آموزش کاربردي زبان انگليسي

133 نکته در زبان انگلیسی

بي ترديد زمانه اي که در آن مشغول زيستنيم مرزهاي جغرافيايي و زباني را در نورديده است. براي نشر و بسط آنچه بدان معتقديم نيازمند دانستن و شناختن ابزارهاي برقراري ارتباط در سطح جهاني هستيم. از جمله اين ابزارها زبان انگليسي است. يادگيري هر چه کاربردي تر زبان انگليسي به عنوان زباني فراگير در دنياي امروز مي تواند ما را در برقراري ارتباط مؤثر با ساير اقوام و مليت ها ياري نمايد.


از کتابهاي بسيار مفيدي که مي توان جهت خود يادگيري (self-learning) از آنها بهره گرفت مجموعه کتب Cambridge English Vocabulary in Use است که مي توانيد آنها را از لينک هاي زير دانلود نماييد:

براي يادگيري هر چه بهتر زبان انگليسي بايد سعي کنيد:

- هر روز به انحاء مختلف با انگليسي سروکار داشته باشيد. فيلم ببينيد، در وبسايت هاي انگليسي گشت و گذار کنيد، ...
- با يکي از دوستان خود انگليسي صحبت کنيد يا از طريق شبکه هاي اجتماعي دوستاني از ديگر نقاط کره خاکي پيدا کرده و با آنها چت کنيد.
- داستان ها و رمان هاي انگليسي بخوانيد.
- در خلوت خود با خودتان انگليسي حرف بزنيد.
- انگليسي فکر کنيد!
- به لغات جديد و کاربردي که برمي خوريد آنها را در جايي بنويسيد و هر از گاهي مرور کنيد.
...

در ادامه این بخش سعی کرده ایم نکاتی کاربردی در یادگیری زبان انگلیسی را از منابع گوناگون گردآوری نماییم.

1- اصطلاحات تحصیلات آکادمیک

لیسانس رشته‌های علمی و فنی (مثل ریاضی،..): (.Bachelor of Science (B.S
فوق لیسانس رشته‌های علوم انسانی (مثل زبان،...): (.Master of Arts (M.A
فوق لیسانس رشته‌های علمی و فنی (مثل ریاضی،...): (.Master of Science (M.S
دکترا: (.Doctor of Philosophy (Ph.D
رئیس دانشگاه: principal/chancellor
رئیس دانشکده: dean of faculty
استاد مشاور: advisor
استاد راهنما: supervisor
جشن فارغ التحصیلی: graduation ceremony
آموزش عالی: higher education
تحصیلات تکمیلی: postgraduate studies
دانشجوی دوره کارشناسی: undergraduate student
دانشجوی دوره کارشناسی ارشد: postgraduate student
وام دانشجویی: student loan
مدیر گروه: head of department
پایان‌نامه: dissertation/thesis
مدرک دانشگاهی: degree
مدرک افتخاری: honorary degree 
کنکور: university entrance exam

2- فرق Each و every
 
She gave an apple to every of the children.  غلط
 She gave an apple to each of the children. صحیح
Each  برای دو یا بیشتر از دو چیز یا شخص مورد استفاده قرار می‌گیرد اما Every برای بیشتر از دو چیز یا شخص مورد استفاده قرار می‌گیرد. در every گروه مورد نظر است ولی در each تک تک افراد مورد نظر است.

3- خسته نباشید

معادل این عبارت، Nice job  و یا Good work است که این معانی رو داره:
خسته نباشی - دستت درد نکنه - کارت خوب بود.
بعضاً دیده میشه که دقیقا کلمه خسته نباشید به انگلیسی ترجمه میشه که اشتباهه.

4- خوش به حالت: good for you

5- ازدواج

عروس و داماد: bride & groom
زوج تازه ازدواج کرده: newlywed couple
لباس عروس: wedding dress
جشن عروسی: wedding reception
دفتر ثبت ازدواج (محضر): marriage registry office
حلقه ازدواج: wedding ring 
 ماه عسل: honeymoon
 همسر:  spouse
وضعيت تأهل: marital status
 با قوم و خویش های شوهرش نمی سازد: She doesn’t get on very well with her in-laws
پیشنهاد ازدواج (خواستگاري):marriage proposal 
مریم و رضا دارند نامزد می شوند: Maryam and Reza are getting engaged
آنها با هم خوشبخت نیستند، بنابراین تصمیم گرفته اند از هم جدا بشوند:They aren’t happy together, so they have decided to separate.
او به خاطر یک مرد دیگر شوهرش را ترک کرد: She left her husband for another man
خیانت در ازدواج: being unfaithful - خيانت در معناي عام: betray
همسر سابق: ex-wife/husband

6- خانواده

من تک فرزندم: I am an only child
خانواده اصیل: noble family
اقوام دور/ نزديک: distant/close relative
دوست خانوادگی: family friend 
پدر بزرگ/ مادر بزرگ: grandpa/ grandma
خانواده همسرم آخر همین هفته سرمان خراب می شوند: My wife’s family is descending on us this weekend
در خانواده اش همه مردها کچل هستند. فکر می کنم ارثی باشد: All the man in his family are bald; I suppose it’s hereditary.
همه بچه هایش اهل هنر هستند. انگار هنر تو خون آنهاست: All her children are very artistic; it must run in the family.
بچه هایت را خوب بار آورده ای: You have given your children a good upbringing/you have brought them up well.
نان آور خانواده: breadwinner 
خواهر/ برادر دوقلو: twin sister/brother
او باعث ننگ و آبروریزی خانواده بوده است: He has brought shame and disgrace to the family.
شجره نامه خانوادگی: family tree 
نفقه: alimony
ساقدوش مرد:best man 
ساقدوش زن: bridesmaid
برادر شوهر/ برادر زن: brother- in- law
عروس خانواده: daughter-in-law
داماد خانواده: son-in-law 
جهیزیه: dowry 
پدر شوهر/ پدر زن: father-in-law 
مادر شوهر/ مادر زن: mother-in-law 
خواهر شوهر/ خواهر زن/ زن برادر: sister-in-law
نامزد مرد: fiancé 
نامزد زن: fiancée 
فرزند خوانده: foster child 
خواهر/ برادر ناتنی: half-sister/brother  (stepsister/stepbrother)
ازدواج مصلحتی: marriage of convenience 
پسر برادر یا خواهر: nephew 
دختر برادر یا خواهر: niece 
تک همسري: monogamy
چند همسری: polygamy
سه قلو: triples 
چهار قلو: quads 
سالگرد ازدواج: wedding anniversary 

7- بعضی از قسمتهای اتومبيل

clutch: کلاچ
trunk,boat : صندوق عقب
hubcap: رینگ
steering wheel: فرمان اتومبیل
indicators: راهنما
exhaust: اگزوز
seat belt: کمربند ایمنی
speedometer: سرعت سنج
rear view: آینه جلوی اتومبیل
windscreen, windshield: شیشه جلو اتومبیل
spare wheel: چرخ زاپاس
tire: لاستیک چرخ
number plate: پلاک ماشین
roof rack: باربند
windscreen wiper: برف پاک کن

8- محض احتیاط: Just in case
مثال:
Take an umbrella with you, just in case.
با خودت چتر ببر، محض احتیاط.

9- دست از سرم بردار / راحتم بذار: Get off my nuts / Get off my back!

ولم کن: Get off me/ Let go of me

10- در مورد آشنایی

پارسال دوست، امسال آشنا: 
Long time no see
این اسم برام آشناست: This name rings a bell
از آشناهای دور من است: He is my distant acquaintance
من در یک مهمانی با او آشنا شدم: I made his acquaintance at a party
در حد سلام علیک با او آشنا شدم: I have a nodding acquaintance with him

11- تفاوت start و finish - begin و end

finish بيشتر با زمان همراه است مثل: The lesson finished at 10.
end بيشتر با بيان نتيجه استفاده مي شود مثل: .Everything ended happily يا ?How does the story end
در کل شايد بتوان گفت قاعده روشني براي تميز اين دو وجود ندارد مثلا در جمله I couldn't (end/finish) the dinner. قطعاً استفاده از finish صحيح است که از دلايل ذکرشده در بالا نيست.
--
begin و start در بيشتر موارد قابل جايگزيني اند با اين تفاوت ها که:
- begin از start رسمي تر است.
- براي صحبت در مورد ماشين ها از start استفاده مي کنيم نه begin مثل: Press this button to start/begin the printer.
- براي بيان شروع يک کسب و کار يا حرفه از start استفاده مي کنيم مثل: She started/began a new career
- براي بيان لحظه آغاز يک رخداد به صورت تبديل يک سکون به حرکت از start استفاده مي کنيم مثل: We will stay on the platform until the train starts.

12- تفاوت Bring - Take - Fetch

Bring: آوردن
Take: برداشتن / بردن / گرفتن
Fetch: رفتن و آوردن 
He brought the book with him when he came to see me.
He took the book with him when he left.
I asked him to go to my room and fetch my glasses.

13- کاربرد Owing to, Thanks to

اين دو عبارت برخلاف کلمات سازنده شان هیچ ارتباطی به بدهکار بودن و تشکر کردن ندارند. هر دو بر دلیل و علتِ انجام گرفتن کاری دلالت می کنند و نشان می دهند که کسی یا چیزی باعث رویدادي بوده است.
مترادفهای این عبارات due to و because of هستند.
معاني: به سببِ، به علتِ، به جهتِ، به دلیلِ، به خاطرِ، در نتیجة، به برکت، به همت
He missed the last quarter of last season owing to injury: او به علت آسیب دیدگی، از آخرین بازی فصل پیش محروم شد.
Thanks to his fitness, Roberto recovered from the injury fairly quickly: به جهت آمادگي بالاي بدني اش، روبرتو نسبتا سريع از مصدوميت رها شد.

14- تفاوت in و at

وقتی در مورد خود یک مکان صحبت می کنیم از in و وقتی در مورد اتفاقی که در یک مکان روی می دهد صحبت می کنیم از at استفاده می کنیم.
.All the rooms in the hotel have air conditioning
.There was a robbery at the supermarket
همچنین برای رسیدن یا وارد شدن به جاهای کوچک از arrive at و جاهای بزرگ (شهر و کشور) از arrive in
استفاده می کنیم.
We arrived in Tehran in the morning.
We arrived at school in the morning.

15- معادل فارسي برخي از ضرب المثل هاي انگليسي

Nothing ventured, nothing gained : نابرده رنج، گنج میسر نمی شود.
The early bird catches the worm : سحرخیز باش تا کامروا شوی.
Jack of all trades and master of none : همه کاره و هیچ کاره.
Long absent, soon forgotten : از دل برود هر آنکه از دیده رود.
Too many cooks spoil the broth : آشپز كه دو تا شد آش يا شور ميشه يا بي نمك.
If you want a thing done well, do it yourself : كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.
Don't cry over the spilled milk وWhat's done cannot be undone : آب رفته به جوی باز نگردد.
Something is better than nothing : کاچی بهتر از هیچی.
Actions speak louder than words : دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
Don't bite the hand that feeds you : نمک خوردی، نمکدان نشکن.
The grass is always greener on the other side of the fence : مرغ همسایه غازه.
When in Rome, do as the Romans do : خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
Don't count your chickens before they're hatched : جوجه را آخر پاییز می شمارند.





تعداد بازدیدکنندگان:2450
تاریخ بارگذاری:1393/4/19
23


نظرات شما

these are useful tnx

دانستنی ها

سوره یسشمع و آینهنوروز مبارک
زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور
پیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چربسینوزیت
تبریک بمناسبت میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)پیامک های تبریک آغاز امامت امام زمان (عج)آلودگی هوا