وابستگی و تعلقات

هوالله الربی
" وابستگی و تعلقات"
 

انسان دارای میزان معینی انرژی می باشد که بتواند مسیر سیر الهی و کمال را طی کند. حال وقتی این انرژی مشخص و معین را به شکل توجه به چیزهای دیگر متجلی کنیم برای بازگشت به خداوند ، دیگر انرژی و توجهی باقی نمی ماند و دیگر امکان پرواز میسر نیست زیرا نیرویی در بال ها باقی نمی ماند.
هر چه تعلقات ما بیشتر باشد حرکت ما به سوی خداوند و رستگاری کندتر  ضعیف تر می شود. اگر کسی بگوید ما انرژی کم نمی آوریم و به همه تعلقات هم میرسیم اشتباه است . مثل کسی که می خواهد در آب شنا کند ولی وزنه به پای او بسته شده است و امکان پذیر نیست. دوری از مسیر الهی سبب خلأ و این احساس خلأ ، رنج را به دنبال دارد  و ما برای این رنج و نا آرامی و اضطراب ، فکر می کنیم. هر چه بیشتر جمع کنیم و بیشتر داشته باشیم نزدیک تر و غنی تر می شویم . دارایی ها مثل الکل ، ما را در مستی و ناهشیاری قرار می دهند تا بلکه آنچه  را که هست فراموش کنیم. کسی که درد نکشد درمان نمی خواهد . فراموشی دیگر طبیب لازم ندارد. کسی که دربند داشتنی ها و دانستنی های خویش است احساس کاذبی از آرامش و امنیت نسبی و بی نیازی می نماید. او خود را در متن زندگی بی نیاز از خداوند و اسرار الهی احساس می کند و شاید در برخی از فرامین الهی هم طغیان نماید. کسی که در اسارت متعلقات خویش است نیازی به خداوند  را حس نمی کند و اگر هم ظاهراً چیزی باشد یا بسیار ناچیز است و یا تنها در کلام و توهم .
برای باریدن رحمت الهی باید همه زهرها و سم ها و دلبستگی  ها ، تردیدها ، برداشت ها ، تصاویر ، ترس ها ، داشتنی ها ، تعلقات ، مادیات و مشغولیات را رها کنیم تا آنچه را نداریم و آن شادی بزرگ و عظمت الهی به ما داده شود . باید خودخواهی را رها کنیم و دورریختنی ها را دور بریزیم. داشتنی ها را دور بریزیم و سبکبار باشیم تا به پرواز درآییم . ریشه رنجها و ناراحتی های انسان دوری از حقیقت و سرچشمه وجود خود و سرچشمه وجود خود و خالی شدن از حضور آگاهانه خالق متعال است.همه ناراحتی ها از این خلأ درونی سرچشمه می گیرد . وابستگی ها  وسیله هایی هستند که از طریق آنها می خواهیم به این رنج عمیق و فشارهای ذهن پایان دهیم . ( اوج صفای روح و معنویت ، سفر روح است)
باید ببینیم چه قدر به آن چیز وابسته هستیم . بودن یا نبودن آن چه قدر برایمان ارزش دارد؟ چه قدر فکر می کنیم و برایش تلاش می کنیم ؟ اگر آن را بگیرند چه قدر ناراحت می شویم ؟
خوشا به حال کسی که تنها به خداوند تعلق دارد . مسلمان واقعی ، تسلیم در برابر خدا و شادی و رضایت پروردگار برایش مهم است. و وصل به خدا و فنا در خداوند این است : پایان کار عاشقان الهی که خوشبخت ترین انسان های تاریخند.
منظور از تعلق نداشتن این نیست که گوشه عزلت گزینیم و راه رهبانیت را در پیش بگیریم . هر فرصتی که خداوند به ما داده تعالی بخش و رشد دهنده است. همه چیز هدیه خداست : پول ، همسر ، لذت های آگاهی بخش و تفریح.   اگر خوب استفاده کنیم الهی است و اگر به اشتباه استفاده کنیم شیطانی است و در بند آنها خواهیم افتاد. در حین داشتن و دانستن از داشتنی ها و دانسته های خود ، بی نیاز و رها باشید . وقتی بود و نبودشان تنها از آن جهت برایتان مهم باشد که منجر به نزدیک شدن به خداوند می شود. این داشتن و دانستن الهی است . این توجه شما را منحرف نمی کند.
یکی از اساسی ترین موانع ظهور حقیقت و قرار گرفتن در مسیر هدایت الهی ، تعلقات و وابستگی هاست. داشتنی های درونی و بیرونی
به راحتی نمی توانیم از دلبستگی های خود جدا شویم . هر چه داشتنی ها و دلبستگی ها بیشتر شود حرکت در مسیر الهی مشکل تر است. تعلق داشتن یعنی در بند بودن ، به اسارت درآمدن . وابسته شدن یعنی بودن یا نبودن چیزی مهم است.
خداوند بزرگ و با عظمت است . بنابراین در هر جایی و در هر کسی ظهور نمی کند. اگر بخواهید در ظرفی که پر از سم و زهر کشنده استذآب زلال و شفاف بریزید چه کار می کنید؟ آیا  آب را روی سم می ریزید ؟ عاقلانه  آن است که اول ظرف پر از سم را خالی کنید ، سم را دور بریزید  و بعد ظرف را بشویید تا آثار زهر از آن محو شود آنگاه آب شفا بخش را در طرف بریزید. برای آنکه خداوند در انسان ببارد و وجود انسان را از نور خود پر کند باید همین کار را انجام دهیم .

گردآورنده: خدیجه رزاقی


تعداد بازدیدکنندگان:877
تاریخ بارگذاری:1396/7/9

کلمات کلیدی

0