درخت زندگي

گردآورنده:آزاده صفائي

درخت زندگی

1-    درخت زندگی مفهومی است که در علم، مذهب، فلسفه، اسطوره و دیگر زمینه‌ها استفاده شده‌است. در این زمینه‌ها درخت زندگی به شکل درختی پرشاخه نشان داده می‌شود که نشان‌دهندهٔ این ایده‌است که تمام حیات بر روی زمین به هم مربوط است. درخت زندگی انواع گوناگون دارد: بنمایه‌ای‌ست در الهیات، اسطوره‌ها، و فلسفه‌های مختلف در جهان؛ یک مفهوم عرفانی که به ارتباط متقابل تمام اجزای حیات بر روی سیارهٔ ما اشاره دارد؛ و همچنین در علوم، نموداری برای تبار مشترک موجودات در تکامل است

2-    درختان ‌اسطوره‌اي‌: با پیدایش اسطوره‌ها، باورها و اعتقادات در میان آدمیان، طبیعت سرسبز شکلی دیگر یافت. هر کدام از اقوام و ملل گوناگون براساس جهان‌بینی خویش برای طبیعت زنده ارزش و جایگاهی ویژه قائل شدند و درختان در بستر مذاهب، اسطوره‌ها و حتی هنر و ادبیات تمدن‌های گوناگون، حیاتی دیگر یافتند و بتدریج شگفت انگیزترین باور‌های توتمی ‌مربوط به درختان ساخته شد.
 

3-    زندگی اسرارآمیز درختان عظیم، دیر زیستی، حیات دوباره، باروری و بسیاری از ویژگی‌های آنها سبب شده است درختان در تصور انسانی، نقشی خداگونه بیابند و به عنوان واسطه بین خدایان و عالم بشری تقدیس گردند.

4-    به اعتقاد مردم بدوی یکی بودن روح یا خدا با درخت، این قدرت را به درختان می‌داد که باران بیاورند، خورشید را به درخشش وادارند، گله‌ها را افزایش بخشند و زنان را به بارداری و زایش یاری دهند.


5-    گاه نیز معنای نمادینی که درختان و جنگل‌ها طی قرون حیات بشری در زبان‌ها و فرهنگ‌ها پیدا کرده‌اند به سبب اندازه‌های بزرگ و همچنین عمر طولانی‌شان بوده که به شکل آشکاری بر جوامع اولیه تاثیر گذاشته است.


6-    همچنین کمیاب یا فراوان بودن درختان در مکان‌های مختلف در نوع برداشت و اهمیت آنها در افسانه‌ها، اسطوره‌ها و فرهنگ‌ها تاثیر داشته است.
7-    از دیدگاه جوامع بدوی، درخت نمادی از زندگی مجرد پس از مرگ، رستاخیز و دوام زندگی بود و به سبب ایستادگی و تجدید حیات و قانون تکامل، در باورها رمزی از آدمی‌ شد و تقدس یافت.

8-     این رمز گاهی به صورت یک درخت خاص و گاهی به صورت باغی پر از درختان همیشه سبز و گاهی به شکل گیاهانی که شیره مقدس آنها به انسان جاودانگی می‌بخشد، جلوه‌گر شد.


9-     به موجب یک سنت قدیمی‌در انگلیس، فرانسه، آلمان و نواحی اسلاوی زبان مراسمی‌به نام  پُل‌می برگزار می‌شود که مضمون اصلی آن تجدید حیات و زایش دوباره زندگی در بهار است.

10-    مردم درختان را نه فقط به صرف درخت بودن، بلکه به این دلیل که تجلی خداوند را می‌توان در درختان مشاهده کرد، ستایش می‌کردند.


11-    در بسیاری از اعتقادات جوامع انسانی درختان به عنوان سمبل حیات  و زندگانی جاوید و نیز محافظان مردگان در گورستان‌ها کاشته می‌شدند. بقایای این اعتقاد هنوز هم در میان برخی جوامع دیده می‌شود.

12-    اعتقاد به درخت به عنوان نشانه‌ای از حیات جاویدان از تمدن سومریان به بعد رایج شد.


13-    در کیهان‌شناسی سومریان در مرکز عالم تک درختی قرار داشت که هم نگهدارنده عالم و هم منشا سایر درختان و میوه‌ها و حتی حیوانات بود.

14-     این درخت در کهن‌ترین تصویرش بنا به توصیفی که از آن در اساطیر اولیه شده، درخت کیهانی غول پیکری است که رمز کیهان و آفرینش آن است.


ایرانیان و مسیحیان
15-    نزد مسیحیان از درخت فرزانگی و در فرهنگ ایرانی از درخت حیات سخن به میان آمده و گفته شده بردرخت حیات، درختی است که ریشه‌هایش در زمین و شاخ و برگ‌هایش در آسمان شکل می‌گیرد، از این رو نماد صعود از فرود به عزت و رشد آن نماد گذار از زمین و صعود به سوی ایزدان و آسمان است.

16-    به همین مناسبت، می‌تواند نماد باروری و زایش و نیز خرد و دانش هم باشد.


17-    در برخی جوامع نیز شکل ظاهری درخت (شاخه‌های متصل به تنه، شبیه پیکره آدمی) سبب می‌شد درختان، نماد انسان یا نماینده بسیاری از صفات بشری به شمار آیند.

18-    گیاهان بویژه درختان در فرهنگ ایرانی علاوه بر این که سمبل طراوت،آرامش و زیبایی هستند بازتاب رابطه خداوند و انسان و نمادی از کل جهان عینی، ترکیب آسمان، زمین وآب، زندگی پویا، مظهر کل جهان هستی و سمبلی از رحمت روحانی و روشنایی‌اند.


19-     از این رو در فرهنگ ایرانی باغ بهترین مکان برای پیوند با عالم والا تلقی می‌شود، با این باور که در میان طبیعت زمینی و دنیای آرمانی (روشنی ازلی) واقع شده است.
در آفریقا و جنوب آسیا
20-    در نزد مردم گربالی در دالماسی این اعتقاد وجود دارد که در میان درختان بزرگ تنها بعضی درختان دارای روانند  و اگر کسی آنها را بیفکند در جا خواهد مرد.

21-     در آفریقای غربی درخت بسیار عظیمی ‌به نام  silk  cotton است که مورد احترام همه اقوام آن سرزمین از سنگال تا نیجر است و آنها را خانه ارواح یا خدا می‌دانند.


22-     بعضی ساکنان جزایر فیلیپین گمان دارند ارواح در گذشتگانشان بر درخت‌ها زندگی می‌کنند و آن هم بر بلندترین درختان که شاخه‌های خود را به هر سو گسترده‌اند.

23-    در کتاب هنری ماسه از درختان نارون و شمشاد به عنوان درختان مقدس و همچنین از درختان سرو و زیتون به عنوان درختان بهشتی یاد شده است.


24-     از دیگر درختان مقدس می‌توان از خرما و انار و انجیر نام برد.

25-     از درخت خرما به عنوان قدیمی‌ترین منبع ارتزاق و اشتغال مردم نام برده شده که کاشت آن در بین‌النهرین مربوط به 300 سال پیش از میلاد مسیح بوده است و هنوز هم برای مردم این ناحیه درخت خرما درخت زندگی محسوب می‌شود.


26-    در تمام ادیان باستانی رسم بر این بود تا برای سپاسگزاری از نعمت‌های خدا محصول خود را که انگور، انجیر، انار و زیتون بود به معابد ببرند و پس از نیایش خدایانی که مظهر درخت و گیاه بوده‌اند بین مردم تقسیم کنند.

27-     باقیمانده این رسم هنوزهم بین کلیمی‌ها و ارامنه وجود دارد و با تغییراتی از اعیاد آنها به شمار می‌آید.


28-     مراسم تبرک انگور در قدیم در تاکستان‌ها انجام می‌شد و پس از تبرک این میوه سهمی ‌هم به پرندگان اختصاص می‌یافت.

29-    یونانیان باستان بیشتر درختان را منسوب به خدایان می‌دانستند و صدای به هم‌خوردن برگ‌های درخت بلوط را در معبد دودونا نشانه زئوس خدای خدایان در معبد تصور می‌کردند.


30-    در میان آنان برخی درختان آنچنان مقدس بودند که گاه هدایایی از مردم عامی ‌دریافت می‌کردند.

31-    همچنین آنها معتقد بودند وقتی خداوند می‌خواهد به کسی محبت کند یا خود را به صورت درخت ظاهر می‌کند یا او را به شکل درخت تغییر می‌دهد.


32-    در باور برخی ایرانیان نیز چنین اعتقادی وجود داردکه بعضی درختان را مظهر انسان‌های نیکوکار می‌دانندکه پس از مرگ به درخت تبدیل شده‌اند تا زندگی جاوید بیابند.
در ایران‌
33-    در فرهنگ کهن ایرانی  هر آنچه داده خداست، پاک و دوست داشتنی است و درختان به عنوان یکی از نماد‌های ظهور اراده خداوند یکتا بر روی زمین و به منزله یکی از بخشش‌های خدایی از تقدس و ارزش ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند.

34-    در باور ایرانیان درختان نشانه‌ای از زندگی، آفرینندگی و باروری به شمار می‌آمده‌اند و گاه هنگام خشکسالی به عنوان نماد پایداری در مقابل دیو بدیمن قحطی از آنها یاد می‌شده است.


35-    همواره ارزش درخت در ایران چنان بوده که اگر کسی تک درختی را می‌شکسته مجبور بوده به جرم این گناه مبلغی بپردازد یا چند درخت بکارد.

36-    در متن کوتاهی به زبان پهلوی آمده است هرگاه کسی گیاهی را بر خلاف قاعده درست آن بشکند یا حتی کوچک‌ترین آسیبی برساند و این آسیب را جبران نکند؛ هنگامی‌که از این جهان درگذرد، صورت معنوی همه گیاهان به بلندای بالای مردی درپیش او می‌ایستد و او را به بهشت راه نمی‌دهد.


37-    این اشاره‌ای است کوتاه و کلی به باورهای ایرانیان که از دیرباز نسبت به گیاهان و طبیعت داشته‌اند.

38-      همین مفهوم را می‌توان در نوشته‌های بسیار دیگری یافت که هرگونه آسیب رساندن به طبیعت و گیاهان و درختان را گناه به شمار آورده است.  
39-    ایرانیان باستان به فرشته‌ای معتقد بودند به نام هورز که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم وی می‌شد.

40-    در آیین میتراییسم درهنگام نیایش، غذا خوردن و نیز برپایی مراسم مختلف، دسته‌های کوچک گیاهان یا درختان مقدس را به نشانه برکت در دست می‌گرفتند


41-    . زرتشتیان هنوز هم در مراسم و جشن‌های خود شاخه‌های درختان مقدس را در دست می‌گیرند.

42-    از جمله مراسم مربوط به در گذشتگان که به هنگام نیایش و طلب آمرزش برای متوفی، موبد شاخه‌های درخت مورد، سرو، کاج و یا شمشاد در دست می‌گیرد.


43-    در یسنا بر اهمیت سبز نگه داشتن جهان تأکید شده است و بنا بر قانون «اشا» آدمیان را ملزم دانسته تا جهان را سبز و آباد نگه دارند.

44-    در اوستا آسیب رساندن و قطع کردن درختان گناهی نابخشودنی شمرده شده است که پیشامدی ناگوار را برای شخص  یا نزدیکانش در پی خواهد داشت.


45-    هنوز هم در باور بعضی ایرانیان قطع درختان سبز بویژه در فصل بهار و تابستان گناهی بسیار بزرگ و شوم تلقی می‌شود، به همین دلیل برخی قطع درخت را به فصل سرما موکول می‌کنند.

46-    ایرانیان حتی در برپایی جشن‌های آتش از جمله جشن سده از شاخه‌های خشکیده درختان بویژه درختان مقدس استفاده می‌کردند و چون باور داشتندکه نیروی باروری، حیات و  برکت روح مقدس در آن درختان سرایت کرده است، خاکستر جشن را در کشتزارها می‌پاشیدند تا سبب باروری و برکت محصول شود.


47-    در فرهنگ ایرانی زرتشتی، امشاسپند امر داد به عنوان فرشته جاودانگی و بی‌مرگی در عالم جسمانی، نگهبانی نباتات و روییدنی‌ها را به عهده دارد.

48-    در یکی از نیایش‌های زرتشتیان آمده است:

ما امرتات امشاسپند را می‌ستاییم. ما مزارع و گله‌ها را ستایش می‌کنیم. ما درخت گائوکرنا را که محکم‌تر از همه درختان و آفریده اهورامزداست می‌ستاییم.

49-     درخت گائوکرنا درخت اسطوره‌ای ایرانی است.با این اعتقاد که حاوی تخم و بذر تمامی‌ روییدنی‌ها شناخته شده است.

50-     امرتات برمزارع وکشتزارها و گله‌ها حکومت می‌کند. چون او سبب رویش نباتات و میوه گیاهان است و نگهداری از درخت کائوکرنا که خود شاه گیاهان است و ابدیت و بقا می‌بخشد، به عهده اوست.

51-    درخت هوم در آموزه‌های دینی موبدان ساسانی با دانش و خرد مترادف است و معنای آن درخت مقدس است که با مفهوم درخت زندگی و معرفت که میراث بین‌النهرین برای ایرانیان بود ترکیب شده و به درخت دانش که میوه‌اش خرد است تبدیل شده است.

52-    در بند (9 - 20 - 19 - 22 - 23) یسنا در معرفی این گیاه آمده است: این گیاه یا شیره آن دورکننده مرگ، ارزانی دهنده فرزند به زنان و شوهر به دوشیزگان است.
در اسلام‌
53-    در اسلام پرستش هر گونه درخت، اصنام، توتم و هر نوع اعمال و پندارهای خرافی منع شده است. دین اسلام دین علم وعقل برای شناخت حقیقت زندگی و پرهیز از جهالت و گمراهی و دوری از افکار رویایی ساحری و جادویی است.

54-    در عین حال، اسلام به تمام پدیده‌های مفید و تمام آفریده‌های خداوند به چشم پدیده‌ای قابل تأمل، محترم و حتی آیه و وسیله‌ای برای شناخت خداوند و نزدیکی به حق تعالی می‌نگرد و با این دیدگاه شگفتی‌های آفرینش، مخلوقات خداوند هستند و عناصر و پدیده‌های طبیعی در این دین رنگ و بوی روحانی و الهی به خود گرفته‌اند.


55-    خداوند در قرآن از بسیاری از درختان یاد می‌کند و آنها را نماد قدرت خداوندی  و نشانه‌ای برای تدّبر و تنبه آدمیان معرفی کرده است.

56-    در فرهنگ اسلامی‌ درخت نماد زندگی، معرفت و نعمت الهی است که در قرآن نیز از آن یاد شده است.

57-    در سوره انعام آمده است: اوست خدایی که از آسمان باران فرو بارد تا هر نبات در آن برویانیم و سبزه‌ها را از زمین برون آریم و در آن سبزه‌ها دانه‌هایی که روی هم چیده شده پدید آریم  و از نخل خوشه‌هایی پیوسته به هم برانگیزیم و نیز بستان‌هایی از تاک‌ها، زیتون و انار  که برخی مشابه و برخی نامشابه‌هم‌اند، خلق کنیم.

به میوه‌هایش آن گاه که پدید می‌آیند و آن گاه که می‌رسند بنگرید که در آنها عبرت‌هاست برای آنان که ایمان می‌آورند. (انعام/99)

58-    همچنین در سوره تین چنین آمده است: والتین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم: سوگند به انجیر و زیتون، سوگند به طور مبارک، سوگند به این شهر امن که ما آدمی‌را در نیکوتر اعتدالی بیافریدیم. (تین:4 1)

59-    درخت زیتون که نامش در قرآن 6 مرتبه آمده است، لقب شجره مبارک را از خدا در کتاب مقدس قرآن کریم دریافت کرده است.  
نیروی اصلی حیات‌
60-    نخل: درخت نخل به عنوان یک منبع غذایی مهم در بین‌النهرین و یکی از چند درخت مراسم باروری این منطقه بوده است.

61-    در مصر نماد افزایش محصولات و به طور کلی همراه پاپیروس علامت‌های اشرافی مصر علیا و سفلی را تشکیل می‌داده است؛

62-     همچنین درمصر درخت تقویم هم به شمار می‌رفته است زیرا هرماه شاخه‌ای به آن اضافه می‌شود.

63-     در نواحی جنوبی ایران برای نخل زندگی بین انسان و گیاه قایلند.  درخت خرما یا نخل که حاصل مناطق گرمسیری است، همیشه مورد احترام مردم این نواحی بوده است تا آن جا که مانند انسان در شمارش آن از واحد نفر استفاده می‌کنند.

64-    سدر: مردم جنوب ایران درخت سدر یا کنار را به نام پیر کنار می‌خوانند.  پیر یک شخصیت مقدس است که ریشه مانوی دارد و با کلمه پدر هم‌ریشه است.

65-    در بوشهر درختان کناری به نام‌های پیر خضر هنوز هم به همان شیوه عصر جادو پرستیده می‌شوند و مردم به زیارت آنها رفته از آنان کمک می‌طلبند.

66-    در گذشته سدر را بر بدن می‌مالیدند به این اعتقاد که امراض را از میان می‌برد. درخت سدر در کتاب‌ها به نام‌های کنار، سدر منبل داوود و سنجد خوانده شده است.      

67-    درخت گردو: بررسی برخی باورها نسبت به درختان از جمله درخت گردو بیانگر تلقی شخصیت‌پنداری نسبت به این درخت بویژه نسبت به نوع کهنسال آن است؛

68-     برخی معتقدند شب‌ها نباید زیر درختان گردو عبور کرد یا این که زنان را نباید تنها در شب برای آوردن آب به چشمه‌هایی که زیر درخت گردو است، فرستاد

69-     همچنین این اعتقاد وجود دارد که درخت گردو درختی سرکش و مغرور است بنابراین  برای بالا رفتن از آن باید از افراد ماهر استفاده کرد

70-     باور دیگر این که تمام وقایع و اتفاقات پیرامون درخت گردو در اندام و پیکره درخت ثبت می‌شود

71-     جالب‌ترین اندیشه راجع به آن، واسطه قرار دادن درخت گردو در برخی امور از جمله امر ازدواج است.

72-     از درخت گردو به عنوان خرد مکتوم، باروری، طول عمر و مظهر پایداری به هنگام بداقبالی یاد شده است.

73-    انگور: انگور در اساطیر ایرانی مظهری برای خون انسان که نیروی اصلی حیات است، شمرده می‌شد.

74-    همچنین درخت انگور در اسطوره‌ها نماد خرد است.

75-    یک شاخه درخت انگور نماد ایزدان، کشاورزی، باروری و مظهر زندگی و بی‌مرگی است.

76-    در مهرآوه‌های آیین میترایی، یکی از نقوش مورد استفاده خوشه‌های انگور وانار است.

77-    بید: در نمادشناسی سنتی درخت بید افسون شده و برای ایزد بانوی ماه مقدس است

78-    . بیدمجنون نماد و نشانه سوگواری، عشق بدون شادی و تدفین است.

79-    بید افتادگی، قدرت در ضعف، بهار و طبیعت زنانه را نشان می‌دهد.

80-    درخت سبزبید نماد بی‌مرگی، جاودانگی، نیروی حیات، جوانی و نیروی زاد و ولد به شمار می‌آید.

81-    انار: در بعضی از نواحی آسیای باستان درخت انار گاهی با عنوان خدای جوان در حال مرگ به نام ریمون (rimmon) نامیده شده است؛چنانچه تازیان نیز به انار، رمان می‌گویند.

82-    در داستان‌های اساطیری میوه انار سمبل زایش، ثروت، عشق و تولید نسل شناخته شده است.
درخت كيهاني :
83-    جهان شناسی باستانی از درخت کیهانی عظیم سخن می‌گوید که از محور عالم mundi axis رشد کرده ، به تمامی اقطار هستی وارد و سبب اتصال زمین و آسمان می‌گردد. این درختِ جهانی ، غول آسا، و سترگ در لای لای هستی رسوخ کرده است.
84-    اعتقاد به درخت به عنوان نشانه‌ای از حیات جاویدان از تمدن سومریان به بعد رایج شد.[1] سومریان روزگاری ساکن سرزمین کنونی عراق و شمال خلیج فارس بودند. آنها در حدود 4500 سال قبل از میلاد اولین تمدن درخشان بشری را پایه گذاری کردند. در کیهان‌شناسی سومریان، در مرکز عالم تک درختی قرار داشت که هم نگهدارنده عالم و هم منشأ سایر درختان و میوه‌ها و حتی حیوانات بود. این درخت در کهن‌ترین تصویرش بنا به توصیفی که از آن در اساطیر اولیه شده، درخت کیهانی غول پیکری است که رمز کیهان و آفرینش آن است.
85-    درخت کیهانی اغلب در قله کوهستانی و یا در رأس ستونی قرار دارد. گاهی به این صورت تصویر شده است که شاخه‌هایش تقسیم می‌شوند و به هم اتصال می‌یابند. یا اینکه دو تنه و یک ریشه دارد و شاخه‌ها به هم متصل‌اند.
86-     بر اساس اساطیر ، درخت کیهانی که رابطه تنگاتنگی با درخت زندگی دارد و در برخی متون یکی انگاشته می‌شوند ریشه‌اش در دنیای زیرین، تنه‌اش در عالم آدمیان و شاخ و برگهایش در آسمان ها، قرار دارد. این درخت، واسط و سببی در تماس آدمیان و خدایان شمرده می‌شود.
بورستین در کتابش  آورده است:
87-    یکی از جالب‌ترین و جامع‌ترین نقشجات اولیه جهان«جهان ـ درخت» است. در اشعار ودا آمده است که چون درخت کوچکی ضمن بالیدن می‌تواند سنگی را بلند کند پس به یقین درختی باندازه کافی بزرگ و تنومند، توانائی نگاه داشتن عرش را دارد. از اینجا تصور درخت زندگی و درخت معرفت شبیه درختهای باغ عدن بوجود آمد ، و مردمان زیادی دارای درخت مخصوص به خود شدند.
88-    مهمترین متن مذهبی که در آن از درخت زندگی سخن رفته است، تورات است.
89-     بر اساس آموزه‌های تورات، درخت زندگی و درخت شناخت خوب و بد، دو درخت روئیده در باغ عدن(بهشت) هستند.
90-    باغ عدن نخستین جایگاهی بود از نظر تورات که خداوند خدا پس از آفرینش نخستین زوج بشری یعنی آدم و حوا آنها را در آنجا مسکن داد. مهمترین مشخصه این درختان آن است که خورنده آن از امتیاز عمر جاویدان برخوردار می‌گردد.
91-    در عرفان یهودی (کابالا) درخت زندگی نشئه گاه و محل تجلی ده عالم است. این عوالم که به سفیروت [5]sefirot معروفند، عبارتند از :
92-    کِثِر Kether(تاج)، چُک  ماح Chokmah، بیناح Binah ،  چِسِد یا تسادیک Tzadik، هاد Hod، گبوراح geburah،  نت زاچ Netzach، ، تیفارث Tifareth ، یِسود Yesod و ملکوثMalkuth. در برخی از نقشه ها عالم دیگری نیز تصویر گردیده که دات Da'at نامیده می شود.

93-    درخت کیهانی در آثار  کلاسیک و شمایل نگاره‌های برجای مانده اکثر تمدنهای باستان به چشم می‌خورد. نماد این درخت، جنبه مقدس و الهی یافته بود، از اینرو مهمترین مکان نگهداری آن اماکن و معابد مقدس بود.
94-    از نظر دو بوکور درخت کیهانی رمز آفرینش است. که الگوی خلقتی را ارائه می‌دهد. وی معتقد است حتی  کاج نوئل tule  tree  که مسیحیان در کریسمس تزیین می‌کنند، نمادی از همین درخت کیهانی است و آئینی است که اشاره به گذشته‌های دور دارد
95-    «درخت در کهن‌ترین تصویرش ، بنا به توصیفی که از آن در اساطیر اولیه شده، درخت کیهانی غول پیکریست که رمز کیهان و آفرینش کیهان است. نوک این درخت، تمام سقف آسمان را پوشانده است؛ ریشه‌هایش در سراسر زمین دویده‏اند؛ شاخه‌های پهن و ستبرش در پهنه جهان گسترده‏اند و قلبش، جایگاه آتش آذرخش است. خورشید و ماه و ستارگان در میان شاخ و برگ های این درخت، همچون میوه‌های تابناک، می‌درخشند. کاج بن عید نوئل، درختی کیهانی است.
96-    همانگونه که دوبوکور خاطر نشان کرده است، از قدیمی‌ترین متون بدست آمده در باره درخت کیهانی، متنی سومری مربوط به 3000 تا 4000 سال قبل از میلاد مسیح است.
97-     بر اساس اطلاعات بدست آمده از این متنهاي باستاني  ،  شاخ و برگ های این درخت محل زندگی زیکوم zikum الهه آسمان است. در حالیکه تنه‌اش محل زندگی الهه زمین، داوکینا Dav-Kina و فرزندش تموزtamuz بود.[9] داوکینا همسر هُ آ HEA   بود.  گمان برده می‌شود که معنای نام  او «بزرگ بانو» باشد.  
98-    چنین تصویری در تمام تمدنهای  بین النهرین باستان وجود داشت. درخت مقدس همچنین محل زندگیِ شیطانی مادینه بنام «لیلیت»  یا «بانوی شب»  بودکه ملکه جهان زیرین پنداشته می‌شد.  سمبل این شیطان مادینه، جغد یا پرنده خرابه نشین بود.
99-    سومریان گمان میبردند این درخت در وسط جهان قرار دارد. در جایی نزدیک به شهر باستانی اریدو eridu در کنار رود فرات که از نظر ایشان مرکز جهان بود. خدایی دوجنسی بنام  اِ آ   EA   هم مامور محافظت از این درخت بود.
100-     در اساطیر چینی از درخت جیان مو  jian mu سخن گفته شده است. اعتقاد بر این است که این درخت همان درخت زندگی و درخت کیهانی باشد. هشت شاخه این درخت، هشت طبقه آسمان است . نشان‌ها و اختصاصات این درخت،  همانند درخت کیهانیست.

101-    «زیگورات(معبد) های کهن، برج بابل، مناره نیایش گاه‌ها و سرانجام کاج نوئل همه و همه نمادی از درخت کیهانی است.[11]
102-    در فرهنگ ترک درخت حیات از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است . درخت حیات که ازسوی اقوام مختلف ترک به اشکال مختلف مورد استفاده قرارگرفته است. گاهی با درخت آلش و گاهی با درخت بلوط و گاهی نیز با درخت سرو نمایش داده شده است . در افسانه توریش پادشاه معروف اویغورها[12] درخت زایندگی را بیان می‌دارد . درختی که در این افسانه از آن نام برده می‌شود درختی شبیه درخت سرو است که برگهای خود را حتی در فصل زمستان نیز نمی‌ریزد.
103-    در افسانه‌های آلتای[13] از یک درخت غول آسای کاج که سر به فلک کشیده و برروی آن بای اولگن خدای مورد پرستش مردمان آن منطقه نشسته، سخن بمیان می‌آید .
104-    این درخت که به درخت آسمان معروف است ۹ شاخه دارد . در افسانه‌های برخی اقوام تاتار که درسیبری زندگی کردند از یک نوع درخت آلش مقدس با هفت شاخه که تا آسمانها سر به فلک کشیده‏اند یاد شده است . سلجوقیان نیز به اشکال مختلف از این نقش استفاده کردند. مابین نحوه استفاده سلجوقیان و شمانهای سیبری و آسیای مرکزی از درخت حیات تشابهاتی وجود دارد .
105-    در هر دو نیز شاخه‌های درخت حیات سمبل طبقات آسمان است . درخت مورد استفاده نیز درخت آلش و پالم است . ناگفته نماند که در برخی از نقوش، متعلق به دوران سلجوقی، در زیر درخت زندگی  مار و در قسمت بالای آن نیز عقابی تصویر شده است.
106-    در فرهنگ عثمانی درخت حیات درخت سرو است . نقوش سرو از سوی استادان هنرهای دستی عثمانی بر روی کاشی‌ها ، کلیم ها ، سبیل‌ها یعنی چشمه‌های آب و دیوارها، مورد استفاده قرارگرفته و استفاده از این نقش بویژه در دو طرف شیر آب بیانگر اهمیت آب بعنوان عصاره زندگی ست .
107-    از نماد درخت کیهانی درمراسم و آداب مذهبی شمن‌ها نیز استفاده می‌شود. درخت کیهانیِ شمن‌ها ، درخت قان است. این درخت کیهانی در واقع رابط و پیوند دهنده آسمان و زمین است و شمن برای عروج معنوی از آن سود می‌جوید.
توضیحات مونیک دو بوکور در این خصوص جالب است:
108-    کیش شمنی که ویژگیش پرستش طبیعت و عوالم روحانی مخصوصی است، خاصه در سیبری و مغولستان و آمریکا و اندنزی و اقیانوسیه، رواج دارد. ساکنانِ سیبری، درخت قان را رمزِ ستون آسمان می‌دانند و سپیدی درخت قان، این کار ویژه‌ی قدسیش را قوت و استحکام می‌بخشد. در مراسم راز آموزی شمنی، درخت مقدس قان را در وسط خیمه مدور یعنی یورت می‌کارند. نوک درخت از سوراخی که برای خروج دود است، خارج می‌شود و رو بسوی ستاره قطبی، نمادِ قطب آسمان دارد. در تنه‌اش هفت یا نه یا دوازده شکاف ایجاد کرده‏اند که نشانگر مراتب مختلف و مراحل گوناگونی است که برای رسیدن به بهشت  باید از آنها گذشت. شمن، طبق آئین، از درخت قان بالا میرود و به دروازه کیهان مى‏رسد و به سیر و سفر در آسمان می‌پردازد.
109-    درخت قان رابطی بین دنیای بشری و بهشت محسوب می‌شود و شمن توسط آن خود را به بهشت می‌رساند. گره‌های موجود بر درخت قان یاد آور عوالم موجود و در انتهای این درخت برترین خدا جای گرفته است که اتصال به او برترین مدارج شمنی است.
 میرچا الیاده هم مطلبی را نقل کرده است:
110-    عروج آسمانی شمن به کمک درخت یا تیرکی تدبیر می‌شود که نماد درخت یا ستون کیهانی اسنپت. به این لحاظ است که برای نمونه، شمن آلتایی، برای مراسم خود از درخت قان استفاده می‌کند که شاخه‌های پائینی آن بریده شده و هفت، نُه یا دوازده جای پا بر تنه‌اش تعبیه شده است.
111-    درخت قان نماد درخت جهان است؛ هفت، نه یا دوازده چوب خط نمایانگر تعداد آسمانهای مربوطه یعنی طبقات متفاوت آسمان است. شمن پس از قربانی کردن اسب، از این چوب خط ها برای عروج تا آسمان نهم سود می‌برد که جایگاه بای اولغانBAI ULGAN ، عالی‌ترین ایزدان است. سرانجام، در آسمان نهم در مقابل بای اولغان به خاک می‌افتد و جانِ اسب قربانی شده را به او پیشکش می‌کند. این نقطه‌ی اوجِ عروج وجد آمیز شمن است.
112-    طبق نوشته الیاده، کارداجری‌های استرالیا گروهی دیگری هستند که با بالارفتن از درختی که نماد درخت کیهانی محسوب می‌شود خود را به بهشت می‌رسانند.
113-    مقدس‌ترین گیاه هند، انجیر pippala است که به زبان سانسکریت اسواتا  asvatha  نامیده می‌شود.  این درخت مظهر و نماینده ویشنو است. در هند درخت انجیر مقدس را با هما(سیمرغ) یکی می‌انگاشتند. این درخت در نزد بودائیان نیز مقدس است چرا که معتقدند بودا در زیر درخت انجیر به حقیقت(نیروانا) دست یافت. درون معابد هندو درخت انجیر یافت می‌شود. در بسیاری از کتب هند، درخت زندگی، درخت ابدی و جاویدان شمرده می‌شود.
در اوپانیشادها آمده است:
114-    این درخت، اسواتای جاویدان است. ریشه‌هایش در بالا و ساقه‌هایش در زیر. ریشه‌هایش براستی روشنایی خوانده می‌شوند. آن برهمن است. و آن یگانه و ابدی است. در این درخت تمام جهان گنجانده شده است. و هیچ کس نمی‌تواند از آن فراتر رود. این حقیقتاً همان است.
115-    بر اساس اساطیر هندو، درک و دریافت شکل این درخت توسط موجودات زمینی غیر ممکن است. درخت مقدس، ارتباط جهانِ متعالی و جهان مادی را فراهم می‌سازد. هندوان معتقدند این درخت قبل از خلقت غلات و دیگر غذاها به انسان شیر داده است. در اوپانیشادها از دو پرنده سخن گفته شده است که بر شاخه‌های این درخت زندگی می‌کنند؛ پرنده‌ای که از میوه‌های آن استفاده می‌کند و پرنده دیگر که به آن می‌نگرد.
116-    در اساطیر  مردم اسکاندیناوی  ، درخت کیهانی ایگدراسیل نام دارد و نه عالم بر آن قرار گرفته است. یکی از نکات تقریباً در مورد درخت کیهانی آن است که معمولاً به پرنده و اژدهایی در ارتباط می باشدو پرنده بر روی شاخه های درخت و اژدها یا مار نیز در نزد ریشه های ان دیده می شود.
 
117-    البته در برخی از نگاره ها، ابتکار جالبی بکار رفته است و بجای اینکه نماد فوق را نمایش دهند ، درخت کیهانی را به گونه ذیل نشان داده اند. که این نمایش نیز در حقیقت چیزی جز دو نیمه مخالف اما مکمل نیست. دو نیمه ای که بر روی هم پدیده ای  واحد را شکل داده اند. نیمه ای بارآور و پر ثمر و نیمه ای خشک و بی حاصل. 


 
118-     در تصویر فوق دو نیمه خشک و بار آور در واقع نماد یین و یانگ هستند. در برخی تصاویر دیگر، همین نماد یین و یانگ یا دو جنبه متضاد اما مکمل درخت کیهانی بصورت ساقه و ریشه نیز از یکدیگر متمایز گردیده اند. یعنی ساقه و تنه قسمت مذکر یا یانگ و ریشه نیز قسمت مونث یا یین را نشان می دهد.
119-    البته این دو جنبه را با نمادها و اسامی دیگر نیز مشخص میکردند که ماه و خورشید از این جمله اند.معمولاً خورشید نماینده قسمت مذکرو ماه نماینده جنبه مونث پدیده ها میباشد.
120-    
  

121-    بد نیست افزوده شود از درخت کیهانی در قرآن مجید هم یاد شده است. این درخت همانست که حاوی دو قسمت است: شجره طیبه و شجره خبیثه. برخی شاید این دو شجر را از یکدیگر جدا تصور کنند؛ در حالیکه اینگونه نیست آینها همان دو نیمه متضاد اما مکملی هستند که درخت هستی را شکل می دهند و از قانون لایزال الهی جدا نیستند. قانونی که بیان می دارد:
سبحان الذی خلق الازواج کلها....
122-    شجره طیبه نیمی از درخت هستی را شکل می دهد و همان درخت سدر  یا درخت طوبی است. و شجره خبیثه نیز نیم دیگری از  مجموعه را می سازد که شاید بهترین معرف آن همان درخت زقوم باشد.  
123-     یکی از مهمترین ویژگی های این درخت این است که در نگاره ها معمولاً در بین دو حیوان عجیب قرار گرفته است.
124-     از اختصاصات دیگر درخت کیهانی وجود پرنده ای در فرازمندترین قسمت درخت و ماری در محل ریشه های آن است.
125-    در متون کهن ایرانی معمولاً از این درخت با القاب و کنایه نام برده شده است. گز شاهنامه، سرو کشمر و....تنها بخشی از این اسامی است. در زیر این معمولاً چشمه ابی نیز تصور می شده است.
126-    صلیب که یکی نمادهای مهری بود، اصلاً نمادی از همین درخت کیهانی است.
میرچا الیاده آورده است:
127-    نمادهای درخت جهانی و نمادهای های مرکز جهان را متجلی در نمایش صلیب می بینیم. صلیب را می توان بعنوان درختی که از زین به آسمان بر شده و نیز بعنوان «درخت حیات کاشته  در روی کالواری» و درختی که« از اعماق زمین بر زدن و به آسمان بر شده و تمام حدود جهان را تقدس بخشیده» توصیف نمود.
128-    علاوه بر این نماد صلیب شکسته یا  سواستیکا نیز نماد دیگر همین درخت کیهانی می باشد؛ زیرا صلیب شکسته نماد چهار عنصر و همچنین نماد خورشید می باشد و خورشید نیز نماد دیگر همین درخت کیهانی است. از اینروست که درست مانند درخت کیهانی بر روی سواستیکا نیز در برخی از نگاره ها پرنده ای قرار گرفته است.




تعداد بازدیدکنندگان:12846
تاریخ بارگذاری:1393/3/12
28


نظرات شما
زینب

عالی بود

دانستنی ها

مرگنیروی عادتالقاب آقا صاحب الزمان
سوره یسشمع و آینهنوروز مبارک
زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور
پیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چربسینوزیت