*دیو شناسی

1-    دیو ماه فروردین: جابروان(پادشاه پریان): محل قرار گرفتن
سرچهارراه ، لب جوی ، درخرابه ها(خرابه ای که درخت داشته باشد.) . روز: شنبه .عوارضی که در آدمی ایجاد می کند:
صدای آدمها را نمی شود. توی خواب حرف می زند. فرد وقتی حالش خراب میشود به رنگ قرمز در می آید و به دردهای قولنجی دچار میشود. حرارت بدنش بالا می رود و دچار گرگرفتگی میشود. دچار کم خوابی، دلپیچه می شود. سینه شان درد می گیرد. لب و دهان خشک میشود. اگر کودک باشد به نظر نزدیک می شود. بد چشم و بد زبان می شود.
2-    دیو ماه اردیبهشت:3 سردارد و پاهایش شبیه فیل است.
وقتی آدمی اورا مشاهده کند به شدت می ترسد داد می زند و دچار استخوان درد می شود. علت صرع و جنون است. باعث بدخوابی میشود. صفرا بر فرد غالب میشود. لب و دهان خشک شود و تب و گلو درد دارد . چیزهای عجیب و غریب می بینند و بدون اینکه بخواهند چشم هایشان به این طرف و آن طرف میرود.
بچه های این ماه اگر بترسند دچار تب میشوند.
3-    دیو ماه خرداد: خطروشم . شکل ظاهر: 7 سردارد و 7 پا و بسیار زشت است. روز : دوشنبه. محل قرار گرفتن: خرابه ها ، قبرستان ، کنار آبی که درخت داشته باشد. عوارض  ایجاد کننده در آدمی : استخوان درد ، دردهای بیمورد ، این دیو می گوید من استخوانها را فشار میدهم و معده و شکم و نافشان را وقتی بیماریشان طول می شکد را فشار می دهم، سردرد ، بعضی مواقع گوششان سنگین میشود، لرزه بر اندامشان می افتد. بچه ها را می ترساند.
4-    دیو ماه مرداد: جادووان . شکل ظاهر: سیاه رنگ رنگ و چشم کبود. محل قرار گرفتن: سر چهارراه ها ، لب جوب و کنار آب . روز: سه شنبه. عوارض ایجاد کننده در آدمی : حرفهای آشفته می زند ، حرف کسی را نمی شود و جوابهای بیهوده می دهد به سوالات . چشمهاشان سرخ می شود و سر ورم می کند . روز به روز لاغر تر میشوند . چشمها سیاهی میرود. معده درد میگیرند.
5-    دیو ماه آبان: خطروش .محل قرار گیری : در کنار آب و جایی که حیوانات را نگه می دارند. عوارض ایجاد کننده در آدمی : هنگامیکه شخص را پیدا کنند علائم دیوانگی دارد ، گلو درد و سردرد ، سیاهی رفتن چشم ها ، لاغر و سست شدن بدن ، جهیدن از خواب
6-    دیو ماه دی : آنجائیس .محل قرار گیری: زیر زمین منازل ، سر راهها ، زیر درختها و گذر ها . عوارض ایجاد کننده در آدمی : فشار استخوانها ، ایجاد تب شبانه ، درد در ناحیه گلو ، سینه و شکم، احساس خستگی و جهیدن در خواب ، زردی روی و ایجاد خوابهای پریشان.
7-    دیو ماه اسفند: روز : چهارشنبه طرف غروب . ایجاد عوارض در آدمی : جای ناسازگار رفته و باد پریان خورده و هفت اندام او درد کند ، صفرا و حرارت بر او غالب شود ، سینه و حلق او به درد آید ، چون به خواب رود خوابهای پراکنده می بیند و از خواب می جهد و می ترسد. از دوغ و ترشی حذر کند.  
نام و وظائف دیوان بنابر نوشته‌های اوستائی و پهلوی:

8-    آپوش : دیو خشکسالی و دشمن تیشتر است و کارش جلوگیری از به آسمان رفتن آب‌های باران‌ساز می‌باشد. او دوبار برنده می‌شود و بار آخر تیشتر پیروز می‌شود. اپوش به شکل اسبی سیاه، زشت و بدون مو تصویر شده است.
9-    اسپخروش دیو : برپایه اسطوره‌های مزدیسنا دیوی است که در ابرها خانه دارد و دشمن آتش وازشت است و می‌کوشد تا جلو بارش ابرها را بگیرد. او در کنار اپوش دیو دشمن ایزدان باران‌سازند.
10-    استوئیدات یا استوپهات یا استوویذوتو دیو مرگ است که با دیو وایو یا وای‌بد می‌آید. در پرگرد ۵ وندیداد صراحتاً از دیو مرگ یاد شده که در سر پل چینوت می‌کوشد روان را به دوزخ بکشاند.
11-    سروشتی :واژه‌ای است که در مقابل سروش آمده‌است، دیو نافرمانبرداری، ناشنوایی یا خودسری است.
12-    اشکهانی یا اشگهانیه : در پهلوی این واژه به معنی تنبلی و دیو تنبلی به کار رفته‌است. در اندرز دستوران به بهدینان هست که مردمان را هر روز سه دروغ پیش آید که یکی از آن سه اشگهانیه است و باید با رفتن به آتشکده و نیایش آتش به دفع آن کوشید.
13-    اکه‌تش‌دیو: این دیو که بدان دیو ِدروج یا اگه تش هم می گویند، دهشتبارترین دیوی است که انسان را گرفتار قهر خویش می سازد و تباه کننده زندگی و جهان است و در پرتو فروهر نیکان است که دروج شکست می یابد. در روایت‌ها آمده است که خواندن کلام مقدس، بیش از هر چیز دروغ را می راند.
14-    (دیوهای کَماله یا کَماله‌دیوان یا کَمالگان در مزدیسنا هفت دیو اصلی و از نخستین آفریدگان اهریمنند در برابر آفریده‌های اورمزد. اینان به ترتیب آفرینششان اکومن، اندردیو، ساوول، ناگهیس، ترومددیو و تریز و زریز نام‌دارند.)
15-    اَکومَن یا اکه‌منه برپایه مزدیسنا نخستین دیو از دیوهای کماله است. او دشمن بهمنِ امشاسپند می‌باشد. او برگزیده دیوان است و مردمان بد بدو می‌پیوندند. برپایه وندیداد آفرینش اهریمنی از او پدیدمی‌آید.
16-    اَندَردیو: برپایه مزدیسنا دومین دیو از دیوهای کماله می‌باشد که اهریمن آفرید. او دشمن اردیبهشتِ امشاسپند می‌باشد.
17-    ساوول : یو گسترش پادشاهی بد و ستم و بیداد و آشوب در زمین و سردار دیوان است. بر پایه مزدیسنا نام سومین دیو از دیوهای کماله و آفریدهٔ اهریمن است. او دشمن شهریورِ امشاسپند است.
18-    ناگهیس: برپایه مزدیسنا چهارمین دیو از دیوهای کماله و از آفریدگان اهریمن می‌باشد. او دشمن سپندارمذ است.
19-    رومَد : برپایه مزدیسنا پنجمین دیو از دیوهای کماله اهریمن‌آفریده می‌باشد. او را برابر با ناگهیس و صفت ناگهیس نیز می‌دانند.
20-    ریز و زَریز برپایه مزدیسنا نام دو دیو از دیوهای کماله آفریده اهریمن می‌باشند. نام این دو در ادبیات زرتشتی پیوسته با هم می‌اید. تریز دشمن خرداد و زریز دشمن امرداد می‌باشند.
21-    این دیو که بدان بوت یا بود هم می گویند، در اوستا، بویتی نامیده شده و کار او تباه کردن است. بوت از دشمنان زرتشت است و دیو بت پرستی است.
22-    بوشاسپ: برپایه اسطوره‌های مزدیسنا دیوی است که هنگامی که خروس در سپیده‌دم می‌خواند می‌کوشد تا جهان را در خواب نگاه دارد و پرهیزگار را به کار بد انگیزد.لقب او «درازدست» است.
23-    پئیری‌مَئیتی یا پئری‌مئتی: دیو بدمنشی و تکبر است. به معنی خیال و اندیشهٔ بد و فاسدِ بی اساس و نیز به معنی دیو می‌باشد. جزء اول آن پئیری به معنی پری است. در اردیبهشت یشت بند پنج آمده‌است که سرودن نماز ائیریامن که بزرگ‌ترین کلام ایزدی است، تمام خرد خبیث و همهٔ جادوان و پری‌ها را براندازد.
24-    پس دیو : مردمان را از انجام کار باز می‌دارد.
25-    پوش دیو: دیوی است که انبار می‌کند نه خود به کار می‌برد و نه به دیگران می‌دهد.
26-    پنی دیو: پَنی برپایه اسطوره‌های مزدیسنا دیو خست و تنگ‌نظری و دشمن ایزد گشاده‌دستی و رادمردی‌است.
27-    تَرُمَئیتی یا ترومئتی: همستار یا رقیب و دشمن بزرگ سفندارمذ ایزد موکل زمین که هماره زمین را خرم و آباد و پاک و بارور نگه می‌دارد، است. او دیو غرور و نخوت است. این واژه در گات ها تَرِمَئیتی و در سایر قسمت‌های اوستا ترومَئتی است که اولی به معنی غرور و نخوت وتکبر و خودپرستی و دومی به معنی دیو غول نخوت و غرور است که آن را در پهلوی ترمنش گویند. این دیو را به ویژه رقیب سپندارمذ که ایزد تواضع و بردباری است، می‌شمارند.
28-    تب دیو : فهم مردمان را پراکنده می‌کند.
29-    دیو جهی : دیو ماده شهوت‌انگیز، پناه دهندهٔ گناهکاران است. از دیوهای شناخته شده در آیین زردشتی است و نمادی از پلیدی های زنانه و روسپی گری بشمار می‌رود.این دیو در اسطوره‌ی آفرینش نقش تخریبی عمده‌ای داشته است.
30-    چَشمک در جمع چشمگان دیوان برپایه اسطوره‌های مزدیسنا دیوی است که زمین‌لرزه و گردباد پدید می‌آورد و به ستیز با ابر و باد سودمند می‌پردازد.در بندهش، چشمک دیوی معرفی شده که با به هم زدن یک چشم، زمین لرزه و با به هم زدن چشم دیگر، گردباد ایجاد کند و به پتیاره گی، دشمن ابر شود.این دیو در اسطوره زایش زرتشت نیز نقشی ایفا می کند.
31-    خشم: برهم زنندهٔ آسایش آفریدگان اهورامزداست.
32-    دُروگ‌دیو یا دُروج‌دیو یا دروغ‌دیو: دیو دروغ و تباه‌کنندهٔ جهان راستی است. در اسطوره‌های زرتشتی و ایرانی سهمگین‌ترین دیوی است که انسان را گرفتار چنگال خویش می‌کند. این دیو و پیروانش٬ بخش بزرگی از سپاه اهریمن هستند.دروگ‌دیو باعث زیان و آزار مردم می‌شود و سرانجام از امشاسپند اردی‌بهشت شکست می‌خورد. در اوستا دروگ بسیار زورمند توصیف شده که تباه‌کنندهٔ زندگی و نابودکنندهٔ جهان مادی است.
33-    دریوی : یکی از دیوان و از جمله نیروهای شر است. وی دیو دریوزگی و گدائی است.
34-    دیو دیر : دیو پس‌انداختن کار مردمان است.
35-    دیو رشک: دیو کین‌توزی و بدخواهی است.
36-    زَرمان دیو :در اساطیر مزدیسنا نام دیو پیری‌است. او با خود پیری می‌آورد و کسان را بددم می‌کند.
37-    اسپَزگ یا سپزگ : دیو سخن‌چینی است.برپایه اسطوره‌های مزدیسنا دیوی است که میانه مردم را به هم می‌زند.
38-    دیو سهم : دیو ترس و نهیب است.
39-    سیج : دیو نابودی است.برپایه اسطوره‌های مزدیسنا نام دیوی است. در بندهش درباره او آمده‌است:«سیج آن دروج‌است که نابودی آورد.»
40-    گوَچهر یا گوزهر : مخالف ماه است.یا به عقیدهٔ مزدیسنا ستاره‌ای است دنباله‌دار که هنگام بدنیا آمدن سیوشانس بر زمین افتد و آن را مشتعل سازد به طوری که همهٔ کان‌های فلزات گداخته شود و چون سیل سوزان جاری گردد و آدمیان که به رستاخیز زنده شده‌اند، باید از این سیل بگذرند. و آن بر نیکان چون شیر گرم و ملایم خواهد شد. مردمان پس از آن آزمایش پاک شوند و به بهشت روند.
41-    مَرشَئون : دیو فراموشی و محوکنندهٔ دین یکتاپرستی است.
42-    میتوخت: به روایتی همان دیو بدگمانی است. او نخستین آفریدهٔ اهریمن است و دیوی است که بدگمانی می آورد.
43-    ننک دیو : دیو ننگ است.
44-    نَس یا نَساییا نسو یا نسوش یا دروخش نسوش یا دروج نسو : نام دیوی است که بر تنِ مرده می‌تازد و آن را ناپاک می‌کند. این دیو هنگامی که در تن کسی حلول می‌کرد، آن فرد می‌مرد. دروخش نسوش ناپاک‌ترین و خطرناک‌ترین دیوها بود. به همین جهت به همان اندازه ای که این دیو ناپاک و نجس و خطرناک بود، آن لاشه و مرده نیز نجس و خطرناک محسوب می شد و هر کس از سه قدمی به مرده ای نزدیک‌تر می‌شد، ناپاک شده و لازم بود مراسم دیوزدایی و برشنوم که غسل مس میت بود درباره اش انجام شود تا پاک شود.
45-    ورن دیو :دیو شهوت است. لقب بیراه‌کننده دارد.در بندهش، دیوی است که بدمالی، همجنس بازی، کند و مردم را گمراه سازد.
دیوهای شاهنامه :
46-    دیوِ سپید: بر پایه داستان‌های شاهنامه نام فرمانروای دیوان در کشور مازندران بود. او کیکاووس شاه ایران و سپاهش را در غاری به بند کشید که رستم برای آزادی ایرانیان به نبرد دیو سفید رفت. رستم به کمک اولاد غار دیوسفید را یافت و دیو سپید را در غار خفته دید. برای به جا آوردن آیین جوانمردی او را از خواب بیدار کرد و با وی جنگید.
47-    ارژنگ دیو: در داستان هفت خوان رستم در شاهنامه، یکی از دیوان مازندران و از سرداران دیو سپید است. رستم در خوان ششم از هفت خوان رستم به اردوگاه او حمله کرد و او را کشت.
48-    اکوان ِ دیو: در شاهنامه به هیأت گورخروحشی، گله‌های اسب کاووس را آسیب می رساند. رستم در نبرد با این دیو، هر بار که سوار بر رخش، به او یورش می برد، دیو ناپدید می شد. در این نبرد رستم، خسته در کنار چشمه ای به خواب می رود و در آن زمان اکوان به او می تازد و او را اسیر و از جا می‌کند و به رستم می گوید که او را به دریا افکند یا به کوهستان؟ ، رستم چون می داند که کار دیو برعکس است کوه را انتخاب می‌کند و «چون به آب افکنده می شود» با شنا خود را نجات میدهد. بعد از آن دیو را یافته با او رو به رو می شود و برای شکست او نام خدا را بر زبان می آورد تا دیو جادو به کار نبندد و سر دیو را می برد
49-    نخستين ديو شاهنامه، ديوى سياه است كه سيامك، پسر گيومرث، را مي‌كشد.


تعداد بازدیدکنندگان:3289
تاریخ بارگذاری:1393/3/11
15


نظرات شما
عبدالله ابن عبد الصالح

هو من لا هو الا هو دست هاتان مر زیاد روح هاتان پر ز افلاک مست باقی از باده ی بی کرب هم نشینتان ساقی ابن ساقی مادر نادیده اش پر کناد این ساغر که اومید بی مرگ را هدیه می کند بر خستگان پر زخمه ی این بیابان سرشار مغیلان. بتازید. که حکم، جهاد است و ان الحیات العقیده و الجهاد بنوازید که دور زاهدان بی عشق طی شد و نوبه ی مستان وی زسیده هو یا اباالفضل، هو یا الله ربی

دانستنی ها

زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور
پیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چربسینوزیت
تبریک بمناسبت میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)پیامک های تبریک آغاز امامت امام زمان (عج)آلودگی هوا
نامه پدری مظهرالعجائب به فرزند کریمشخادم حرم معجزات روز کربلا