*شیطان شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم


133 مطلب شیطان شناسی


گردآورنده: فرزانه غنی زاده


1- در قرآن کلمه شیطان 70 بار به صورت مفرد و 18 بار به صورت جمع  (شیاطین) آمده است.

2- ابلیس به صورت مفرد 11 بار در قرآن و 11 بار در نهج البلاغه آمده است. ابلیس از بهشت رانده شد و رئیس شیاطین می باشد.

3- خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفریده:

الف- یک نوع در آسمان ها هستند که همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند که شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات دیگر ندارند، گناه از آنان سر نمى زند، تسلیم محض پروردگار مى باشند و یک لحظه نافرمانى او را نمى کنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده  است.

ب- انسان که خداوند متعال او را از خاک و آب خلق نمود و ملائکه بر او سجده کردند، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت.

ج- نژاد جن است که خداوند ایشان را از آتش بى دود و باد پدید آورد و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است. 

4- خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس ها (طایفه اى قبل از انسان ها که فسیل آنها پیدا شده) بوده است.

5- خداوند درباره خلقت آنها چنین فرمود:

والجان خلقناه من قبل من نار السموم (حجر آیه 27)
ما طایفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان و شعله ور بدون دود  آفریدیم.
همان طور که خداوند، نخست آدم (ع) را خلق نمود و همسرش حوا را بعد از او از جنس خودش آفرید، پدر جن ها هم که مارج نام داشت از آتش و سپس همسرش مارجه را نیز از او خلق نمود.

6- مارج و مارجه با هم ازدواج کردند جان متولد شد و فرزندان جان دو طایفه شدند، یک طایفه، همان جن ها که در میان آنان هم مؤمن پیدا مى شود و هم کافر؛ طایفه دوم شیاطین شدند که پدر بزرگشان ابلیس مى باشد. ابلیس یکى از فرزندان جان است.

7- مجمع البحرین در لغت شیطان مى نویسد: وقتى خداوند متعال، اراده کرد که براى ابلیس همسر و نسلى قرار دهد غضب را بر وى مستولى ساخت و از غضب او تکه آتشى پیدا شد، از آن آتش براى او همسرى آفرید.


8- در نقل دیگرى آمده: ابلیس  که اسم اولى او عزازیل است از همان اوان جوانى، در میان قوم خود مشغول عبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسید. وقتى تصمیم به ازدواج گرفت با دختر روحا به اسم لهبا که آن هم از طایفه جن بود، ازدواج نمود.

9- بعد از آن که ایشان با هم ازدواج کردند، فرزندان زیادى از آن ملعون به وجود آمد که از شمارش به طورى که زمین از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى، خدا را ستایش نمودند. در میان ایشان عبادت و بندگى خود ابلیس ‍از همه آنان بیشتر بود.

10- بعد از آن که خداوند اختلاف و خونریزى را در میان طایفه جن و نسناس ها را دید هر دو طایفه را هلاک کرد و از میان آن طایفه فقط ابلیس را نگاه داشت. بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم در آسمان اول مدتى در میان ملائکه خدا را عبادت کرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پیش رفت و با ملائکه هر آسمان خدا را ستایش کرد تا وقتى که خداوند آدم (ع) را خلق فرمود و دستور سجده داد او هم سرپیچى کرد و رانده شد.

11- پس زن و فرزندان او هم جزء هلاک شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم که احتیاج به زن نداشت ، بعد از بیرون آمدن از بهشت هم  زنى براى او به وجود نیامد.

نام ها و لقب های شیطان

12- شَطَش یا شاطِن:
پلید، خبیث، سرکش، مطمرد، دور شدن از حق

13- ابلیس:
 این کلمه اى است مفرد و داراى دو جمع (ابالیس و بالسه ) از ماده بلى و ابلاس گرفته شده معنای آن نا امیدی، مأیوس شدن از رحمت خدا، تحیر و سرگردانی، حزنی که از شدت یاس پیدا می شود، اندوهگین و سر گریبان شدن است. ابلیس، موجودی حقیقی و زنده، با شعور، مکلف، نامرئی و فریب کار است.

13- وسواس:
به معنای چیز وسوسه گر، وسوسه کننده؛ به کلامی که از باطن انسان گذشته و از درونش بجوشد و شیطان و یا کس دیگری از بیرون عامل آن باشد وسواس گویند. وسواس در اصل صدای آهسته است که از به هم خوردن زینت آلات بر می خیزد و به هر صدای آهسته ای هم گفته می شود. معنای دیگر آن افکار بد نامطلوب و مضری است که به ذهن انسان خطور می کند. یا با صدای آهسته به سوی چیزی دعوت کردن و مخفیانه در قلب کسی نفوذ نمودن هم وسوسه نام دارد. کلمه وسواس در قرآن 4 بار آمده است.

14- خناس:
 به معنای کنار رفتن ، عقب گردکردن و پنهان شدن است. چون هنگامى که انسان به یاد خدا بیفتد و نام او را ببرد، شیطان عقب گرد مى کند. پنهان و مخفى مى شود.

15- رجیم:
 یکی به معنای رانده شده از خیرات و رحمت خدا، دیگری به معناى سنگسار کردن، سنگ زدن، سنگ زده شده با سنگ هاى شهابى توسط ملائکه که وقتی می خواهد به آسمان عروج کند او را بر مى گردانند.

16- عزازیل:
 کلمه عبری است به معنای عزیز شده او در بین ملائک عزیز و بااحترام و در عبادت خدا بسیار سخت کوش و توانا بود.

17- حارث:
در حدیث طولانى از حضرت علی (ع) نقل شده که: از آن حضرت سؤال شد: اسم ابلیس در میان ملائکه آسمان چه بوده؟ فرمودند: حارث و نیز در حدیث صافى از امام رضا (ع) نقل شده: نام  اصلی او حارث بوده ولى ابلیس نامیده شد، زیرا از رحمت خدا مأیوس گردید.

18- صاغر:
یکی از صفات شیطان است. به معنای پست و ذلیل، ذلیل بودن به واسطه رفتن عزت و حکومت و استقلال؛ از بین رفتن حیثیت و مقام و حقیر و زبون بودن. بعد از آنکه شیطان انسان را سجده نکرد و در مقابل خدا تکبر نمود، خداوند خطاب به او کرد و فرمود "فاخرج انک من الصاغرین" از بهشت خارج شو؛ زیرا تو از افراد ذلیل و زبون و درمانده و پستى.

19- مذئوم و مدموره:
یعنى ذلیلانه و با خوارى رانده شده، راندن به قهر و غلبه، طرد کردن از رحمت، معیوب شده، ننگ عار و تمام این ها درباره شیطان صادق است، چون او را با خفت و خوارى و با قهر و غلبه از بهشت بیرون کردند.

18- مذموم:
سرزنش شده زیرا خداوند بعد از آن که شیطان سجده نکرد او را سرزنش کرده و خطاب نمود: چرا سجده نکردى؟ آیا کافر شدى یا از بلند مرتبه گان بودى.

19- غوی: راه هلاکت پیش گرفته

20- عفریت: قوی و زیرک ولی با سرچشمه نادرست

21- ابیض: به خشم آورنده مردم

22- وهار: به خواب مؤمن می آید و او را اذیت می کند.

23- ابولبینی: یکی از دختران ابلیس «لبینی» است و لقبی برای ابلیس است.

24- شیصبان: 
مرحوم علامه مجلسى مى گوید: یکى از نامهاى شیطان شیصبان است و به بنى عباس هم بنوشیصبان مى گویند؛ زیرا شیطان در نطفه بعضى از آنها رسوخ کرده بود.

25- مارید و مرید:
که معنی هر دو تقریباً یکی است و به معنی شیطان سرکش و متمرد، ظلم و عصیان گر؛ بی شخصیت اعم از انسان و جن و شیطان، عاری از خیر و نیکی و برکت و فایده و (شَیطانٌ مارِد وَ شَیطانا" مَریدا") در قرآن به همین معنی آمده است.

26- نام های دیگر:
نائل و ابوالجان، ابومره، ابوخلاف

این مبحث ادامه دارد


تعداد بازدیدکنندگان:1997
تاریخ بارگذاری:1393/3/18
3


دانستنی ها

بنده حق راز ماناییآنچه در عاشورا اتفاق افتاد
تحول ‌پذیریمرگنیروی عادت
القاب آقا صاحب الزمان سوره یسشمع و آینه
نوروز مبارکزندگی یک رنج نیستاسترس
خواص عنابسنگ و مانعوابستگی و تعلقات
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین ع
دعانیایشتخت سلیمان
پرفروش ترین داروها دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)
ساز دهنی یا Harmonicaپیاده روی پل طبیعت
فهرست انواع سازهامیوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزی