طب چيني

به نام خدا
گردآورنده: آزاده صفایی
طب سنتی چین
دیدگاه این روش مبتنی بر این مساله است که فرایندهای بدن انسان به هم وابسته هستند و دائماً با محیط اطراف تعامل دارند. بنابراین این روش درمانی، برای پیشگیری، مبارزه و درمان بیماری‌ها به دنبال ناهماهنگی در بدن و محیط اطراف آن می‌گردد.
طب چيني:
1-    تئوری اساسی طب چینی ،جمع بندی و خلاصه نظری درمورد حرکات حیاتی بدن انسان و قانونمندی تغییرات بیماریها می باشد که بطور عمده احکامی مانند " ئین " و " یان " ، عناصر پنجگانه ، " یون چی " و مظاهر ارگانهای درونی و نصف النهارها و همچنین موضوعاتی از قبیل علل بیماری ، تفسیر و تعبیر علت بیماری( بروز و جریان یک بیماری، روش و اصول تشخیص ، اصول و شیوه درمان ، پیشگیری از امراض و حفظ سلامتی و غیره را دربر می گیرد.
 
2-    ئین " و" یان" از مقوله های فلسفه باستانی چین است. مردم از طریق ملاحظه ودیدن پدیده های متضاد بتدریج مفهوم تضاد داخل منقوله " ئین " و" یان " را درک می کنند و با کاهش و یا افزایش نیروی " ئین " و" یان" تغییرات حرکات اشیا را توضیح می دهند.
3-     طب چینی با استفاده از نظریه تضا د و وحدت" ئین " و" یان " ، ارتباطات مرکب و بغرنج بین بخش های بالائی و پائینی ، درونی و برونی بدن انسان و بدن انسان و حیات از یکطرف با حلقه های بیرونی مانند طبیعت و جامعه از طرف دیگر را تشریح می کند.
4-    تعادل نسبی یگانگی اضداد میان " ئین " و " یان " پایه ای برای حفظ و تضمین فعالیت های عادی بدن انسان می باشد وعدم تعادل و یا برهم خوردن روابط یگانگی اضداد منجر به بروز بیماری در بدن انسان شده و بر فعالیتهای معمولی حیات تاثیر می گذارد.
5-    تئوری عناصر پنجگانه ، یعنی مقولات فلسفی پنجگانه چوب ، آتش ، خاک ، فلز و آب ، نسبت اشیای متفاوت در جهان عینی را خلاصه می کند و با الگوی دینامیک توسعه و محدود ساختن پنج عنصر ارتباطات متقابل بین اشیاء و قاعده تبدیل آنها را تشریح می کند.
6-    طب سنتی چین بطور عمده با تئوری عناصر پنجگانه ارتباطات کارکرد بین ارگان های حساس بدن انسان و مکانیسم ابتلای به بیماری های در حال عدم تعادل امعاء و احشاء شامل قلب ، جگر ، طحال ، ریه ، معده ، کیسه صفرا ، روده و مثانه را تشریح می کند و نیز برای درمان بیماری های مفید است.
7-    حکم " یون چی" حکمی برای تحقیق و کاوش و آگاهی از تاثیرات تغییرات نجومی ، هواشناسی و آب و هوا در طبیعت بر سلامتی مزاج و بیماری ها می باشد بعبارت دیگر این حکم ، حکمی است که طبق پارامتر نجومی تغییرات آب و هوا در طول سال قانونمندی بروز امراض را محاسبه میکند.
8-    یون " شامل " یون " چوب ، آتش ، خاک ، طلا و آب می باشد.
9-    بعبارت دیگر گردش طبیعت در فصول سال : بهار، تابستان ، تابستان طولانی ، پائیز و زمستان.
10-     "چی" به عوامل آب وهوا در چهار فصل سال از قبیل باد ، سرما، گرما، رطوبت، خشکی و آتش اشاره دارد
11-    تئوری مظاهر ارگان های درونی انسان ، فیزیولوژی و تغییرات پاتولوژیک پنج ارگان درونی انسان ( قلب ، جگر ، طحال ، ریه ها و کلیه ها ) ، اعضای ششگانه مجوف و توخالی در بدن ( روده باریک ، روده بزرگ ، معده ، مثانه ، کیسه صفرا و " سان جیاو " و مغز ، مغز استخوان ، استخوان ، نبض ، کیسه صفرا ، جفت و غشای جنینی زنان ) را بطور عمده بررسی می کند.
12-    تئوری نصف النهار ها با تئوری علائم ارگانهای درونی ارتباط فشرده دارد.
13-     نصف النهار مجرای گردش انرژی حیاتی و خون بدن انسان است و نقش آن برقراری ارتباط اعضای درونی و برونی و شبکه ای کردن تمام بدن انسان می باشد.
14-    در وضعیت پاتولوژی ، کارکرد سیستم نصف النهار تغییر می کند و باعث پیدایش عوارض متقابل و علائم بدنی می شود . از طریق این علایم می توان بیماری های امعاء و احشاء درونی بدن را تشخیص داد.
تعریف انرژی چی
15-    معنای اولیه‎ی آن، انرژی‌‏ای است که در اطراف ما درگردش است. در فصل‎های مختلف، چی مختلفی ظاهر می‌‏شود. برای مثال، در فصل بهار، بادهای موسمی داریم، در تابستان، گرما، در اواخر تابستان، رطوبت و در پاییز احساس خشکی می‌‏کنیم. در زمستان نیز چی سرد را در هوا احساس می‌‏کنیم.
16-    معنای دیگر آن به انرژی‌‏هایی که در بدن ظاهر می‌‏شود، بر‌‏می‌‏گردد. گویی خون و مایعاتی که در بدن درجریان است، با‎کمک باد در اطراف به حرکت در‌‏می‌‏آیند. برخی در اندام‌‏های خود احساس سرما می‌‏کنند و گاهی این سرما به‌‏حدی می‌‏رسد که مجبورند در‌‏هنگام خواب جوراب بپوشند.
17-    برخی نیز احساس گرما، تب، گُر‌‏گرفتگی (در زمان یائسگی) و یا گرمایی که بعد از شیمی‌‏درمانی در سرطان سینه یا پروستات ایجاد می‌‏شود، می‌‏کنند. هنگامی که رطوبت در بدن بالا می‌‏رود، به‌‏صورت تورم مفاصل، پوشش چرب ضخیمی بر روی زبان، اسهال و یا احساس سنگینی در بدن ظاهر می‌‏شود.
18-    معنای دیگر چی یعنی احساسات. هنگامی که شخص به‎شدت عصبانی است، می‌‏گوییم شخص «موشکی از چی خشم» دارد و هنگامی‌‏که شخص خوشحال باشد، می‌‏گوییم غرقه در چی شادی‌‏بخش است. در‌‏واقع احساسات از اشکال انرژی است و بنابراین شکلی از چی می‌‏باشد.
19-    چهارمین معنی چی، هواست. زمانی‌‏که شخص نفس می‌‏کشد، می‌‏گوییم شخص چی را دم و بازدم می‌‏کند.
20-    معنای دیگر آن انرژی‌‏ای است که برای حفظ عملکرد هر یک از اندام‌‏های بدن به‌‏کار می‌‏رود. بنابراین چی قلب، چی کبد، چی خون و چی دستگاه گوارش داریم. زمانی که چی به‌‏سمت راست بدن به‌‏قدر کافی و در توازن حرکت ‌‏کند، احساس سلامتی و آرامش ذهن خواهیم داشت.
اختلال در انرژی چی
21-    زمانی‌‏که انرژی چی دچار مشکل شود، بدن احساس بیماری خواهد کرد و نا‌‏کارآمد خواهد شد. برای مثال وقتی که در مسیری مخالف حرکت کند و یا سرکش شود، فرد ممکن است احساس تهوع کند، نفس‌‏های کوتاه بکشد و یا ممکن است  خس‌‏خس، سرفه کند و یا بالا بیاورد.
22-    هنگامی‌‏که حرکت چی کلاً از‌‏کار بیفتد و متوقف شود، احتمالاً کنترل ادرار و بیرون‌‏روی خود را از‌‏دست خواهید داد و یا ممکن است برخی از ارگان‎های بدن دچار بیرون‌‏زدگی شوند. زمانی‌‏که توازن انرژی چی کاملاً از‎بین برود، انسان دچار انواع نشانه‌‏های بیماری مثل تب و لرز، لرزش، تورم مفاصل، عرق شبانه، فشار خون بالا، افسردگی، جنون، نگرانی یا اضطراب می‌‏شود.
23-    چی در همه‌‏ی سطوح بدن در گردش است، از سطح تا درونی‌‏ترین قسمت‎ها؛ به همه‌‏جا می‌‏رود و جایی را دست‌‏نخورده نمی‌‏گذارد. چی داخل کانال‎های انرژی حرکت می‌‏کند. ساختار کانال‎های انرژی به‎قدری ذره‌‏بینی است که حتی با تکنولوژی امروزی نیز قابل مشاهده نیست.
24-    اما پدران طب چین، قادر بودند تا با توانایی‌‏های طبیعی خود، سطوح انرژی انسان را تجسم و ترسیم کنند. آن‌‏ها متوجه شدند که اگر ما دچار ناراحتی‎های عاطفی شویم، انرژی درونی‌‏مان تحت‌‏تأثیر قرار گرفته و موجب انسداد و گمراهی چی می‎شود.
25-    اگر وضعیت آن بهتر نشود، ممکن است باعث آسیب بیشتری مثل ایجاد درد شدید، تومور، انسداد عروق، سرطان و یا تغییرات حادتر و مانند آن شود. همانطور که می‌‏توان تصور کرد، انرژی می‌‏تواند در قسمت‎های مختلف بدن انسان مسدود شود.
26-    زمانی‎که چی کم باشد، احساس ضعف و پیری خواهید کرد و گوارش در بدن به کندی انجام می‌‏گیرد و ارگان‌‏های بدن ناکارآمد می‌‏شوند. و هنگامی‌‏که کاملاً از‌‏بین برود، خواهیم مرد.
27-    بنابراین برای این‌‏که احساس سلامتی و از ابتلا به بیماری جلوگیری کنیم و روند پیری را کاهش دهیم، باید مراقب انرژی چی خود باشیم.
28-    دو نوع چی وجود دارد. یک نوع از والدین به ارث می‌‏رود که به آن چیِ پیش‎از تولد می‌‏گوییم و اغلب در کانال‌‏های انرژی کلیه ذخیره می‌‏شود. این نوع چی برای تولید‌‏مثل به‌‏کار می‌‏رود و به فرزندان منتقل می‌‏شود. نوع دوم آن، چی پس‌‏از تولد است که معمولاً از‌‏طریق هوا و غذا به‎دست می‌‏آید که به عملکرد کانال‌‏های انرژی در شش‎ها و طحال بستگی دارد.
29-    برای حفظ انرژی پیش‌‏از تولد، باید از آن حفاظت کنید و تا جایی که امکان دارد آن را ذخیره کنید. برای حفظ انرژی پس از تولد، باید یک رژیم غذایی سالم و متعادل داشته باشید، از خوردن و نوشیدن افراطی بپرهیزید، به‌‏اندازه‌‏ی کافی بخوابید و در‌‏حد متعادل ورزش کنید ومراقبه و تمرین چی‌‏گونگ مناسبی را نیز در نظر بگیرید.
30-    مدیریت ثبات احساسات، کلیدی است برای باز نگه داشتن کانال‌‏های انرژی و جریان یکنواخت آن.
31-    شاید این نماد را دیده باشید:
32-     

 
33-     درست است این نماد، همان نماد معروف تائویی یعنی یین Yin  و یانگ Yang  است.  البته نمادها و یا معادل های دیگر نیز برای آن می توان در فرهنگ های مختلف جهانی یافت که آنها هم حامل همان حقیقتی هستند که این نماد در حال انتقال و بازگویی آن است.  

34-     این نماد در واقع همان  چیزی است که از نظر برخی ثنویت یا دو گرایی ایرانیان باستان خوانده می شد . ایرانیان  معتقد بودند که جهان از دو جنبه متضاد اما مکمل که خیر و شر نام دارند، تشکیل یافته است. این دو قسمت متضاد اما مکمل در نظرگاه باستانی ایرانی همسیتار  یا همستار خوانده می شدند. این همستاری را نه تنها مختص به ذرات و هستی ، بلکه به بالاترین جنبه های حیات نیز امتداد میدادند. در این نظرگاه ، اورمزد نیز همستاری داشت بنام اهریمن.
35-    فردوسی در همین رابطه است که می فرماید:
جهان را فزایش ز جفت آفرید        که از یک فزونی نیاید پدید
36-     این نماد نشانگر دو قسمت متضاد و در عین حال متمم و مکمل تمام پدیده های هستی است. یعنی هر پدیده ای دارای دو قسمت سازنده ای میباشد که با هم ضدند و در عین حال با هم و در کنار هم یک پدیده را ساخته اند. می توان این دو قسمت را با نامهایی همچون آب و آتش که علی الظاهر با یکدیگر در تضادند نیز نام گذاری نمود.
37-    نماد ذیل بازگو کننده این حقیقت است که دو چیزی که یک پدیده را شکل میدهند و وجود آنها برای شکل یافتن و قوام هر پدیده ای لازم است در عین حال با یکدیگر در ستیزند. مثال ملموس آن همان انسان است. انسان مرکب از روح و جسم است این دو جلوه خلقتی یعنی روح و جسم با هم و در کنار هم حقیقت انسان را شکل میدهند ولی در عین حال با یکدیگر سازگاری ندارند. بنابر این در اینجا می توان سر را بمثابه مثلاً یین و دم را بمثابه یانگ یک پدیده در نظر گرفت.
38-     

41-    در قرآن نام این دو اصل مخالف اما متضاد کاف و نون است که می شود کُن؛ دو حرفی که در یک پوشش در آمدند تا جهانی را شکل دهند.
42-    عطار آورده است:
کرد در شش روز هفت انجم پدید     وز دو حرف آورد نه طارم پدید
43-    یکی از نمایش های درخت جهانی ایگدراسیل در اساطیر اسکاندیناوی که در واقع حقیقت کل هستی را بصورت درخت به نمایش در آورده بزیبایی دو جنبه متضاد اما مکمل را بصورت آب و آتش چنین نشان میدهد:
 
 
 
44-    مولوی در خصوص این دو ضد همکار آورده است:
گفت یارش کاندر آ ای جــــمله من                 نی مخالف چون گل و خار چمن
رشته یکتا شد غلط کم شو کنون                 گر دوتا بینی حروف کاف و نون
کاف و نون همچون کمند آمد جذوب              تا کشاند مــــر عدم را در خطوب
پس دوتا باید کمند انــــــــدر صور                  گــــرچه یکتا بــــاشد آن دو در اثر
گر دو پا گر چـــــــــــار پا ره را برد                   همچو مـــقراض دو تــــــا یکتا برد
آن دو همبازان گـــــــــازر را ببین                   هست در ظاهر خلافی زان و زین
آن یکی کــــــــرباس را در آب زد                    وان دگر همباز خشکش می‌کند
باز او آن خشک را تر مــــــی‌کند                    گوییا ز استیزه ضد بـــر می‌تند
لیک ایــــن دو ضد استیزه  ‌نــما                     یــــک‌دل و یک‌کار باشد در رضا
45-      


46-    صمد ولیزاده در کتاب ابر نیروی چی توشته است:
شروع« جهان هستی و نظام طبیعت  بوسیله تضاد دو چیز، در حال تعادل می باشد و این تضاد در همه موجودات جهان اعم از جاندار و بیجان وجود دارد. این فلسفه، فلسفه انرژی نامیده می شود.
47-    طبق فلسفه انرژی، در جهان هستی همه چیز در حال حرکت و تغییر است. چیزی پایان نمی یابد و چیزی از بین نمی رود. بلکه بین اشیاء و پدیده ها تعادلی حساب شده و منظم وجود دارد . این تعادل ، ایجاد قوانین و نظامهایی را در جهان هستی می نماید تا اینکه این جهان هستی قابل و شایسته زندگی و تکامل انسان می‌شود. حرکت از بی نظمی  به نظم، از سکون به حرکت ، از ثبوت به تغییر و از رکود به تحول است. اگر سکون نباشد، حرکت مفهومی ندارد و اگر حرکت بوجود نیاید ، سکون درک نمی گردد.
48-     رکود نیرو بخش تحول است و تحول شناساننده رکود، آسمان در مقابل زمین، مثبت در برابر منفی، روز در مقابل شب، تابستان در برابر زمستان، جنوب در مقابل شمال، گرمی در برابر سردی، مذکر در مقابل مونث، فعالیت در مقابل انفعال، روشنی در مقابل تاریکی، خوبی در برابر بدی، مهربانی در مقابل خشونت، علم در برابر جهل، قدرت در مقابل ضعف، شجاعت در برابر ترس، انرژی در مقابل ماده، نرمی در برابر سختی، و ...... قرار دارند.
49-    این خواص و نیروهای متضاد آئینه، زاینده، آفریننده، احیا بخش و شناساننده یکدیگرند و بدون وجود یکی دیگری شناخته نمی گردد و ارزشمند نمی شود.
50-    طبق فلسفه انرژی جهان هستی بر دو قطب مثبت و منفی در حال تعادل است. نیمی از جهان قطب مثبت و نیمی دیگر قطب منفی می باشد. قطب مثبت یانگ و قطب منفی یین نام دارد.
51-    در عالم هستی نیروها ، پدیده ها و ماهیت هایی که با قطب مثبت ( یانگ) ارتباط پیدا می کنند مانند آسمان ، مثبت ، روز ، تابستان ، جنوب ، گرمی ، مذکر ، فعالیت ، روشنی ، خوبی ، مهربانی ، علم ، قدرت ، شجاعت ،  انرژی در یک طرف
52-     تمام نیروها و پدیده هایی که با قطب منفی ( یین) مرتبط هستند مانند زمین، منفی، شب، زمستان، شمال، سردی، مونث، انفعال،تاریکی، بدی، خشونت، جهل، ضعف، ترس، ماده و سختی در طرف دیگر قرار دارند. این دو قطب یانگ و یین در حال گردش هستند. یعنی سکون و رکودی در دو قطب مثبت و منفی وجود ندارد.»
53-    در هر روی مقصود آن است که دریابیم این دو قسمت در عین ناسازگاری و تضاد، اما در کمال ناباوری، در کنار یکدیگر جمع آمده اند.
 

 
54-    وجود این دو قسمت متضاد اما مکمل  در هستی و پدیده هایش اصلی لایتغیر است و به هیچ روی قابل تغییر و دگرگونی نیست. اصولاً هیچیک از این دو بدون دیگری وجود نخواهد داشت. اوشو در کتاب هفت بدن و هفت چاکرا  انجا که در خصوص سطوح مختلف بدن ادمی سخن می گوید، اورده است:
55-    «حال، تو خواهی دانست که این دو ، نام های یک چیزند. اگر یکی را برگزینی، خود بخود ان دیگری را هم برگزیده ای، نمی توانی از گزینش دومی بگریزی. بدین ترتیب، اگر از انسانی در سومین سطح طلب عشق کنی، از تو خواهد پرسید که ایا برای نفرت هم آماده ای؟ البته خواهی گفت: « نه ، من فقط طالب عشقم. لطفاً به من عشق ارزانی دار». او جواب خواهد داد که این ممکن نیست، چون عشق صورت دیگری است از ارتعاش نفرت. در حقیقت، عشق صورتی است که برای تو خوشایند است، در حالیکه نفرت نیز صورت دیگر همان ارتعاشات است که برای تو ناخوشایند است. پس، انسانی که از سومین سطح آگاه می شود، شروع می کند باینکه از جفت های  متضاد رها باشد. وی برای نخستین بار به این شناخت میرسد که انچه را به عنوان دو اصل متضاد در پی اش بود، یکی است. دو شاخه مخالف و متضاد بخشی از تنه یک درخت می شوند. آنگاه وی از اینکه می کوشید یکی را محض حفظ دیگری نابود کند، به حماقت خویش خواهد خندید. ولی وی در آن زمان نمی دانست که این کار ممکن نیست و درخت در عمق و اصل یکی است و نه بیش!»[هفت بدن و هفت چاکرا، ترجمه سیروس سعدوندیان، ص 33)
56-     همانگونه که گفته شده  دو اصل متضاد پدیده ها  یکی نقش یانگ یا مذکر  که جنبه یزدانی یا معنوی یک پدیده را روشن می نماید و دیگری نقش یین یا مونث و بعبارتی اهریمنی همان پدیده را بر عهده دارد. اما فکر می کنیدکدامیک از این دو  جنبه که با رنگ های سفید و سیاه مشخص شده اند نقش مذکر یا یزدانی یا بر عهده گرفته اند ؟ جواب بسیار عجیب است. نیم دایره سیاه جنبه مذکر یا فاعلی و ایزدی را بر عهده دارد.آری در دنیای وارونه ای که ما قرار گرفته ایم همه چیز برای بشر واژگونه بنظر میرسد؛ رنگ سیاه همان قسمت نورانی یا مذکر هستی است.
 
 
 
57-    البته در قرآن نیز به  اصل مهم و حیاتی  هستی  اشاره شده است. قرآن در عباراتی موجز هستی را مزدوج معرفی کرده است:
58-    سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ  .[1]
59-    ستایش مخصوص خدائیست که تمامی ازواج را آفرید و از وجود خودتان و از آنچه که نمی‌دانید.
60-    وَمِن کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ .[2]
61-    از هر چیزی زوج آفریدیم شاید که متذکر شوید.
62-    وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى[3]
63-    و او خدائیست که زوجین را مذکر و مونث هم قرار داد.
64-    خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِکُمْ وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ [4]
65-    آسمان را با ستون‌هایی آفرید که دیده نمی‌شوند و در زمین کوه‌های استوار بیفکند تا شما را بجنبانند و در آن از هر جنبنده‌ای روان ساخت و از آسمان آبی فرستاد و در آن از هر چیزی زوجی کریم رویاند.
66-    با توضیحاتی که در فوق آورده شد می توان در معنای واژه‌ی زوج قرآن گفت:  دو  شی‌ای  هستند که بر روی هم، یک ماهیت و  واحد بزرگتری را تشکیل می‌دهند.
67-    اجازه دهید تا در اینجا جنبه دیگری از نماد یین و یانگ را بیان نمایم. در آدمی، مرد و زن، زوج یکدیگر محسوب می‌گردند و با اینکه هر یک دارای ساختمان کامل و مجزای جسمی بوده و از لحاظ فیزیولوژی انسانی مستقل از یکدیگر می‌باشند، و از نظر ساختار بدنی به هم وابستگی ندارند، اما این دو ماهیت متفرد بر روی هم، واحد کلی تری را بنام انسان ساخته‌اند. بنابراین می توان در اینجا مرد را با نماد یانگ و زن را با نماد یین برابر دانست.
68-     

69-    این قاعده کلی در تمام عالم طبیعت و ذره‌های آن استوار است.  دست بر هر شی‌ای که بگذارید این قانون را بر آن مشاهده خواهید کرد. دو شی‌ای که علی الظاهر مستقل از یکدیگر می‌باشند اما بر روی هم تشکیل واحدی بزرگ‌تر را می‌دهند.
70-    اگر بتوانید تصویر خلقت را البته بصورت اصلی آن دریابید دقیقاً مفهوم یین و یانگ را در آنجا نیز می توانید مشاهده کنید. هستی ما دارای هفت بعد کلی است که دنیای مادی بشری در بعد چهارم قرار گرفته است. سه سطح در سطوح پایین تر از دنیای ما و سه سطح در سطوح فراتر. سه سطح پایینی و بالایی ما همان دو جنبه یین و یانگ هستی هستند که در عین تضاد یک حقیقت را می سازند. همین دید به هستی است که باعث می شود تا در تصاویر درخت زندگی در اساطیر اسکاندیناوی شاهد برخی از نمایشهایی باشیم که در پی رسانیدن این حقیقتند. یا در بربرخی دیگر از اقوام درختی را نشان میدهند که نیمی خشک و نیم دیگرش سبز و پربار است.
71-    در تعریفی دیگر می توان بیان داشت دو عضو یک پدیده که با هم تشکیل یک واحد بزرگتری را داده اند در لسان قرآن، زوج هم خوانده می‌شوند و برای اینکه نسبت آنها با یکدیگر مشخص شود با  صیغۀ مونث و مذکر  در کنار یکدیگر قرار گرفته و متمایز می‌گردند.
72-    یا من خلق الزوجین ذکر و الانثی[5]
ای کسی که دو زوج را مذکر و مونث هم قرار دادی.
73-    کاربرد کلمات مونث و مذکر در قرآن،  فراتر از آن  است که منحصر در جنس نر و ماده انسان ، یا حداکثر حیوان و گیاه گردد. نمونه های قابلِ ذکرِ از این دست، بسیار است:
74-    دنیا و آلاخره، صوم و صلاة، غیب و شهادة، خمس و زکاة، صفا و مروه ، نار و الجنه و.....
75-    نکته بعدی اینکه هیچ یک از ذرات عالم ، خالی از زوج نیست و هیچ  پدیده‌ای را نمی‌توان یافت که به تنهایی و بدون در نظر گرفتن پدیده‌ای دیگر، ماهیتی کامل را تداعی نماید. از آنچه که گفته شد دو حقیقت قابل دریافت است:
76-     االف ـ این سخن به خوبی نشان می‌دهدکه تمام موجودات در عین استقلال، نیمه کاملند و برای واحد شدن احتیاج به نیمه‌ای دیگر دارند. پس هر شی در عالم هم مستقل است و هم وابسته؛ مستقل از این نظر که دارای ساختمان کامل بدنی می‌باشد و وابسته از این نظر که به تنهایی نمی‌تواند تمامی یک ماهیت را تداعی نماید. با آنکه هر یک از این دو مفهوم ناقض دیگری می‌باشد، یعنی اگر چیزی وابسته باشد دیگر مستقل نیست و اگر مستقل باشد دیگر وابسته نیست، اما این صفات نقض کننده‌ی هم، در تمامی مظاهر هستی وارد شده‌ و در کنار یکدیگر حضور یافته‌اند. و راهی جز قبول آن بر نوع انسان نمانده است.
77-    ب ـ هیچ واحدی در عالم نیست مگر آنکه تجزیه گردیده و به دوسازنده اولیه قابل برگشت باشد.
78-    تمامی موجودات و مخلوقات بی شک دارای زوج می‌باشند؛ حتی آنهائیکه تاکنون بشرموفق به یافتن  زوجی برای آنها نشده است مثل: زمین، خورشید ، ماه و .....
79-    دیدیم که برای مشخص نمودن دو پدیده‌ی سازنده‌ی یک ماهیت از  صفات مذکر و مونث برای تمایز بین آن دو استفاده می‌شود. در فرازی از دعای شریف ندبه، از قول پیامبر اکرم(ص) آمده:
80-    انا و علی من شجرة واحده و سایر الناس من شجر شتی
«من وعلی از یک درخت و سایر مردم از درخت دیگری خلق شده‌اند.»
81-    در اینجا کلمه‌ی درخت به دو صورت مذکر و مونث بکار برده شده است که دلالت بر  دو قسمتی بودن یک حقیقت که در اینجا مقصود از آن آفرینش دارد. این دو قسمت نیز زوج همهستند پس باید با دوصیغه مذکر و مونث از یکدیگر جدا گردیده و قابل تشخیص باشند. بنابر این، یکی به صورت شجره و دیگری به صورت  شجر در این دعا آورده شده است.
82-    حضرت رضا(ع) در خصوص عدم واحدیت مخلوقات  و شمول قانون زوجیت در تمامی آنها می‌فرمایند:
و لم یخلق شیئا فردا قائما بنفسه....
83-    خداوند چیزی نیافریده که فرد و قائم به خود باشد و نیازمند  به غیر خود نباشد....[6]
84-    ملا صدرا  در اسفار آورده است:
ان کل ممکن فی الخارج، زوج ترکیبی...
تمام ممکنات در خارج، زوج ترکیبی هستند.
85-    مُجمل اینکه جزیی را که هر پدیده‌ای بدان محتاج است تا کامل شود ، زوج آن پدیده می‌خوانیم.
86-    بنابراین توضیح داده شد که تمامی ذرات هر چند دارای زوج بیرونی هستند که آنها را تکمیل می‌نماید، اما در درون خود نیز از دو جزء مختلف ساخته می‌شوند که آن دو جزء مختلف هم، چون یکدیگر را تکمیل می‌نمایند، زوج یکدیگر محسوب می‌شوند. و باید برای آنها صیغه‌های مذکر ومونث قائل شد.  پس هر پدیده‌ای دارای زوجی است که آن را تکویل می‌نماید و واجد دو زوج مکمل در درون خود می‌باشد.
87-    اما از سویی دیگر شاید اندیشه‌ای که  اکنون علم از بدن انسان در ذهن دارد،  این است که آدمی دارای بدنیست که از دو نیمه  تقریباً قرینه راست و چپ  تشکیل شده است. دو قرینه ای که  اعضا و جوارح ما مثل قلب، شش ها، کبد و غیره را در خود جای داده اند. در واقع امر بدن انسان اعم از مرد و زن درست همان نماد یین و یانگ را به نمایش گذارده است. یعنی بدن هر شخص از دو جزء کاملاً متضاد اما مکمل تشکیل یافته است؛ قسمت راست بدن ما جنبه یانگ و قسمت چپ بدن ما نیز جنبه یین را به نمایش گذارده است.
88-     بنابر این دامنه زوجیت بسط یافته و علاوه بر وجود شی‌ای خارجی برای هر پدیده،  در درون خود آن شی نیز مشاهده می شود و هر شی یا پدیده دمرکب از دو نیمه‌ای  خواهد بود که مکمل هم میباشند. از این روی می‌باشد که در قرآن  سعی گردیده که  تعبیر ازواج یا زوجین بر  کلمه‌ی زوج رجحان داده شود.؛22 بار از کلمه زوج و مشتقات آن، 8 بار از کلمه زوجین و یا زوجان که تثنیه می‌باشد و 48 بار نیز از کلمه‌ی ازواج یا مشتقات آن در قرآن یاد شده است.
89-    در انسان  با آنکه مرد و زن  دو زوج هم محسوب می‌شوند و در یک مجموعه‌ی دو قسمتی ، هر یک چونان نیمی از پیکره‌ی ان را حمل می‌نمایند، اما در نگاهی دیگر خود واحدی مستقلی بشمار آمده و هر یک از آنها بطور مستقل قابلیت تقسیم به دو جزء مکمل را خواهند داشت؛  این ویژگی سبب گردیده است تا این دو قسمتِ ،ضمن داشتن ویژگی‌های خاص خود، بر روی هم تشکیل دهنده یک واحد بزگ‌تر و جامع‌تر گردند؛ به نام بدن.  بنابر این زوج همدیگر محسوب می‌شوند.
90-    در قرآن نیز موضوع مورد بحث چنین بیان شده است. در سوره قیامت آیات 37 تا 39 می‌خوانیم:
الم یک نطفه من منی یمنی ثم کان علقه فخلق فسوی فجعل منه الزوجین الذکر و الانثی.
آیا  تو آب منی‌ای نبودی سپس علقه شدی آنگاه خلق شدی ، سپس سوا گردیدی. پس، از آن  منی، زوجین را قرارداد؛ ذکر و انثی.[8]
91-    این همان معنای دعایی است که ازپیامبر گرامی اسلام در شب نیمه شعبان رسیده است:
اللهم سجد لک سوادی وخیالی و بیاضی
خدایا برای تو سیاهم و سفیدم و خیالم سجده می‌کند.
92-    آنچه که علیرغم چندین بار تکرار ضرورتاً بار دیگر مورد اشاره قرار می‌گیرد اینکه  در اقسام دو گانه‌ی زوج، چه بیرونی و چه درونی، سرشت این ازواج طوری از سوی خداوند تقدیر گردیده اند که در عین حالیکه تکمیل گر هم هستند اما از صفات و اختصاصات متغایر و متضاد با یکدیگر برخوردار میباشند. بنابر این هر چقدر که دو قسمت یک پدیده یکسان به نظر ایند اما باید دانست که دارای اختصاصاتی کاملاً مغایر و متضاد با یکدیگرند و گویی که همانند دو هماورد  بر روی یکدیگر تیغ کشیده‌اند.
93-    دو پروانه بینم در این طرفگاه       یکی رو سپیدست و دیگر سیاه
94-     پس شک نکنید که آنچه را که یک چیز می‌دانید یکی نیست بلکه مرکب از دو قسمت است. آنهم دوقسمتی  که اگر صورت واقعی آنها دیده شود شما را  شوکه خواهد کرد. دنیا ی ما دنیای ازواج است و اصولاً بنیان هستی را از ازل چنین تقدیر داده‌اند و این از قوانین لایتغیر طبیعت است که ملازم آن گردیده شده و کلیه پدیده‌ها را مورد شمول قرار داده است. می توان پدیده‌ها را دوگانه‌های به هم گره خورده نامید؛ شاید این تعبیر حقیقت را بر چشمان‌مان بهتر بنمایاند.
95-    واحدم خوانده‌ای گرم بیند                   پشت ایام خواندم اثنین
96-     در قدم بعدی هر یک از این دو قسمت که سازنده یک پدیده اند، از قاعده‌ی کلی زوجیت بیرون نیستند؛ آنها هم، از دو زوج کوچک‌تر تشکیل گردیده‌اند. مثلاً  در انسان قسمت سمت راست در واقع مکمل اما مخالف با قسمت سمت چپ است بنابراین زوج هم بوده وبرای تمایز بین آنها باید از صیغه‌ی مذکر و مونث استفاده ‌شود.  به همین شکل تا بی‌نهایت بار می‌توان هر قسمت را باز به دو قسمت کوچکتر نیز تقسیم کرد که باز همان حالت مذکر و مونث خود را حفظ نمایند. این عمل میلیاردها بار قابل تکرار است و در هر بار به قسمتی میرسیم که باز خود از دو قسمت مخالف اما مکمل کوچکتری تشکیل یافته است.
97-    گذشته از دو قسمت شدن پدیده‌ها بصورت سیر نزولی و دست یافتن به دو قسمت زوج کوچک‌تر، این موضوع در سیر صعودی یا بزرگ‌تر شدن آنها هم عیناً تکرار می‌گردد؛ یعنی درست است که مرد و زن بر روی یکدیگر، ماهیتی کلی‌تر به نام انسان را ساخته‌اند، اما خود انسان نیز به عنوان یک نیمه از کل بزرگ‌تر خواهد بود. انسان با موجود دیگری که نیمه‌ی کامل کننده‌ی او محسوب می‌شود، بوجود آورنده‌ی حقیقتی برتر می‌باشد.
98-    زوج انسان در عالم، جن است. درست شنیدید جن و انس در طبیعت بعنوان دو بال تکمیل گر هم شمرده شده و زوج هم می‌باشند.
99-     به سوره مبارکه ناس دقت فرمائید.
100-    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ إِلَهِ النَّاسِ مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
 در این سوره، ناس بصورت مذکر و جن نیز بصورت مونث آمده است. انسان وجن. بعداً خواهیم دید که سازنده ماهیت دیگری خواهند شد بنام موجودات مادی. با این تفاوت که یکی تمام مادی و دیگری نیمه مادی است.
101-    بنابراین هم می توان یک پدیده را از طرفی در مقابل یک پدیده دیگر، مونث یا مذکر دانست و از طرفی دیگر در مقایسه با دوجزء سازنده خودش، آن را هم مونث و هم مذکر تلقی کرد. مثال ملموس آن کلمه لیل است. لیل همیشه در مقابل نهار بصورت مونث استعمال می گردد. چرا که این دو پدیده بر روی هم یک ماهیت برتری را تشکیل داده اند بنام یک شبانه روز.
102-    اما کلمه لیل، خود نیز از دو قسمت جدا از هم و متفاوت تشکیل یافته است؛ شب‌های فرد در مقابل شب های زوج قرار می گیرند. هر یک از شب‌های فرد و زوج گرچه در حوزه شب‌ها قرار دارند اما با یکدیگر دارای تفاوتهای کلی می‌باشند.
103-     اتفاقی نیست که لیالی قدر در اعداد فرد واقع شده اند.
104-    بنابراین هر گاه قرآن بخواهد از کلمه لیل در مقابل نهار استفاده نماید آن را بصورت مونث استعمال می نماید؛ ولی چنانچه بخواهد شبی را با شب دیگری که از سنخ آن نیست و دردسته دیگر واقع شده است ، استفاده نماید آن را متناسب با آن، مذکر یا مونث می آورد. مثلاً ، می‌توان شب‌های فرد را بصورت مذکر و شب‌های زوج را بصورت مونث فرض نمود.
105-    به دو آیه ذیل توجه فرمائید:
انا انزلناة فی لیله القدر[12]
سبحان الذی اسرا بعبده لیلاً من المسجد الحرام.....
106-    در این دو آیه، لیل دریکی با صیغه‌ی مونث و در دیگری با صیغه‌مذکر آورده شده است.
107-    برای تبیین موضوع از دنیای مثال‌های غیر ملموس به دنیای تجربی و علم مکشوفه توسط بشر  وارد می‌گردیم. و ادامه مطلب را از دنیای درون اتم پیگیری می‌نمائیم. می دانیم عناصر از اجزاء کوچکی بنام اتم تشکیل شده اند.اتم کوچکترین جزءیک عنصر است که خواص آن عنصر را داراست.اتم ها از دو قسمت کلی هسته ومدارات(لایه ها ) تشکیل شده اند. هسته که از پروتون ونوترون تشکیل شده است دارای بار مثبت والکترون ها بار منفی دارند بنابراین اتم ها درحالت عادی خنثی می باشند.دو قطب سازنده اتم که با اسامی مثبت و منفی از یکدیگر قابل شناسایی هستند را در نظر بگیرید. این دوقطب  که با عنوان لایه‌ها و هسته از یکدیگر متمایز می‌گردند همان زوج درونی اتم هستند که بصورت دو مجموعه‌ی کاملاً مخالف عمل می نمایند. اگر قرار بود خداوند از این دو قطب یا فاز اتم نام ببرد، یکی را بصورت مونث و دیگری را بصورت مذکر بیان می فرمود. فرض بفرمائید؛  مثبت و منفیه.
108-    از طرفی دیگر هر کدام از این دو قسمت خود نیز باز دارای دو قسمت  سازنده می گردید مثلاً در قسمت منفیه، الکترون و پروتون و در قسمت مثبت، نوترون و پروتون .حتماً زوجی بیرونی موجود است که با هم ماهیتی بزرگتر را تشکیل می‌دهند، این زوج همان پوزیترون است.
109-     پوزیترون ذره سبکی است که تنها اختلاف آن با ‏الکترون در علامت بار آن است. یعنی دارای بار مثبت است. این ذره در سال 1932 به کمک اتاقک ابر ویلسون بدست آمد. حتماً در بیرون از آن زوجی قرار داده شده است که این دو اتم بر روی هم یک واقعیت برتر راتشکیل داده‌اند.
110-    اوبر ریوز نویسنده کتاب اتم‌های سکوت، آنجا که در مورد سلسه مراتب‌های هستی بحث می‌نماید، آورده است:
111-    « از اتم‌ها به ملکول‌ها از خوشه‌ها به اَبَر خوشه‌ها، جهان ما بر اساس نقشه‌ای سلسله مراتبی ساخته شده است. موجودیت‌های مشابهی به یکدیگر می‌پیوندند و موجودیت‌های تازه‌ای با مرتبه‌ی بالاتر پدید می‌آورند. این سلسله از ذرات بسیار کوچک تا بی نهایت بزرگ را شامل می‌شود.»
112-    مثالی عینی دیگر با توجه  به آنچه که تا بحال گفته شد، در مورد گرو‌های خونی انسان است.
113-     هم اینک دانسته‌های تجربی چهار گروه خونی را  برای بشر مسلّم دانسته است A  ، B ،O و AB. هر یک از این گروه‌های چهارگانه خونی، دارای ارهاش‌های مثبت و منفی نیز هستند. مثلاً O مثبت و یا منفی. اما قدر مسلم برای این دسته بندی چهار گانه نقاط انعطافی را نیز باز گذارده  شده و این دسته بندی تمام آن چیزی نیست  که در دنیای درونی خون می‌گذرد.
114-     در آینده‌ای نه چندان دور با باز شدن جدید بر افق دید بشر در سایه‌ی پیشرفت‌های علمی جدیدتر، بزودی درخواهیم یافت که هر یک از این گروه‌های خونی چهار گانه، به دو زیر شاخه تقسیم خواهند شد.  فرضاً گروه خونی  O   منفی به دو صورت چپ گردان و راست گردان متمایز می‌گردد.
115-     در ادامه این تجزیه دو گانه خواهید دید که در مرتبه بعدی، هر یک ازاین دو قسمت کوچک‌تر، خود به دو قسمت ریزتر قابل تجزیه هستند. مثلاً  o منفی چپ گردان به دو صورت موج بلند یا موج کوتاه  دیده می‌شود.
116-     هر یک از دو گونه‌ی موج کوتاه و بلند  هم در وهله‌ی بعد دارای دو زیر مجموعه خواهد بود. این عمل میلیاردها بار تکرار و در هربار به دو محصول جدید خواهد رسید. این مصداق همانیست که در تمام ذرات دیگر نیز وجود دارد.
117-     نکته مهم این است که در یک دسته بندی کلی ترف می توان دو قسمت یین و یانگ را به دو جزء کوچکتر تقسیم نمود، در این صورت  یین دارای دو بخش و یانگ نیز دارای دو بخش کوچکتر می گردد که بر روی هم چهار بخش می شود. پی می توان گفت که هر پدیده ای دارای چهار بخش سازنده هستند. این چهار بخش را ما همان چهار جزء سازنده پدیده ها  است که و قدما آن را با چهارعنصر  آب ، خاک ، آتش و هوا مشخص می کردند. در این صورت می بینیم که مراد از این چهار عنصر در واقع باز تعریفی از نماد یین و یانگ می باشد.
118-    از طرفی دیگر با استفاده از قانون سه تا ظاهر یکی پنهان  در برخی موارد نیز چهار عنصر با نماد سه پر نشان داده می شدند. از سوی دیگر چون این سه عنصر از یکدیگر جدا نبوده و بهم پیوسته اند، همواره نمودی هفت گانه دارند.
119-     البته نماد ستاره داود که نشان دهنده دو مثلثی است که درهم فرو رفته اند در واقع برگردان سامی از همین نمادیین و یانگ چینیان است. و همانگونه که برخی از یهودیان نیز بدان معتقدند برخی از یهودیان اعتقاد دارند  ستاره داوود نشانه آمیزش نهایت و بی نهایت، جهان دیدنی و جهان نادیدنی و بعبارتی یین و یانگ است
120-     

121-    باید توجه داشت که  نماد باستانی اوربروس  صورت دیگری از همین نماد یین و یانگ میباشد. در این نماد که در برخی از تصاویر بصورت ماری که دو نیمه سیاه و سفید  و یا بصورت دو پرنده که در امتداد هم  و بر سطح دایره ای دیده می شوند، در واقع جنبه مذکر و مونث پدیده ها و البته با صورتی دیگر نمایش داده شده است.
122-    عناصر پنج گانه در طب سنتی چین
عناصر پنج گانه، دیدگاه ظاهرا ساده و در درون پیچیده چینیان باستان را بر رابطه تنگاتنگ انسان و تمام مظاهر طبیعت به نمایش میگذارد. جهان بینی خاص این قوم همواره موجب تحسین دانشمندان علوم طبیعی و انسانی جهان را فراهم کرده است.
123-    آتش
آتش نماد و عنصر تابستان بوده و با احساس شعف و شادمانی در ارتباط است. افرادی که عنصر غالب وجودشان آتش باشد، به داشتن دوستان زیاد و ایجاد روابط دوستانه با اطرافیان خود بسیار علاقه دارند. آنها معمولا خندان هستند و گاهی در عمق وجودشان احساس غصه وجود دارد که هیچ وقت دیده نمیشود.
124-    خاک
خاک عنصر تابستان گذشته به شمار میرود و با حس همدردی و دلسوزی همراه است. افرادی که عنصر خاک بر وجودشان غالب است، میتوانند مانند یک مادر به دیگران رسیدگی کند و آنها را از هر نظر تغذیه کنند. هرچند احساس درک دیگران بسیار مهم است اما افراد خاکی گاهی بسیار تنها بوده و احساس خلاء میکنند.
125-    فلز
فلز عنصر پاییز و با حس اندوه و ماتم همراه است. افراد تحت سلطه این عنصر، به دنبال هرچه پاک و روحانی باشد، هستند. آنها برای خود و دیگران استانداردهای بالایی در نظر دارند و احترام متقابل برایشان بسیار اهمیت دارد. گاهی اوقات آنها با حس ناگواری از "اگر چنین و چنان میشد..." زندگی میکنند.
126-    آب
آب عنصر زمستان و مرتبط با حس ترس است. چنین افرادی دارای سماجت و اراده ای هستند که آنها را در شرایطی که موجب وحشت دیگران میشود، موفق و سربلند نگه میدارد. گاهی آنها حس عمیقی از وحشت را در وجود خود پنهان کرده اند.
127-    چوب
چوب عنصر بهار و با حس خشم در ارتباط است. افرادی که با عنصر چوب هماهنگی بیشتری دارند، این افراد بیشتر از دیگران در کارها اعم از برنامه ریزی، تصمیم گیری و عمل، موفق هستند. نقطه قوت آنها آینده نگریشان است اما اگر از تعادل خارج شده باشند، به راحتی کارهایشان را رها میکنند و حس نا امیدی آنها را فرا میگیرد.


تعداد بازدیدکنندگان:2297
تاریخ بارگذاری:1393/3/13
7


دانستنی ها

سوره یسشمع و آینهنوروز مبارک
زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور
پیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چربسینوزیت
تبریک بمناسبت میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)پیامک های تبریک آغاز امامت امام زمان (عج)آلودگی هوا