عنوان والدین كودكان بهتر است به این فرآیند پس‌انداز كردن پول جهت بدهیم بطور مثال می‌توانیم این پروژه را در زمان بسته و مشخص به كودكمان بیاموزیم به این نحو كه حسابی به نام كودك در بانكی كه انتخاب می‌كنیم افتتاح می‌كنیم در روزهای مشخصی مثلاً به صورت ماهانه و یا هرسه ماه یكبار یا هر مدت زمانی كه از قبل به كودك اعلام می‌شود و در جریان كار قرار می‌گیرد قلك را باز می‌كنیم و همراه با كودك پول‌ها را به بانك می‌بریم و در حساب شخصی او واریز می‌كنیم و هر ماه به او اعلام می‌كنیم كه چقدر در حسابش پس‌انداز شده است.
این روش موجب می‌شود كه كودك پس‌انداز را به صورت سیستماتیك بیاموزد و به طور جدی در جامعه به نوعی فعالیت اقتصادی داشته باشد و در مورد میزان دارایی خویش تصمیم بگیرد و بیاموزد كه كم‌كم به سوی استقلال مالی پیش برود. البته بهتر است كه در جهت این تمرین یك قلك كه قابلیت باز و بسته شدن داشته باشد یعنی قفل‌دار برای كودكمان تهیه كنیم.
البته اینگونه رفتارها در صورتی تاثیرگزار خواهد بود و منجر به فرهنگ‌سازی خواهد شد كه مستمر باشد و رها نشود و پیوسته توسط والدین پیگیری شود و به طور مثال در انتهای هرماه یا هر هفته از كودك بپرسیم كه این هفته چقدر پول در قلك خود ریخته است. این پرسش باعث می‌شود كه كودك اگر پس‌انداز هم نكرده باشد به فكر بیفتد و پیگیری كند.

73-کابوسهای کودکانه
خواب یکی از ضروری ترین نیازهای انسان است که اهمیت آن خصوصا در دوران کودکی و رشد بسیار مهم است. زمان خواب می تواند برای کودک اوقات شیرینی باشد و از طرفی هم ممکن است جدایی از اعضای خانواده، هراس و نگرانی زیادی را برای او به همراه داشته باشد. یکی از نگرانی های والدین مشکلات خواب فرزندشان است، چرا که خواب و استراحت ناکافی تأثیرات نامطلوبی در رشد کودک دارد.
خواب یکی از ضروری ترین نیازهای انسان است که اهمیت آن خصوصا در دوران کودکی و رشد بسیار مهم است. زمان خواب می تواند برای کودک اوقات شیرینی باشد و از طرفی هم ممکن است جدایی از اعضای خانواده، هراس و نگرانی زیادی را برای او به همراه داشته باشد. یکی از نگرانی های والدین مشکلات خواب فرزندشان است، چرا که خواب و استراحت ناکافی تأثیرات نامطلوبی در رشد کودک دارد.
در این یادداشت سعی شده است ضمن آن که به رایج ترین مشکلات خواب در کودکان اشاره می نمائیم راهبردهای درمانی را نیز در جهت مقابله با این مشکل به والدین این کودکان بیان کنیم.
74-کابوس های کودکانه
کابوس در واقع رویای بد و ناراحت کننده است که غالبا به خاطر عوامل ترسناک در روز بروز می کند. این عوامل می تواند از جانب والدین، تماشای تلویزیون و اضطراب های خاص کودکانه باشد. همچنین تحقیر شدن کودک در سن 3تا 5سالگی، گم شدن و پیدا نکردن راه خانه، از دست دادن عشق مادر به خاطر از شیر گرفته شدن علل مهم کابوس شناخته شده است. کابوس تقریبا نزدیک صبح که زمان خواب عمیق است دیده می شود، بیشتر از چند دقیقه طول نمی کشد و کودک با حالت جهشی و ترس از خواب می پرد. در این زمان بچه کاملا نسبت به پدر و مادر و محیط پیرامون آگاهی دارد، می تواند اشیا را شناسایی کند، اما با جیغ و گریه و اضطراب از خواب بیدار می شود. نسبت به خواب و چیزهایی که دیده، آگاهی دارد و آنها را به یاد می آورد.
در این باره باید به کابوس پس ضربه ای هم اشاره کرد. به این معنی که کودک در دوره ای از زندگی در شرایط وحشتناکی مثل آتش سوزی، تصادف و... قرار داشته که بعداً همان صحنه ها را در خواب می بیند. کابوس های کودکانه اگر تا دوران بلوغ ادامه یابد، نشان دهنده مشکلات درون خانواده است.

75-شرایط سنی مختلف کودکان در رابطه با کابوس دیدن
هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست که نوزادان کابوس می بینند یا نه که البته احتمال آن خیلی ضعیف است. به طور کلی مفهوم رویا از 2سالگی کم کم شکل می گیرد. از 1تا 3سالگی ممکن است کابوس دیدن شروع شود که خیلی کم پیش می آید و کابوس محتوای ساده ای دارد. حدود 3تا 5 سالگی، سن شایع کابوس دیدن است. بچه ها در سنین 3 تا 6سالگی دچار اضطراب هایی می شوند که مشکلات خواب را در پی دارد و غالبا برای خوابیدن مقاومت می کنند. از 6تا 10سالگی هم ممکن است کابوس ببینند اما احتمال آن کمتر است که علت آن می تواند فیلم ها و داستان های ترسناک باشد. همچنین کابوس در این سن می تواند راهی برای ابراز احساسات تهاجمی باشد. این حالت معمولا در بین کودکان با ادب و شایسته ای مشاهده می شود که چون کمتر احساسات و رفتار منفی خود را بروز می دهند، به شکل کابوس دیده می شود.
76-رفتار صحیح والدین با این مشکل
وقتی کودک با اضطراب از خواب بیدار می شود، پدر و مادر باید ترس او را از بین ببرند و به او آرامش دهند و لزومی ندارد تا از او بپرسند چه چیزهایی در خواب دیده است. اما مهم ترین عامل، کم کردن مشاجرات خانوادگی است چرا که این مسائل عوامل تهدید کننده ذهن است. به علاوه باید تلویزیون دیدن فرزندان نیز کاملا کنترل شود و اصلا تصاویر ناراحت کننده و خشن نبینند.

77-وحشت شبانه
وحشت شبانه حالتی است که کودک با ترس و هراس از خواب می پرد، در رختخواب می نشیند، تقاضای کمک می کند، دستانش را به این طرف و آن طرف تکان می دهد و به یک مهاجم حمله می کند. با اینکه چشمانش باز است اما اطرافیان را نمی شناسد، ممکن است به نقطه ای خیره شود. وحشت شبانه در ساعات اول شب اتفاق می افتد و بیش از 5تا 10 دقیقه طول نمی کشد. کودک خودش هم دوباره می خوابد و اگر صبح از او در این باره سۆال کنیم، چیزی به خاطر ندارد. این حالت در سنین 4تا 7 سال رایج تر است و بیشتر در بین کودکان باهوش، مضطرب و فعال دیده می شود. تفاوت آن با کابوس در این است که کابوس ممکن است تا بزرگسالی هم ادامه داشته باشد، اما وحشت شبانه فقط منحصر به دوران کودکی و موقتی است.
78-عوامل پدیدآورنده وحشت شبانه
بار دیگر باید به شرایط روحی روانی کودک اشاره کنیم. مسائل خانوادگی و والدین در این زمینه بسیار حائز اهمیت است. اما علاوه بر آن، خستگی و مسافرت های طولانی که ریتم خواب کودک را به هم می زند، افسردگی و مصرف برخی داروها نیز می تواند وحشت شبانه را در پی داشته باشد. اگر همه شرایط روحی کودک مساعد بود، شرایط جسمانی مثل پایین آمدن قند خون، تب، اختلالات گوارشی و... می تواند علل زمینه ساز باشد. برای برطرف کردن مشکل نیز باید در وهله اول وضعیت خانواده بررسی شود و بعد شرایط کودک، زیرا در این باره خانواده درمانی بسیار مهم است.
79-راه رفتن کودکان در خواب
این مشکل تقریباً به ندرت دیده می شود و بیشتر از چند بار در زندگی کودک اتفاق نمی افتد. ادامه یافتن این حالت تا دوران بلوغ نیز مانند وحشت شبانه بسیار نادر است. کودکان بی قرار، حساس، عصبانی، هیجانی و تب دار بیشتر مستعد ابتلا به این اختلال هستند. راه رفتن در خواب خطرناک است اما باعث صدمه نمی شود.
عوامل ارثی، شرایط خانوادگی، خصوصاً کمبود محبت، روابط والدین، کیفیت آن و مسائل روحی عاطفی در بروز این حالت دخیل است.
کودک در این حالت با چشمان باز، کورمال کورمال راه می رود، طوری اطراف را لمس می کند که انگار به دنبال چیزی می گردد. معمولا به طرف دستشویی یا اتاق مادر می رود و نسبت به اطرافش آگاهی ندارد.
در صورت مشاهده این حالت، والدین باید دست او را گرفته و آرام به رختخواب برگردانند. بهتر است در و پنجره ها بسته باشد تا کودک از ارتفاع سقوط نکند. مراقب باشید فرزندتان قبل از خواب حتماً به دستشویی برود و شب ها غذای سنگین نخورد. طبق نظریه زیست شناختی قطع کنترل قشر مغز با اعصاب محیطی می تواند زمینه ساز این اختلال باشد؛ زیرا قشر مغز خواب و اعضای محیطی بیدار هستند. گاه در چنین شرایطی دارو تجویز می شود. اصولا به خاطر اینکه در زمان خواب ارتباط با عالم واقعی قطع می شود کودکان با خوابیدن مشکل دارند.
80-اگر فرزندتان حاضر نیست تنها بخوابد...
یکی دیگر از علل بدخوابی در کودکان، مقاومت و ترس آن‌ها به‌خاطر جدا خوابیدن از والدین است. این حالت باعث می‌شود که کودک، خواب منقطع و ناآرامی داشته باشد.چنین بچه هایی اصولا از چیزی می ترسند که رایج ترین آن دوری از مادر است. برای جدایی آنها باید قدم به قدم پیش رفت. اگر هر شب پیش شما می خوابد، در شب های بعد کم کم فاصله او را از خود بیشتر کنید. در واقع باید حساسیت او را نسبت به این مسئله از بین ببرید. اول با او صحبت کنید، برایش داستان هایی با همین مضمون تعریف کنید، اگر تنها خوابید پاداشی در نظر بگیرید تا به این صورت بتواند بر مشکلش غلبه کند.عوامل کمک کننده به خواب بهتر بچه ها قصه گویی پیش از خواب تأثیر بسیار مثبتی در خواب دارد. بچه ها خیلی دوست دارند خودشان قهرمان داستان باشند. داستان های تخیلی یا حتی اتفاقاتی که طی روز روی داده را در قالب شخصیت خودش تعریف کنید. خاطرات دوران نوزادی و عکس های آن زمان برای او بسیار خوشایند است. قدرت تخیل کودک بالاست، به همین خاطر تجسم سازی به او کمک می کند. خوابیدن اعضای خانواده در یک زمان نیز یکی دیگر از عوامل کمک کننده است. لحظه آخر جدایی از فرزند باید با کلمات مهربانانه، نوازش و بوسیدن همراه باشد



81-بدون داد زدن هم می توان کودک را تربیت کرد 
'گاهی اوقات تنها راه ساکت کردن بچه و اینکه به حرفتان گوش کند، داد زدن است. اما بهتر است ولوم صدای خود را پایین بیاورید و روش های بهتر و کارآمدتر را امتحان کنید.
این بچه های دوست داشتنی که گاهی واقعا روی اعصاب هستند، وقت هایی چیزهایی می خواهند که به هیچ وجه درست و مناسب نیستند؛ مثلا در روز برفی دوست دارند دمپایی بپوشند یا نیمه شب فیلم تماشا کنند. این درخواست ها برای والدین بسیار ناراحت کننده هستند زیرا کودک درک نمی کند و به هیچ صراطی هم مستقیم نیست. نتیجه هم این است که پدر و مادر برای متوجه کردن کودک دست آخر به داد زدن روی می آورند. 
بسیاری از کودکان ناخواسته روی مسایلی دست می گذارند که تنها چاره آن داد زدن است. این مساله به هیچ وجه خوب نیست. در حقیقت، نتیجه جیغ و داد کردن چیزی جز سردرد و اعصاب خوردی نیست. والدین پس از آن نیز احساس گناه می کنند و آرزو می کنند ایکاش می توانستد طور دیگری این شرایط را مدیریت کنند.
این مساله برای کودکان نیز خوب نیست. اگر همیشه با داد و هوار کردن می خواهید بچه را سر جایش بنشانید، باید بدانید اعتماد به نفس و احساس امنیت را در وجود کودک خود از بین می برید. اما اگر فقط در شرایط خاصی دست به دامن فریاد می شوید، فرزند دچار آسیب روحی نمی شود اما برای تربیت کودک هم روش خوبی نیست.
داد زدن ترسناک است و حس «جنگ در مقابل جنگ» را در کودک تقویت می کند. هنگامی که سر کودک داد می زنید در واقع درک اطلاعات توسط کودک را مختل می کنید. اما وقتی به آرامی اشتباهش را به او گوشزد می کنید او با آسودگی خیال می تواند درک کند که منظور و هدف شما چیست. با داد زدن فقط به کودک می آموزیم هر وقت ناراحت یا عصبانی بود داد بزند. دکتر هات یکی از کارشناسان تربیت کودک می گوید: «اگر کودک را کتک بزنید، او کتک می زند. اگر داد بزنید، داد می زند. اگر آرام باشید، آنها نیز یا می گیرند خونسردی خود را حفظ کنند.»
اگر به هر دلیلی سر کودک فریاد کشیده اید بسیار مهم است که از او عذرخواهی کنید و بگویید باید به روش دیگری این شرایط را کنترل می کردید. دکتر هات اعتقاد دارد: «خیلی از والدین متوجه نمی شوند که هرکسی می تواند اشتباه کند، به همین دلیل اشتباه خود را قبول نمی کنند. بدتر اینکه برای این کار هرگز عذرخواهی نیز نمی کنند.» این باعث می شود تا بیشتر حواستان به رفتارها و واکنش هایتان باشد و شاید کمک کند تا روشی غیر از داد زدن را برای تربیت کودک خود انتخاب کنید.
82-دوئل کردن
هنگام صبحانه، دخترتان از شما بستنی تقاضا می کند و به هیچ وجه هم تحمل شنیدن نه را ندارد. او با خود فکر می کند، اگر گریه کنم و جیغ بزنم شاید مامان آن را به من بدهد. او شروع می کند به جیغ زدن های اعصاب خرد کن و شما کنترلتان را از دست می دهید و سر او داد می زنید.
83--چرا والدین کنترل خود را از دست می دهند؟
هنگامی که کودک اعتماد به نفس والدین را از بین می برند (به حرف والدین گوش نمی کنند یا کارهایی می کنند که می دانند نباید انجام دهند)، این مساله برای پدر و مادر قابل تحمل نیست و در این موقعیت احساس درماندگی می کنند. وقتی سر کودک داد می زنید دلیل آن بستنی یا هر چیز دیگر نیست، مساله بازگرداندن آن اعتماد و به دست گرفتن دوباره کنترل اوضاع است. دوئلی که بین والدین و کودک برقرار می شود در واقع نشان دهنده این است که به هم نشان دهند کدام یک قوی تر هستند. ما به این طریق می خواهیم به کودک یادآوری کنیم که ما مسوول و رئیس هستیم و حرف، حرفِ ما است.
84--بدون داد زدن هم می توان کودک را تربیت کرد
برای برنده شدن در دوئل، هوشمندانه ترین روش بیرون آمدن از حالت جنگ و دعوا است. به جای اینکه شما در یک طرف میدان مبارزه و کودک در طرف دیگر بایستید و با هم بجنگید، بهتر است با یکدیگر همفکری کنید و برای حل مساله پیش آمده چاره بیاندیشید.
ابتدا موقعیت درست را برای او توضیح بدهید (ما برای صبحانه بستنی نمی خوریم). سپس چند پیشنهاد دیگر به او بدهید (آیا دوست داری شیر یا چیز دیگری بخوری؟). به این ترتیب کودک متوجه می شود او نیز تا اندازه ای روی شرایط کنترل و حق انتخاب دارد. اگر این روش هم کارساز نبود، باید سعی کنید این تنش را با کمی خنده، شوخ طبعی و به دست آوردن دل کودک از میان ببرید. به طور مثال، خیلی بی مقدمه بازی های موردعلاقه او را انجام دهید تا ذهنش از چیزی که خواسته منحرف شود.


85-مهارت‌هايي براي بهبود ارتباط والدين و فرزندان
والدین خواهان داشتن ارتباطی خوب، صحیح و دوستانه با فرزندان خود هستند اما آیا واقعا می‌توانند به چنین هدفی برسند؟
چند درصد از والدین درباره مهم‌ترین وظیفه خود- یعنی تربیت فرزندانشان- مطالعه می‌کنند؟ در واقع والدین باید برای برقراری ارتباط صحیح، مهارت لازم را کسب کنند. یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای به حداقل رساندن مشکلات و ایجاد همکاری، گوش دادن، وقت گذاشتن و درک کردن است.
کودکان معمولا در برابر قوانین و درخواست‌های مکرر والدین مقاومت می‌کنند و علاقه‌ای به گوش دادن به حرف بزرگ‌ترها ندارند. در واقع هنگامی که بچه‌ها در برابر گوش دادن مقاومت می‌کنند، بخشی از وجود آنها، خواسته متفاوتی دارد اما آگاهی از نیاز یا خواسته کودکان، معمولا مقاومت آنها را کم می‌کند.
با فرا گرفتن مهارت‌های جدید برای بهبود ارتباط، از شدت مقاومت کودک کاسته شده و میل او به همکاری با والدینش تقویت می‌شود.
فراموش نکنید که مقاومت کودکان صرفا تلاشی برای برقراری ارتباط درست و نشانه آن است که آنها موضوع دیگری را غیر از خواسته ما ترجیح می‌دهند و علایق دیگری دارند.
هنگامی که دلیل مقاومت فرزندتان را درک می‌کنید، مقاومت آنها را به حداقل می‌رسانید ولی تنها درک کردن فرزندمان کافی نیست بلکه باید حتما به او نشان دهیم که از خواسته‌اش آگاهی داریم و اگر هم نتوانیم آن را برآورده سازیم اما به آن احترام می‌گذاریم.
86-برای فرزندتان وقت بگذارید
مهم‌ترین سرمایه هر شخص وقت اوست و این عجیب نیست که آن را در اختیار مهم‌ترین شخص زندگی یعنی فرزندش بگذارد. گاهی با صرف 5دقیقه بیشتر برای فرزندتان به نتیجه بسیار بهتری می‌رسید. ما تمام هفته را ساعت‌ها صرف رانندگی، خرید و کارهای دیگر می‌کنیم البته همه اینها مهم‌ هستند ولی به اندازه رسیدگی به فرزندمان اهمیت ندارند. با چند دقیقه صرف وقت بیشتر برای گوش دادن به حرف‌های فرزندان‌مان و آشنا شدن با خواسته‌ها، نیازها و خصوصیات آنها، نه تنها چیزی را که می‌خواهند به آنها می‌دهیم بلکه خود ما نیز به خواسته‌مان- برقراری ارتباط صحیح با فرزندان‌مان- دست می‌یابیم.
متأسفانه بعضی از ما والدین هنگام مقاومت کردن کودکان و انجام‌ندادن کارهایی که ما از آنها می‌خواهیم با تهدید کردن، کودک را آرام می‌کنیم و بدین‌ترتیب در وقت صرفه‌جویی می‌کنیم! اما این روش نه‌تنها مفید واقع نمی‌شود بلکه در طولانی‌مدت، مقاومت و نافرمانی‌های کودک را بسیار بیشتر می‌کند.
اگر هیچ‌گاه برای گوش دادن و توجه کردن به فرزندان‌مان فرصت نداریم در این صورت آنچه را که لازم دارند به آنها نمی‌دهیم. بنابراین حتما وقتی را برای این کار در نظر بگیرید، به حرف‌هایشان گوش دهید، به خواسته‌هایشان توجه کنید و به علایق‌شان احترام بگذارید. بدین‌ترتیب راحت‌تر می‌توانید همکاری فرزندتان را جلب کنید. توجه کردن به کودکتان به مراتب مهم‌تر از این است که سر وقت به محل قرارتان برسید. هنگامی که به فرزندانتان توجه می‌کنید و وقت‌تان را در اختیارشان می‌گذارید، آنها هم بیشتر برای همکاری با شما راغب می‌شوند.
همکاری یعنی اینکه شما و فرزندانتان هر دو از خود مایه بگذارید، آنها را درک کنید تا آنها نیز بیشتر به حرف‌تان گوش بدهند و همکاری کنند.
87-سخت بگیریم یا آسان؟!‌
در برخورد با کودکان، والدین معمولا 2راه را مقابل خود می‌بینند؛ یکی نرم شدن و کوتاه‌آمدن و دیگری سختگیری‌کردن و مقاومت نشان دادن.
والدینی که معتقد به سختگیری هستند به اشتباه گمان می‌کنند که اگر این کار را نکنند فرزندشان لوس بار می‌آید اما فراموش نکنید سختگیری، تنبیه و مجازات ممکن است در کوتاه مدت نتیجه بدهد اما خیلی زود سرکشی و نافرمانی بیشتر و غیرقابل کنترل‌تر می‌شود.
اما اگرپدر و مادر با آرامش و ملایمت، با مقاومت کودک برخورد کنند و او را تهدید به مجازات نکنند، فرزندشان را در موقعیتی قرار می‌دهند که بهتر بتواند با موقعیت‌های مختلفی که برای او به وجود می‌آید کنار بیاید. شیوه تربیتی صحیح به بچه‌ها یاد می‌دهد تا بهتر بتوانند با مشکلات روبه‌رو شوند و به حرف‌های والدینشان گوش دهند.
در مقابل والدین سختگیر، بسیاری از والدین به استفاده از اینگونه روش‌ها اعتقادی ندارند. آنها به حرف کودکانشان گوش می‌دهند و بعد دقیقا به دلخواه آنها رفتار می‌کنند و معتقدند بدین‌ترتیب فرزندشان را خوشحال می‌کنند. این والدین تحمل دیدن ناخشنودی فرزندشان را ندارند و برای راضی نگه داشتن آنها از خودگذشتگی می‌کنند و خواست خود را نادیده می‌گیرند.
این روش هم مؤثر واقع نمی‌شود زیرا هنگامی که خودمان را نادیده بگیریم، کودک هم احترامی برای ما قائل نمی‌شود و اصلا به حرف‌های ما توجه نمی‌کند. در واقع والدین آسان‌گیر، تسلیم خواسته‌های فرزندانشان می‌شوند زیرا روش دیگری سراغ ندارند! اما نه سختگیری زیاد نتیجه دارد و نه سهل‌‌گرفتن و مقاومت نکردن؛ بهترین راه انتخاب روشی مابین این دو است.
نباید آن قدر سختگیری کرد که کودک فکر کند هیچ‌گاه نباید اشتباه کند و نه آنقدر به کودک آسان گرفته شود که فکر کند هر کاری بخواهد می‌تواند انجام دهد.
کودکان در شرایط سختگیری یا آسان‌گیری بی‌تناسب پدر و مادر، راه کنارآمدن با محدودیت‌ها و مقاومت در برابر آنها را نمی‌آموزند. هنگامی که بچه‌ها به آنچه می‌خواهند نمی‌رسند، باید آمادگی لازم را برای برخوردکردن با شرایط موجود داشته باشند.
هنگامی که والدین به مقاومت فرزندانشان توجه می‌کنند و به آنها امکان می‌دهند تا از احساسات،خواسته‌ها و نیازهای خود آگاه شوند، فرزندانشان از آنچه برایشان مهم است مطلع می‌شوند و به خواست دیگران نیز توجه می‌کنند.
وقتی کودکی در برابر رفتن به مدرسه، خوردن میوه یا داشتن نظم و انضباط مقاومت می‌کند، این نشان می‌دهد که به زمان، توجه، درک و جهت‌گیری بیشتری احتیاج دارد. بچه‌ها نیاز دارند تا در هر شرایطی تنها نمانند؛ در واقع آنها باید بتوانند نیازهایشان را با شما درمیان بگذارند تا شما نیازهایشان را برآورده سازید.اما ازسوی دیگر باید بیاموزند شما همیشه نمی‌توانید این کار را برای آنها انجام دهید. بهترین روش، انتخاب روشی میانه است؛ یعنی نه خیلی آسان گرفته شود و نه خیلی هم سخت.
فراموش نکنید شما نباید روی رفتارهای بد کودکان بیش از حد تمرکز کنید زیرا هنگامی که به رفتار منفی کودکان بیش از حد توجه کنید، بیشتر نیز با آن مواجه می‌شوید. تنبیه کردن بیش از حد کودکان آنها را مجبور می‌کند که به جای توجه داشتن به رفتار مثبت، به رفتار منفی بیندیشند.
در همین حال، پاداش دادن به کودک به خاطر رفتار خوب نشانه توجه‌داشتن به کارهای خوب اوست. وقتی فرزندانتان را مجازات می‌کنید در واقع به جنبه‌های بد آنها توجه می‌کنید، بدین‌ترتیب این مفهوم تداعی می‌شود که آنها بد هستند و در نتیجه اصلاح آنها ضرورت دارد. هنگامی که به جنبه‌های بد توجه می‌کنیم، جنبه‌های خوب فرصت خودنمایی پیدا نمی‌کنند و ابراز نمی‌شوند.
فراموش نکنید به هر عاملی بیشتر توجه کنید، بیشتر رشد می‌کند؛ یعنی وقتی کودکی را مجازات می‌کنید به رفتار منفی او توجه می‌کنید و در واقع این رفتارها بیشتر رشد می‌کنند.
به همین ترتیب اگر به رفتار خوب کودک پاداش بدهید، این رفتار را افزایش می‌دهید. به جای توجه به اشتباهات کودک، پدر و مادرها باید به جنبه‌های مثبت رفتاری او توجه کنند. هر گاه می‌بینید کودکتان رفتار درستی در پیش گرفته، به او توجه کرده، او را تشویق کنید و مطمئن باشید که او در همان جهت به روش خود ادامه خواهد داد.
88-فریاد نکشید!
یکی از بدترین انواع برقراری ارتباط فریاد کشیدن و داد و بیداد کردن است. وقتی فریاد می‌کشیم نشانه آن است که کسی حرف‌های ما را گوش نمی‌دهد، بنابراین صدایمان را بلند می‌کنیم. وقتی سر کودک فریاد می‌زنیم در واقع به او می‌گوییم: «چرا به حرف من گوش نمی‌دهی!» نتیجه آن می‌شود که او از گوش دادن خودداری می‌کند. وقتی فریاد می‌زنیم بچه‌ها گیرنده‌های خود را روی ما می‌بندند. بنابر این اگر می‌خواهید فرزندانتان بتوانند آزادانه به رویاهای خود تحقق ببخشند به آنها آزادی برای همکاری بدهید.
89-همکاری بیشتر
نتیجه استفاده از روش صحیح مثبت این است که فرزندانتان در آینده همکاری بیشتری نشان می‌دهند. اگر بتوانید نه آن قدر سختگیری کنید که او سرکش‌تر شود و نه آن قدر بر او آسان بگیرید که لوس و بی‌ادب بار بیاید و در واقع روش متعادلی را در پیش بگیرید، به نتیجه خیلی بهتری می‌رسید.
روش صحیح تربیت کودکان، مهارتی است که حتما باید آن را بیاموزید. این کار شاید ابتدا سخت به نظر برسد اما با کمی‌تمرین، ساده‌تر می‌شود. تربیت فرزندان همیشه کار دشوار و چالش‌برانگیزی است اما هر تلاشی ارزش آن را دارد که فرزند بهتری تربیت کنیم.
90-کودکان چطور مهمان خوبی باشند؟
کودکان نمی دانند که در میهمانی ها باید چگونه رفتار کنند. لذا ، والدین باید به آنها بیاموزند که در میهمانی ها چگونه رفتار کنند تا مزاحمتی برای میزبان بوجود نیاورند.
غالبا هیچ کس بطور مستقیم از دوستان یا بستگان خود، بدلیل گستاخی کودکان انتقاد نمی کند ولی بطور خصوصی و در غیاب میهمانان، لب به انتقاد از آنها می گشاید و از بی تفاوتی و بی فکری والدین گله و شکایت می کند. کودکان نمی دانند که در میهمانی ها باید چگونه رفتار کنند. لذا ، والدین باید به آنها بیاموزند که در میهمانی ها چگونه رفتار کنند تا مزاحمتی برای میزبان بوجود نیاورند.
بی توجهی شما به رفتارهای آزاردهنده ی فرزندتان ممکن است در خانه خودتان قابل قبول باشد ولی کودکانی که در نحوه رفتار با دیگران احساس مسئولیت ندارند و به اسباب و اثاثیه دیگران اهمیت نمی دهند و رفتاری ناخوشایند دارند، همگان را از خود می رانند.
مشکل اینجاست که والدین این کودکان به آنها نمی گویند مردم انتظار چه رفتاری را از آنها دارند تا سرانجام فردی غیر از اعضای خانواده، به کودک توضیح می دهد و رفتار مناسب را به او خاطر نشان می کند.
والدین معمولا از بدرفتاری کودکان در حضور دیگران آزرده می شوند اما رفتار آنها را نادیده می گیرند. آنها از اینکه در حضور دیگران با فرزندشان برخورد کنند، احساس ناخوشایندی ندارند زیرا از درست یا نادرست بودن برخورد خود مطمئن نیستند، لذا آن را در معرض قضاوت دیگران قرار می دهند.
بسیاری از والدین معتقدند که تربیت کودکان قضیه همه یا هیچ است، از این رو غالبا خشمگین می شوند. عده ای دیگر تربیت را تنها از طریق تنبیه میسر می دانند و برخی نیز نمی خواهند فرزند خود را ناراحت کنند. دکتر نانسی انجیل معتقد است که گریه و ناراحتی کودکان، والدین آنها را آزرده می سازد.
این والدین فراموش می کنند که آموزش کودکان به عصبانیت نیاز ندارد و با مهربانی و آرامش نیز می توان به کودکان آموزش داد. آنان باید حساسیت ها، فشارهای روانی و رنجش های فرزندشان را درک کنند تا بتوانند برنامه تربیتی خود را با مهربانی و محبت به اجرا درآورند. کودکان به تربیت نیاز دارند زیرا هنگامی که والدین محدودیت هایی منطقی برای آنها تعیین می کنند، در آنها احساس تحت الحمایه بودن ایجاد می شود.
تعیین حدود به کودکان کمک می کند که بدانند هر چیزی در این جهان دارای نظم و حد و حدود است. آنها خواهند آموخت که دیگران چه رفتاری را از آنها انتظار دارند، از این رو رفتاری پسندیده تر از خود نشان می دهند.
نکته های کلیدی که به شما کمک می کند تا به فرزند خود نشان دهید که یک کودک چگونه می تواند یک میهمان خوش رفتار باشد.
91-کودکان زیر یک سال به طور معمول پر جنب و جوش بوده و وسایل را به هم می ریزند، ولی شما می توانید آنها را در یک کالسکه قرار دهید یا روی وسایل خود را با ملافه بپوشانید و دستان فرزندتان را تمیز کنید.
92- هرگز به کودکان اجازه ندهید که روی مبل ها بالا و پایین بپرند، بخصوص وقتی کفش به پا دارند.
93-- به فرزندتان بیاموزید که از کلمات مودبانه ای همچون " لطفا"، "متشکرم" و " قابلی ندارد" استفاده کند و هنگامی که شما به تقاضاهای او پاسخ منفی می دهید، بیهوده اصرار نکند.
94-- گاهی اوقات، کودکان در منزل دیگران شلوغ می کنند تا توجه شما را به خود جلب کنند. باید گاهی آنها را برای قدم زدن به خارج از خانه ببرید تا یکنواختی دید و بازدیدهای خانوادگی آنها را خسته نکند. برخی از والدین نیز برای مشغول کردن فرزند خود از وسایلی چون اسباب بازی، کامپیوتر و کتاب استفاده می کنند.
95-- اگر به کودک خود آموزش دهید که مانند یک میهمان مودبانه رفتار کند، به او کمک می کنید تا در حضور دیگران، حتی در غیاب شما، رفتاری شایسته داشته باشد. این یادگیری سرمایه ای با ارزش برای آینده او خواهد شد.
96-- سعی کنید آنچه را که باعث خجالت شما در حضور دیگران می شود، تحمل کنید و هرگز با دیگران درباره فرزند خود صحبت نکنید، حتی اگر او حضور نداشته باشد. به جای این کار، مستقیما با فرزند خود صحبت کنید و به او بگویید که چه انتظاری از او دارید. همچنین هیچ گاه از واژه نمی توانم استفاده نکنید زیرا او تشویق می شود درباره خواسته اش اصرار کند. به او بگویید اجازه نداری فلان کار را انجام دهی و او را با اسباب بازی و نظایر آن سرگرم کنید.
97-- وقتی به همراه کودکان خود به ملاقات کسی می روید، اسباب بازی های آنها را همراه داشته باشید.
98-- هیچ گاه یک ملاقات را به یک دعوا و نزاع خانوادگی تبدیل نکنید و از اینکه به شما یا فرزندتان انتقادی شده است ناراحت نشوید. ما در بسیاری از مواقع، هنگامی که در وجود خود احساس تزلزل می کنیم، موضع دفاعی به خود می گیریم.
99-- اگر شما در اجرای یک برنامه تربیتی استقامت داشته باشید، و در هر شرایطی آن را ادامه دهید، فرزندتان به اهمیت موضوع و جدی بودن شما پی خواهد برد و پس از مدتی با یک اشاره ی کوتاه، منظور شما را در خواهد یافت.
100-- گاهی اوقات حتی با وجود یک برنامه تربیتی دقیق، فرزند شما رفتاری ناشایست در حضور دیگران مرتکب می شود. در چنین مواردی ، مروری به واقعه داشته باشید و با همسر خود مشورت کنید تا بتوانید از طریق بازنگری مدیریت خود، در آینده موفق تر عمل کنید.
101-- با فرزند خود در خانه و محیط بیرون، رفتاری یکسان داشته باشید. داشتن رفتار دوگانه در خلوت و در حضور دیگران، باعث سردرگمی فرزندتان می شود و حد و مرزها را در هم می ریزد.
توانایی های ذهنی کودکانمان را بهتر بشناسیم
102-تقویت هوش را از کودکی آغاز کنیم
هیچ شکی نیست که هر پدر و مادری دوست دارد فرزندی باهوش تر داشته باشد. اما قبل از آن بهتر است بدانیم چه عواملی در میزان هوش کودک بیشتر اثر دارد؟
در ده سال نخست زندگی، میلیون ها میلیون اتصال عصبی در مغز کود ک شکل می گیرد. در واقع مغز انسان در این سنین در اوج انعطاف پذیری و رشد قرار دارد. با هر مهارت جدیدی که کودک می آموزد، اتصالات جدیدی بین سلول های مغز شکل می گیرد و این خود بر سایر توانایی های آنها نظیر مهارت های ریاضیاتی و کلامی و حتی توانایی آنها برای درک متقابل و همدلی با سایر کودکان می افزاید.
103-یادگیری زبان خارجی
دانشمندان معتقدند کودکانی که زبانی غیر از زبان مادری خود می آموزند، بهتر می توانند با دیگران تعامل داشته و ارتباط برقرار کنند، زود دلسرد نمی شوند و همیشه به دنبال راه های متفاوتی برای حل چالش های پیش رو می گردند. در واقع انبوهی از پژوهش ها گواه این مطلب است که یادگیری زبان خارجی سبب افزایش چشمگیر مهارت های شناختی و نیز توانایی های کودک در ریاضیات و علوم می شود. همچنین دانستن زبانی دیگر سبب افزایش خلاقیت و در نتیجه بهبود توانایی حل مساله می شود.
یادگیری زبان دوم به این معنا نیست که کودک حتما باید بر آن زبان تسلط داشته باشد. در واقع حتی اندکی پس از آغاز یادگیری زبانی دیگر، نتایج مثبت آن قابل مشاهده است.
برخی مدارس، کلاس های آموزش زبان را نیز در برنامه درسی خود جای داده اند. اما اگر در مدرسه فرزندتان از این برنامه ها خبری نیست، می توانید او را در کلاس های فوق برنامه موسسات آموزش زبان ثبت نام کنید یا حتی در منزل، کتاب ها یا فیلم های آموزش زبان برای کودکان در اختیار او بگذارید.
104-اثرات موسیقی بر ذهن
یادگیری موسیقی تاثیر چشمگیری بر توانایی های ذهنی کودکان دارد. پژوهش های متعدد نشان داده کودکانی که نواختن سازی خاص را می آموزند، در آزمون های حافظه کلامی، ریاضیات و بهره هوشی بسیار بهتر از سایر کودکان عمل می کنند. در واقع وقتی کودکی نواختن موسیقی را می آموزد، قسمت هایی از مغز که در خواندن، ریاضیات، حل مساله و منطق فضایی درگیر هستند، فعال تر می شوند.
البته یادگیری موسیقی قرار نیست کودکتان را از یک بچه معمولی به یک نابغه بدل کند، بلکه سبب افزایش توانایی های او در یادگیری می شود. البته یادگیری موسیقی برای یک کودک کم سن، کار چندان آسانی نخواهد بود، زیرا همزمان باید به نکات مختلفی توجه کند. همین نکته سبب تقویت توانایی های ذهنی او شده و او را برای یادگیری بهتر چیزهای دیگر آماده می سازد.
نتایج مثبت حاصل از یادگیری موسیقی فقط به کسب نمرات بهتر در مدرسه محدود نمی شود، بلکه افزایش توانایی های اجتماعی را نیز باید به این فهرست افزود.

105- کتاب بخوانید
کتاب خواندن برای کودکان مزایا دارد؛ از افزایش توانایی های زبانی تا بازه طولانی تر تمرکز و بهبود توانایی تخیل. البته این مزایا فقط به کودکان محدود نمی شود. خواندن کتاب برای نوزادان هم سبب ایجاد پیوندهای ارزشمند و جدید در مغز او می شود که تا پایان زندگی به همراه او خواهد بود.
پژوهش ها نشان داده بچه های پیش دبستانی که در خانه برایشان کتاب خوانده می شود، در مدرسه موفق تر بوده و یادگیری سریع تری نسبت به هم سن و سالان خود دارند. کتاب خواندن برای کودکان، آنها را در معرض واژه های نو قرار می دهد. همچنین کودکان می آموزند کتاب را منبع مهمی برای به دست آوردن اطلاعات بدانند.
برای این که کتاب خواندن را برای فرزندانتان لذت بخش کنید می توانید از نکات زیر بهره ببرید:
قفسه کتاب کودکتان را با کتاب های خوب پر کنید.
بگذارید کودکتان ببیند که شما هم از کتاب خواندن لذت می برید.
وقتی را برای با هم رفتن به کتابفروشی یا کتابخانه کنار بگذارید.
نقطه ای خاص را در اتاق کودک یا جایی دیگر در خانه برای مطالعه قرار دهید تا بتواند در محیطی آرام از کتاب خواندن لذت ببرد.
در مورد داستان هایی که با هم خوانده اید، صحبت کنید.
هر روز برای کودکتان کتاب بخوانید.
106-کاوش در جهان
لزومی ندارد برای این که کودکتان را با آداب و رسوم و فرهنگ نقاط مختلف دنیا آشنا کنید، حتما به آن مناطق سفرکنید. با کمی خلاقیت و با کمترین امکانات می توانید لحظاتی شاد را در کنار کودکتان برای کاوش در سرزمین های دوردست داشته باشید.
نقشه ای جلوی او باز کنید و از او بخواهید چشمانش را بسته و نقطه ای را به شکل تصادفی انتخاب کند. فرض کنیم کشور هند انتخاب شد. با کمی جستجو در اینترنت می توانید عکس های مختلفی از مکان های دیدنی یا آیین های این کشور بیابید. همچنین می توانید داستان هایی از آن کشور برای کودک خود یافته و آن را برایش تعریف کنید. رفتن به یک رستوران مربوط به آن ملیت نیز می تواند ایده جذابی باشد. همچنین برای کودکان بزرگ تر می توانید دوستانی مکاتبه ای برای او در کشورهای دیگر بیابید.
بازدید از موزه ها می تواند راهی خوب برای آشنا کردن کودکان با سبک زندگی پیشینیان باشد. وقتی را برای رفتن به موزه اختصاص دهید و با کودکتان در مورد اشیای مختلفی که می بینید، صحبت کنید.
107-خلاقیت کودک را شکوفا کنید
شاید شما از خود پرسیده باشید چرا بخش زیادی از برنامه مهدکودک ها و دوره های پیش دبستانی به فعالیت هایی مثل نقاشی، طراحی و درست کردن کاردستی اختصاص دارد. پاسخ این است که براساس پژوهش ها، این گونه فعالیت های هنری سبب بروز خلاقیت و در نتیجه افزایش هوش کودکان می شود. به طور کلی می توان گفت هنر سبب تسریع فرآیند یادگیری می شود. کودکانی که هنرهای مختلفی می آموزند از نظر تحصیلی عملکرد بهتری دارند و بهتر می توانند اطلاعات آموخته شده را به یاد آورده و در زندگی اعتماد به نفس بیشتری خواهند داشت.
در این میان پدر و مادر می توانند زمینه را برای بروز هر چه بیشتر خلاقیت کودک آماده سازند. شما می توانید یک سطل یا سبد پلاستیکی معمولی تهیه کرده و درونش چیزهایی نظیر کاغذ، مداد رنگی، ماژیک، چسب، قیچی و نخ قرار دهید. کودک می تواند با استفاده از این وسایل با کشیدن نقاشی های مختلف یا ساخت کاردستی های متنوع خلاقیت خود را نشان دهد. اثری که کودک آفریده را بر دیوار بیاویزید تا بداند تلاش و خلاقیتش مورد تحسین شما قرار گرفته است.
اگر کودک بیش از حد کمالگراست و از دیدن اشتباهاتی که در اثر هنری اش انجام داده ناراحت می شود، سعی کنید او را بیشتر متوجه لذت ساخت آن نمایید. همچنین می توانید با او در ساخت برخی کاردستی ها همراه شوید.

108- راه های متفاوت برای یادگیری
یکی از ویژگی های برجسته هوش چندگانه این است که طیفی از گزینه ها را برای والدین فراهم می سازد. اگر راهی خاص برای کودک مناسب نبود، راه های بسیار دیگری برای او وجود دارد. پس از آشنایی با سبک یادگیری کودک، محیط خانه و منابع مختلفی را که در اختیار دارید، بررسی کنید تا ببینید چگونه با کمک آنها می توان محیطی بهتر برای یادگیری فرزندتان ایجاد کنید. اگر حس می کنید فرزندتان به سوی موسیقی گرایش دارد، می توانید یک وسیله ساده برای نواختن موسیقی برایش فراهم کنید. یا به عنوان نمونه اگر کودکتان به سمت فعالیت های بدنی گرایش دارد، یعنی هوش بدنی ـ جنبشی اش غالب است، می توانید یک بازی ساده حرکتی را وقتی در صف نانوایی ایستاده اید برایش ترتیب دهید.
شناخت سبک یادگیری کودکان این فرصت را به ما می دهد تا به نقاط قوت او توجه بیشتری کنیم. افزون بر این فرصت می یابیم نقاط ضعف او را نیز بیشتر تقویت کنیم. حتی اگر مطمئن هم هستید هوش اصلی کودکتان زبان شناختی است، اما در هر صورت از انجام فعالیت های فضایی یا موسیقیایی نیز بهره زیادی خواهد برد. حال بیایید به بررسی انواع هوش ها و کارهایی که با توجه به هر یک می توان انجام داد، بپردازیم.
109-هوش زبانشناختی: این هوش به معنای حساسیت به معنا و ترتیب واژگان است. این کودکان می توانند طیف گسترده ای از واژگان را مورد استفاده قرار دهند و معمولا از گفتن لطیفه، چیستان و نظایر اینها لذت می برند. همچنین خواندن و نوشتن و داستان تعریف کردن و بازی های کلمات برایشان بسیار لذت بخش است.
یکی از بهترین راه ها برای جلب یک کودک زبان محور به یک آزمایش علوم این است که او را تشویق کنیم تا هر آنچه انجام می دهد و مشاهده می کند توصیف و یادداشت کند. برای آشنا کردن یک کودک کم سن تر با مفهوم شمارش، از او بخواهید داستانی بگوید که در آن یکی از شخصیت ها چیزهای زیادی را می شمارد. هنگام کار با این کودکان بهتر است کاغذ و قلم یا یک دستگاه ضبط صدا آماده داشته باشیم.
110-هوش منطقی ـ ریاضیاتی: توانایی کار با زنجیره ای از استدلالات و تشخیص ترتیب و الگوها. کسانی که منطقی ـ ریاضیاتی محور هستند از کار با اعداد لذت می برند، دوست دارند بدانند چیزهای مختلف چگونه کار می کنند، پرسش های زیادی می پرسند و علاقه زیادی به جمع آوری مجموعه های مختلف دارند.
برای جلب توجه کودک منطقی ـ ریاضیاتی محور به یک کتاب مصور، از او بخواهید اشیا و حیوانات مختلفی را که در آن می بیند دسته بندی کند. برای یاددهی مفاهیم موسیقایی نیز می توانید از او بخواهید صداها و تن های مختلف یک وسیله موسیقی را دسته بندی کند. هنگام آموزش این دسته از کودکان بهتر است چیزهایی نظیر پازل و وسایلی برای شمارش را در دسترس داشته باشید.

111-هوش بدنی ـ جنبشی: توانایی استفاده ماهرانه از بدن و گرفتن ماهرانه اشیا. افرادی که هوش اصلی شان از نوع جنبشی است از ورزش و فعالیت جسمی لذت می برند. همچنین از استفاده از زبان تن و شرکت در بازی های مختلف بدنی و نیز نمایش لذت می برند.
بهترین حالت یادگیری برای کودکانی که هوش بدنی، هوش اصلی شان است از طریق تحرک است. این کودکان با استفاده از بازی هایی که در آن شمارش وجود دارد براحتی می توانند مفاهیم ریاضی را بیاموزند. همچنین یک آزمایش علمی موثر برای آموزش مسائلی مثل نیرو یا سرعت در فیزیک برای این کودکان این است که از آنها بخواهیم چیزی را تا حد امکان به جایی دورتر پرتاب کنند.
112-هوش موسیقیایی: حساسیت به ملودی، ریتم و تن در موسیقی. این کودکان علاقه زیادی به شنیدن موسیقی و نواختن آن دارند و خیلی خوب می توانند تن موسیقی شنیده شده را تکرار نمایند.
بهترین راه برای جلب این کودکان در فعالیت های مختلف، ترانه خوانی و حتی ضبط صدای آنهاست. برای این که مفاهیم ریاضیاتی را به یک کودک موسیقی محور آموزش دهیم می توانیم از او بخواهیم ضربات طبلی را که می شنود، شمرده یا یک الگوی موسیقایی را با یک وسیله موسیقی اجرا کند. برای آموزش این کودکان می توانید وسایل ساده آشپزخانه (نظیر قابلمه یا لیوان) را برای نواختن موسیقی با آنها و یک دستگاه ضبط صدا و مجموعه ای از ترانه های کودکانه را آماده داشته باشید.
113-وش فضایی: توانایی تصور دقیق محیط اطراف و نیز تغییر شکل یا مکان قسمت هایی خاص از آن. این دسته از افراد معمولا بیشتر به نقاشی و کاردستی علاقه داشته، از نگاه کردن به نقشه و کار روی پازل ها لذت می برند. این افراد می توانند قسمت های مختلف چیزی را از هم جدا کرده و سپس دوباره به هم متصل نمایند.
نشان دادن عکس یا تصاویر مختلف به کودکتان کمک می کند اطلاعات را بهتر از حالت کلامی بفهمد. برای جذب او به یک آزمایش علمی از او بخواهید مشاهدات خود را نقاشی کند. کتاب های زیادی با طرح های رنگی و زیبا و نیز وسایل مختلفی که کودکتان بتواند آن را کاوش کند در اختیارش قرار دهید.
114-هوش طبیعت گرا: تشخیص و طبقه بندی گونه های مختلف گیاهی و جانوری. این بچه ها بیشتر دوست دارند وقت خود را بیرون از خانه به مشاهده و کاوش گیاهان، جمع آوری سنگ و گرفتن حشرات بگذرانند و به طور کلی از بودن در طبیعت لذت زیادی می برند.
برای آموزش به این کودکان تا حد امکان سعی کنید از عکس ها و کتاب هایی در مورد حیوانات و دنیای طبیعت استفاده کنید. حضور در طبیعت و مشاهده موارد علمی مختلف بهترین راه برای جلب نظر این گونه کودکان است. یک مجموعه از حشرات یا یک میکروسکوپ می تواند برای این دسته از کودکان بسیار جذاب باشد.

115-هوش بین فردی: درک افراد دیگر و روابط انسانی. این دسته از کودکان دوستان زیاد و فعالیت تیمی مطلوبی دارند. بهتر است این کودکان را به سمت بازی های گروهی و گفت وگو سوق داد. برای جلب چنین کودکانی به یک آزمایش علمی بهتر است او را با دوستانش همراه سازیم. این کودکان همچنین ممکن است از بازی با عروسک های مختلف نیز لذت ببرند.
116-هوش درون فردی: توانایی استفاده از هیجانات فردی برای درک خود و دیگران. کودکانی که از چنین هوشی برخوردارند بخوبی می توانند احساسات و خلقیات خود را کنترل کرده و معمولا به دیگران دقت می کنند و بیشتر گوش می دهند. در انجام کارهای انفرادی خود نیز نهایت دقت را دارند.
برای جلب نظر این دسته از کودکان در یک آزمایش علمی، از او بخواهید به احساسش در مورد آن آزمایش فکر کند و به او فرصتی بدهید تا خودش به بررسی آن مبحث بپردازد. برای درگیر کردن چنین کودکی در یک پروژه علمی از او بخواهید تجربیات و هیجانات خود را بیان کند. یک دوربین یا دفترچه می تواند در ثبت آنچه دیده به او کمک کند.
117-تغذیه بهتر، هوش بیشتر

همه ما بارها شنیده ایم صبحانه مهم ترین وعده غذایی روزانه است. اما بد نیست بدانیم صبحانه برای رشد مغزی کودکان اهمیت دوچندانی دارد. پژوهش ها نشان می دهد کودکانی که صبحانه بهتری می خورند، عملکرد بهتری در آزمون های تمرکز و حافظه از خود ارائه می دهند.
غذای مصرف شده توسط بدن ما به گلوکز تبدیل شده و این ماده انرژی، قسمت های مختلف بدن و البته مغز را فراهم می کند. وقتی کودک صبح هنگام از خواب بر می خیزد، به مصرف غذا نیاز دارد تا انرژی مورد نیاز مغز برای دریافت اطلاعات جدید و پردازش آنها را تامین کند. کودکان بدون مصرف صبحانه در دریافت اطلاعات جدید و یادآوری موارد مختلف به مشکلاتی جدی بر می خورند.
پژوهش های انجام شده نیز این مطلب را تائید می کند. پژوهش ها نشان می دهد کودکانی که صبحانه نمی خورند، عملکرد ضعیف تری در مدرسه دارند و مشکلات رفتاری بیشتری از خود بروز داده و خسته تر از سایر کودکان هستند. جالب است خیلی از مدیران مدارس به صورت تجربی به این نکته پی برده اند و برخی از آنها در میز دفتر خود مقادیری خوراکی دارند که به دانش آموزان با مشکلات رفتاری می دهند. در واقع ریشه بسیاری از ناهنجاری های رفتاری در مدرسه همین عدم مصرف صبحانه است.
البته اهمیت صبحانه به آن معنا نیست که خوردن هر چیزی در آن بی اشکال است. مصرف غذاهای بسیار شیرین در صبحانه سبب افزایش کوتاه مدت قند خون کودکان شده و در نتیجه ظرف مدتی کوتاه با کاهش انرژی روبه رو می شوند. از سویی دیگر، صبحانه سرشار از فیبر سبب حفظ بیشتر سطح انرژی کودکان می شود.
یک پژوهش انجام شده در این باره نشان داد کودکانی که صبحانه نوعی حلیم جو مصرف کرده بودند در آزمون به خاطر سپاری عملکرد بهتری نسبت به بچه هایی که غلات شیرین شده خورده بودند، داشتند. مصرف ترکیبی از کربوهیدرات و پروتئین در صبحانه سبب می شود مغز در بازه زمانی بیشتری از گلوگز برخوردار باشد. نان سبوس دار، شیر، عسل، غلات کم شکر، تخم مرغ و میوه از جمله خوراکی هایی هستند که می توانید در صبحانه کودک تان بگنجانید.

منشور تربیتی اسلام
دک در اسلام دارای منشور حقوقی ویژه ی خود است و در نگاه اسلام کودک جایگاه ویژه ای دارد که لازم است مورد توجه والدین و مربیان قرار گیرد.
118-پدر و کودک
تا قبل از ورود اسلام در عربستان دختران زنده به گور می شدند و پسران از آن رو که اسباب کار بودند زنده می ماندند.
اسلام نه تنها دختران را از مرگ نجات داد بلکه هم به دختران هم به پسران اعتباری انسانی بخشید.
نیازهای کودک
رسول اکرم (ص) می فرمایند: "همانطور که پدران و مادران حقوقی برفرزندان خود دارند و در صورت ترک آن حقوق فرزندان عاق والدین می شوند فرزندان نیز بروالدین خود حقوقی دارند که در صورت عدم رعایت آنها عاق فرزندان می شوند" (محجةالبیضاء –ج2)
زندگانی کودک از زمان تولد – و حتی بیش از آن – آغاز می شود. این کودک نورس از همان ابتدا نیازهایی دارد که باید توسط والدین ارضا شوند.
لذا برای اینکه والدین از این موارد آگاه باشند تا بتوانند به آن توجه کنند به آنها اشاره ای می شود:
نیازهای جسمی کودک:
119-تغذیه: رشد و نمو جسمانی کودک نیازمند غذا، بهداشت، آب و هوا، مسکن، خواب،بازی و.... است. هر کودک برحسب سن، سالم یا بیماربودن و ... نوع و میزان غذا و خواب متفاوتی را نیاز دارد.
در تعالیم اسلامی سفارش های زیادی در طرز تغذیه ی کودک – از دوران جنینی تا شیرخوارگی و پس از آن – شده است. از آن جمله: 
امام صادق(ع) می فرمایند: "به کودکان خود در کودکی شان سویق(غذایی که از آرد گندم و جو تهیه می شود) بخورانید زیرا گوشت بدن را می رویاند و استخوان را محکم می کند" . بحارالانوار، ج14، ص845
و یا اینکه در اسلام توصیه فراوان شده است که زن آبستن حتما روزانه سبزی و میوه ی زیادی بخورد و شیرو گوشت بخورد زیرا فرزند در رحم مادر از غذایی که او میخورد تغذیه می کند و مادر حق ندارد او را از چیزی محروم نماید.
120-ورزش و بازی: رابطه بین عقل و جسم قابل انکار نیست. در روایات اسلامی داریم که "عقل سالم در بدن سالم است" و لذا توصیه به ورزش کردن برای داشتن بدنی سالم و نیرومند در اسلام وارد شده است .
امام صادق(ع) می فرمایند: "کودک در هفت سال اول زندگی باید آزادانه بازی کند و جنبش بدنی داشته باشد"
در منطق اسلام کودک در دوران اولیه زندگی برای انجام ورزش و بازی آزاد است والدین نباید برای کودکان دراین دوره محیط جدی ایجاد کنند و او را وادار به کارکردن نمایند.
جالب است که اسلام نه تنها کودک را در این دوره آزاد می گذارد بلکه به والدین نیز توصیه می کند که با کودک همگام شوند. رسول اکرم (ص) فرمودند: آن کس که نزد او کودکی است باید در پرورش وی، کودکانه رفتار کند. ( وسائل الشیعه، ج 5، ص 126 )در سیره پیامبر رحمت (ص) می خوانیم که با کودکان همبازی می شدند و در بازی با آنها بچه گانه رفتار می کردند و مقام و موقعیت خود را مانع از این همبازی شدن و همکاری با کودکان نمی دانستند و این مسئله الگویی خوب برای ما مسلمانان است که به اهمیت بازی کودکان پی ببریم.
ورزش و بازی و جنب و جوش درکودک باعث تقویت بدن، رشد حافظه، فعالیت روح و عقل، و ضامن سلامتی جسم و روح و پرورش دهنده ی صبر و استقامت تواضع و همکاری نشاط و گشاده رویی و فضایل بیشمار دیگر است
ورزش هایی که در اسلام پیشنهاد شده است علاوه برتقویت روحی و بدنی برای حوادث زندگی مثل جنگ و غرق شدن و ... نیز مفیدند.
نیازهای روانی کودک:

121-انتخاب نام زیبا: پیامبراکرم(ص) نیز می فرمایند: "از جمله حقوق فرزند بر پدرش سه چیز است. انتخاب نام نیکو، آموزش نوشتن به وی و فراهم کردن ازدواجش پس از بلوغ." بحار الانوار، ج6،ص24، محجة البیضاء، ج2،ص237.
122-احترام به کودک: پیامبر رحمت(ص) می فرمانید:"به شخصیت کودکانتان احترام بگذارید و آداب رفتار خویش را نیکو گردانید تا مشمول آموزش خدا گردید." وسائل الشیعه، ج15، ص195.
روانشناسان پس از تحقیقات فراوان به این نتیجه رسیده اند که رفتار نامحترمانه با کودک باعث بروز عقده های روانی در او می شود که در آینده برای وی مشکلات روحی و رفتاری فراوانی را به دنبال خواهد داشت.
پیامبر اکرم به والدین توصیه می کند که: "وقتی نام فرزندتان را می برید او را گرامی دارید و جای نشستن او را در مجلس توسعه دهید و نسبت به او رو ترش نکنید." جامع الاخبار، ص124.

123-محبت به کودک: پیامبر اسلام(ص) می فرمایند: کودکان را دوست بدارید و به آنان رحم کنید و هنگامی که به آنها وعده ای دادید وفا کنید." وسائل الشیعه، ج3، ص135، محجة البیضاء، ج2،ص237.
نیاز به محبت نیازی فطری و ضروری است انسان دوست دارد که محبت کند و مورد محبت واقع شود و رفع این نیاز در مراحل اولیه زندگی – یعنی کودکی – در رشد روانی و شخصیتی کودک اهمیت به سزایی دارد
از جمله مظاهر محبت به کودک بوسیدن وی است رسول اکرم(ص) می فرمایند: "فرزندان خود را زیاد ببوسید زیرا با هر بوسه ای برای شما مقامی در بهشت فراهم می شود که فاصله ی میان آنها پانصد سال است." محجة البیضاء"
ارتباط با کودک

124-وفای به قول: به طور کلی وفای به عهد ویژگی مۆمنین است و در اسلام امری واجب شمرده شده است. این امر درباره کودکان اهمیت ویژه ای دارد پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "هنگامیکه به کودکان وعده ای می دهید به آن عمل کنید زیرا آنها شما را روزی دهنده ی خود می دانند" وسائل الشیعه، ج3،ص134.
125-عدم تحمیل به کودک: اجازه دهید کودکتان کودکی کند. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: "خدا بیامرزد کسی را که در نیکی فرزندش او را یاری می کند. پرسید: چگونه او را در نیکی کمک کند؟ فرمود: از کودکش کم را بپذیرد و از آنچه درحد توان او نیست، صرف نظر کند، به او دروغ نگوید و کارهای غیر عاقلانه انجام ندهید." الحدیث جلد 3

126-تعلیم کودک: همانطور که گفته شد آموختن علم – حداقل نوشتن و خواندن – یکی از حقوق کودک است که اسلام بردوش پدر نهاده است.
127- تربیت اخلاقی: 1- امام سجاد (ع) در رساله ی حقوق خود می فرمایند: "و اما حق فرزند این است که بدانی او از توست و پیوسته به تو درخیر و شر أمر دنیاست و تو برای تربیت و نیکو ادب کردن وی و راهنمایی اش به سوی خدا و کمک به طاعت وی، مسئول او هستی پس درباره ی فرزندت مانند کسی عمل کن که می داند در احسان به او اجر می برد و در بدی نسبت به او کیفر می بیند." صحیفه سجادیه
نتیجه گیری
کودک در اسلام دارای حقوق جسمی و روحی متعددی است که والدین ملزم به رعایت آن هستند و در صورت کوتاهی کردن در ادای آن حقوق گناه کار بوده و هم مورد حقوق فرزندان و هم مورد مجازات و کیفر الهی قرار خواهند گرفت.






128-كودك خجالتي را چطور اجتماعي كنيم؟
فاكتورهايي را كه باعث مي‌شوند فرزندتان خجالتي باشد بشناسيد و راه‌هاي كمك به او براي غلبه بر اين عادت را ياد بگيريد./ خجالت در واقع نوعي ويژگي شخصيتي در كودكان است، نه يك عيب و نقص كه نيازي به دعوا و شرمندگي والدين داشته باشد.
129-حس خجالت چيست؟
خجالت در واقع نوعي ويژگي شخصيتي در كودكان است، نه يك عيب و نقص كه نيازي به دعوا و شرمندگي والدين داشته باشد. اين ويژگي با تشويق و حمايت والدين قابل اصلاح است جالب است بدانيد دانشمندان مي‌گويند خجالتي بودن در بعضي فرهنگ‌ها مورد پسند و ستايش مردم است و از راه فرهنگ جامعه به كودكان به ارث مي‌رسد. از نظر علمي احساس خجالت، يك واكنش طبيعي نسبت به افراد يا محيط‌هاي جديد است كه در حقيقت تركيبي از حس ترس و كنجكاوي را در خود دارد. شيرخواران با ديدن غريبه‌ها روي‌شان را برمي‌گردانند. كودكان نوپا به زمين نگاه مي‌كنند و به پدر يا مادرشان مي‌چسبند و حتي ممكن است در اين شرايط به مكيدن انگشت شست بپردازند اما بيشتر بچه‌ها قبل از 3 سالگي به راحتي با همه ارتباط برقرار مي‌كنند و به‌نظر بسيار اجتماعي مي‌آيند اما بعد از اين سن، ترس بيشتر كودكان از غريبه‌ها شروع مي‌شود و آن‌ها حس خجالت و شرمندگي را ياد مي‌گيرند. در اين زمان است كه ناگهان كوچولوي اجتماعي و برون‌گراي شما تبديل به يك موجود خجالتي مي‌شود.
130-بايد نگران فرزند خجالتي‌ام باشم؟
وقتي خجالتي بودن بچه‌ها شروع مي‌شود اصلا لازم نيست نگران باشيد؛ در شرايط طبيعي مانند ورود به يك مهدكودك يا محيط جديد، خجالت كشيدن بچه‌ها كاملا طبيعي است زيرا بچه‌ها در اين محيط‌ها با بزرگسالاني مواجه مي‌شوند كه تاكنون آن‌ها را نمي‌شناخته‌اند و علاوه بر آن، بايد يك سري از وظايف را نيز انجام دهند. اين موضع حتي براي ما بزرگ‌ترها هم صدق مي‌كند؛‌ وقتي وارد يك جمع غريبه مي‌شويم، ناخودآگاه يك قدم خود را عقب مي‌كشيم.
132-روي كودكان برچسب «خجالتي» نزنيد
«ببخشيد، اين پسر من خيلي خجالتي است» يا «دخترم خجالت مي‌كشد، براي همين نمي‌آيد تا با دختر شما بازي كند.» اين‌ها همان جملاتي است كه مادر و پدر يك كودك خجالتي معمولا زمان روبه‌رو شدن با ديگران به زبان مي‌آورند غافل از اين‌كه اين كار اشتباه است! گفتن اين‌كه فرزندتان خجالت مي‌كشد يا خجالتي است، به او اين پيام را مي‌دهد كه چيزي غيرطبيعي در وجودش هست و شما از اين بابت شرمنده يا نگران هستيد. همين موضوع موجب مي‌شود تا كودك احساس گناه و تقصير كند. اين احساس گناه به جاي آن‌كه كودك را در رويارويي با حس خجالت، توانمند كند، بدتر او را گوشه‌گير و ساكت مي‌كند. اگر مي‌خواهيد فرزندتان هنگام روبه‌رو شدن با فاميل‌هاي نسبتا دور، كمتر ترسيده و خجالت بكشد، بهترين راه آن است كه به كودك توضيح دهيد بايد انتظار چه چيزي را داشته باشد مثلا بگوييد:«عمه شيرين دوست دارد تو را ببوسد، تو هم عمه را ببوس.» اگر به كودك بگوييد: «خجالت نكش!» او حتما بيشتر خجالت خواهد كشيد!

اولين قدم براي كمك به كوچولوي خجالتي‌تان اين است كه او را به زور مجبور به كاري نكنيد و براي آشنا شدن او با محيط و افراد زمان كافي را اختصاص دهيد. برخلاف ما بزرگسالان، آشنا شدن بچه‌ها با محيط جديد و كنار آمدن با وظايف جديد، ممكن است خيلي طول بكشد مثلا اگر كودك‌تان را در يك مهد كودك يا پيش‌دبستاني ثبت‌نام كرده‌ايد، كاملا طبيعي است كه يك ماه طول بكشد تا او با بچه‌هاي ديگر و مربي خودش آشنا شود.
فرزند شما حتي ممكن است فقط با نشستن روي يك صندلي در يك نقطه خاص كلاس آرامش يابد! اگر شما كودك را به زور مجبور كنيد تا خجالتش را كنار بگذارد، ممكن است نتيجه عكس بگيريد و او بيشتر به درون خودش پناه ببرد همچنين اگر او را مجبور كنيد تا فورا و همان روزهاي اول با بچه‌هاي ديگر گروه آشنا شود، اوضاع از اين هم بدتر خواهد شد و ممكن است كودك در كسب مهارت‌هاي اجتماعي دچار مشكل شود. مشكل خجالت كودكان تنها با يك روند آرام و طولاني حل مي‌شود و هيچ راه حل يك شبه‌اي براي آن وجود ندارد.

133-در مهماني با كودك‌تان چه كنيد؟
بچه‌هاي خجالتي، مطمئنا دوست ندارند مركز توجهات يك جمع باشند. بنابر اين شما نبايد كاري كنيد كه ناگهان همه متوجه كودك‌تان بشوند. اين‌كه از پسرتان بخواهيد جلوي يك جمع كه براي نخستين بار آن‌ها را مي‌بيند، سنتور بزند يا براي آن‌ها شعر بخواند، كار نادرستي است. كودكان فقط براي كساني اين كار را مي‌كنند كه به آن‌ها اعتماد داشته باشند. اين‌كه شما به‌طور غيرمنتظره و بدون اطلاع قبلي به فرزندتان، از او چنين كارهايي را بخواهيد، باعث سرخوردگي كودك مي‌شود به‌ويژه در دوران پيش‌دبستاني كه زمان ساخته شدن اعتماد به نفس كودك است. بد نيست بدانيد سخنراني و اجرا در جمع ترس شماره يك بزرگسالان است، چه برسد به بچه‌ها.

كودك خجالتي شما بايد اطمينان داشته باشد كه شما او را همان‌طور كه هست، دوست داريد. او راه و روش خودش را براي روبه‌رويي با موقعيت‌هاي جديد دارد و دوست دارد اول مشاهده كند و بعد وارد بازي شود. شما بايد به اين ويژگي‌ها احترام بگذاريد. همين كه فرزندتان را در آغوش بگيريد، نشان مي‌دهد او با همان ويژگي‌هايش شايسته دوست داشتن شما‌ست. محبت شما به فرزندتان به او اعتماد به نفس مي‌دهد.

در پايان به ياد داشته باشيد كه خجالتي بودن هميشه هم ويژگي بد و نامطلوبي نيست؛ اين ويژگي به همراه خود صفات ديگري را هم مي‌آورد كه مثبت و مطلوب هستند مثلا احتياط بيشتر، مشاهده دقيق‌تر و گوش دادن بهتر به گفته‌هاي اطرافيان. حتي گفته مي‌شود كودكاني كه خجالتي هستند، در آينده گوش شنواي بهتر و دوستان وفادارتري خواهند شد.

تعداد بازدیدکنندگان:1310
تاریخ بارگذاری:1393/6/13
4


دانستنی ها

سوره یسشمع و آینهنوروز مبارک
زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور
پیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چربسینوزیت
تبریک بمناسبت میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)پیامک های تبریک آغاز امامت امام زمان (عج)آلودگی هوا