مرگ

هوالله الربی
" مرگ "
همه می دانند ما می میریم به جز خودمان. بزرگترین حادثه زندگی ما بدون اطلاع ما صورت می گیرد. ترس از مرگ بزرگترین و فراگیرترین هراسی است که گریبان آدمی را می گیرد.         " ابن سینا "
ترس از مرگ یعنی ندانستن آنچه باید دانست . این جهل آدمی نسبت به مرگ است که ترسناک است . ما انسان ها به دلیل ترسی که از مرگ داریم و آن را نمی شناسیم تجربه مرگ را تجربه ای منحصر به فرد می دانیم و احساس می کنیم همه چیز را از دست می دهیم و برای فرار از مرگ به هر زیستنی تن می دهیم.
یک راه فرار از مرگ ، انکار و فراموشی مرگ است و می گویند حوادث و فوت ها و بی رحمی ها برای ما نخواهد بود . پس تا هستیم تجربه اش نکرده ایم و وقتی نیستیم تجربه ای نمی کنیم پس نیازی به مرگ اندیشی نیست.
تا وقتی من هستم مرگ نیست و وقتی او آمد من نیستم.
ولی این ، اوضاع را بیشتر و هراس را بیشتر می کند. اکثر روزمرگی انسان ها به دلیل فرار از مرگ است.
هر انسانی که به مرگ نیندیشد در انسان بودنش خلل وارد می شود . تمدن بشر زاییده مرگ اندیشی است که در طول تاریخ باعث بروز آفرینش های هنری و علمی گردیده است. زندگی مدت کوتاه بین دو راز است . تولد ما نوعی مرگ ما و مرگ ما نوعی تولد ما.
مولانا : جنین در جای راحت خویش به آمدن و خروج اعتراض دارد و باور ندارد جای بهتری وجود دارد. این عمق هستی است که باید نگران بود . داوری صحیح در پایان زندگی با کمی دقت به ما اثبات می کند هیچ گاه آرزوی باز آمدن نخواهیم کرد. مرگ معنا دهنده زندگی است. مرگ هشدار می دهد ای انسان ! بیدار باش .
همیشه چه زود دیر می شود.
مرگ هم درد است و هم درمان . مرگ عالی ترین و نهایی ترین گواه  هستی است. فرق انسان و حیوان در مرگ است.
سهراب : مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.
تا زمانی که از مرگ بترسید عشق شما متولد نخواهد شد. عشق غایت کمال است . کسی که عشق را شناخته خدا را شناخته و دیگر چیزی برای شناختن باقی نمی ماند . برای به خدا رسیدن بایستی فنا شد. عشق کلام غایی است و هیچ چیز بالاتر از آن نیست و عشق نهایت کمال است. کسی که عشق را شناخت خدا را هم شناخته و دیگر هیچ چیز برای شناختن باقی نمی ماند..
ما فقط آرزوی تملک خدا را داریم . جستجوی خدا بی فایده است . تا " مایی " هست خدا نیست. برای همین هم است که علی رغم تمام جستجو ها در معابد و مساجد و ... هرگز قادر به یافتن او نخواهیم بود.( هر جا خوب تمرکز کنید خدا را بهتر حس می کنید)
توبه ، نفس مطمئنه را تقویت می کند . هر چه قدر نفس نامیزان فعال باشد فاصله زیاد است و قوی بودن نفس مطمئنه ، فاصله را کم می کند. فاصله را از بین ببرید ، راه و سفر معنایی ندارد. کلمه رستگاری بسیار زیباست : قبل از مرگ مرده بودن در لحظه مرگ.
هنر فکر کردن رابیاموزید و به هوشیار بودن عادت کنید.
وقتی مرگ بر درتان آمد با آگاهی کامل بروید . شیون و زاری مکنید . کودکانه نمیرید . به مرگ بگویید : خوش آمدی . من آمده ام ( با صدایی که وجد و شعف از آن جاری باشد)
وقتی مرگ یک باور است و یک باید است ، وقتی هیچ تردیدی در فرا رسیدن آن نیست باید مثل یک انسان روشن شده بمیرید . ما تمام 24 ساعت از یک چیز می ترسیم : مرگ نیاید.
به آنچه هستید شاد و خرسند باشید . گویی به هدفتان دست یافته اید.مهم نیست که چه به دست آورده اید ، هر چه هست باید بیشتر از کافی باشد. کسی که در بی آرزویی می میرد هنر بی آرزویی را یافته . نسان ها می میرند ولی نمی خواهند بمیرند و می میرند چون ناتوان و عاجزند .
مرگ با تولد شروع می شود ( از همان لجظه اول) .مرگ در هر لحظه با ماست. یک حادثه یا یک معجزه و یا یک ترفند نیست ، مرگ یک جریان مداوم است . ما به آرامی و آهستگی در حال مردن هستیم . سرانجام روزی می رسد که جریان مردن متوقف می شود . مرگ پایان و انتهای این جریان است . مرگ پایان شروع است .
بودا: خودتان را از شر آرزوها برهانید . آن وقت از چرخه حیات رها خواهید شد . ( از جهان مادی رها خواهید شد )
طوری زندگی کنید که تولد دیگری در پی نداشته باشد . یقینا به نبال هر تولد مرگی هم خواهد بود . مرگ اتوماتیک وار در تعقیب زندگی است . همه آرزو دارند از چنگال مرگ رهایی یابند پس چرا هیچ کس را گریزی از مرگ نیست . مادامی که نخواهی از تولد رها شوی هرگز نخواهی توانست از مرگ رها شوی.
تولد یک قطب زندگی است و مرگ یک قطب دیگر . ما ناگزیر از مردن هستیم . هر شروعی پایانی دارد . اگر می خواهیم خودمان را از پایان برهانیم هرگز آرزوی شروع و آغاز را در سر نپرورانیم. اگر شوق جاودانگی داری فقط سعی کن خودت را از شروع دیگر ( سفر دیگر ) در امان داری . ممکن است طول بکشد ولی به هر حال هر چه که شروعی دارد پایانی دارد.
مرگ اختیاری:
با اینکه انسان روحش از بدنش خارج می شود ولی چون ارتباط ریسمان نقرهای به او وصل است دچار مرگ واقعی نمی شود ولی تفاوت ظاهری با مرگ بسیار اندک است. در تاریخ و کتب آسمانی به ویژه قرآن ، بسیاری از داستان ها وجود دارد که نشان دهنده این واقعیت است ( اصحاب کهف)
مرگ های مکرر همیشه با از دست دادن جسم همراه نیستند . در سطوح بالای تعلیمات در آیین های باستانی می آموزند که با اختیار بمیرند و در زمان های آینده زنده شوند.
خیلی از مهری ها در غار می رفتند ، لباس سفید تنشان می کردند ، بعد می آمدند و بعضی ها خودشان را تا زیر گردن مدفون می کردند و 40 تا 50 سال در همان حال می ماندند.
کالبد انرژیایی ( سماوی) قادر است دوباره جسم را سازماندهی کند.
مرگ را متهم به قساوت نکنید . مرگ یک دالانی است از نور مثل بیدار شدن از خواب . در انتهای دالان ، روح فرورها منتظر ما هستند. بعدش می رسیم به اقیانوسی از مایعات و آرامش . به همین دلیل است که پیامبر فرموده اند شنا را یاد بگیرید.
کارهای خوبی که ما انجام می دهیم به جلو رفتن ما از آن دالان کمک می کند.
عاشقان هرگز نمیمیرند . عشق و مرگ عمیقا به هم مربوطند. هر که مرگ را بشناسد هرگز نمی تواند عشق را بشناسد و آنکه عشق را تجربه کرده باشد مرگ را نمی شناسد.
عشق ژرف ترین مرگ است. عشق به گل خواهد نشست. مادامی که " تویی" وجود دارد تنها مانع سر راه عشق خودمان هستیم . مردم فکر می کنند عشق وقتی به سراغشان می آید که یک عاشق پیدا کنند. این توهم است . معشوق اینجاست و عاشق در همه جا حاضر است . تا من هست ملاقات نداریم . بارها فکر کرده ایم  یافتیم ولی دستمان خالی بوده . مردن در عشق ، ذهن شما را از بین می برد و حس " من هستم " ناپدید می شود . وقتی من بودم خدا نبود حالا او هست من نیستم . برای آب خوردن از رود باید خم شوید و دست را در آب فرو ببرید و با دست آب بردارید. رود عشق در هر قلبی جریان دارد و هر کسی می تواند بنوشد.
ریسمان نقره ای :
از دیدگاه باطنی مرگ به معنای خروج دائمی روح از بدن است . خواب هم معنای خروج از بدن را می دهد اما با این تفاوت که این خروج و جدایی از جسم موقتی است وقتی کالبد انرژیایی ( روحی و سماوی) از بدن خارج می شود. این کالبد از طریق ریسمانی که معروف به ریسمان نقره ای است ارتباط خود را با جسم حفظ می کند . نقطه پیوند این ریسمان به بدن حدود ناف انسان است.
خواب ، اغما و کما با وجود آنکه روح از بدن خارج شده است اما به واسطه ریسمان نقره ای به بدن اتصال دارد . در وضعیت مرگ واقعی و برگشت پذیر ناپذیر این ریسمان پاره شده و رابطه روح با بدن قطع می شود.

گرد آورنده : خدیجه رزاقی                                                          در پناه حق
                                                                                           یا علی


تعداد بازدیدکنندگان:398
تاریخ بارگذاری:1397/3/21

کلمات کلیدی

0