هو الله ربي


نام: عباس بن على بن ابیطالب علیه السلام.

کنیه: ابوالفضل و ...

لقب: قمر بنى هاشم ، باب الحوائج ، طیار، اطلس، سقا و ...

تولد: 4 شعبان سال 26 هجرى در مدینه طیبه (اقوال دیگر نیز در تاریخ آمده است).

پدر: مظهر العجائب، اسد الله الغالب، امیرالمؤ منین على بن ابى طالب (ع).

مادر: فاطمه کلابیه، معروف به ام البنین سلام الله علیه.

نام همسر و سن ازدواج: در سن 20-21 سالگی و برخی روایات 18 سالگی؛ لُبابه، دختر عبدالله بن عباس

فرزندان:  پنج یا شش فرزند، فرزندان پسر به نام های: عبیدالله و فضل و حسن و قاسم و محمد و دختری به نامه حدیقه‌النسب یا حدائق الانس.

سمت در کربلا: پرچمدار و فرمانده ارتش سیدالشهداء امام حسین (ع) و سقاى تشنه لبان.

خلیفه غاصب زمان به هنگام شهادت: یزید بن معاویه لعنة الله علیه.

شهادت: محرم الحرام سال 61 هجرى، در کربلاى معلى، کنار نهرعلقمه.

قاتل: حکیم بن طفیل سنبسى.

عمر مبارک: 34 الی 35 سال

ده سال پس از رحلت حضرت رسول(ص) و حضرت فاطمه(س)، علی‌ بن ابی طالب (ع) وقتی به فکر گرفتن همسر دیگری بود، در حالیکه واقعه عاشورا در برابر دیدگانش بود. برادرش «عقیل» را که در علم نسب‏ شناسی وارد بود و قبایل عرب را به خوبی می‏شناخت، فراخواند و فرمود: طلب کن از برای من زنی از شجاعان عرب تا به دنیا آورد سوارکاری شجاع و دلیر.

جناب عقیل دختری به نامه فاطمه دختر حزام بن خالد و ثَمامه بنت سهل بن عامر از قبیله بنی‌ کلاب که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند را معرفی کردند.

اجداد بانو در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است. افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند به همین دلیل بانو صاحب امان نامه بود و افراد فبیله ایشان تحت حمایت عرب بودند.

ماجرای خواب حضرت ام البنین یک شب قبل از خواستگاری:

یک شب قبل از خواستگاری عقیل از فاطمه کلابیه برای امیر المونین (ع)،خانم خوابی دیده اند بدین شرح که برای مادرشان تعریف کردند: مادر! خواب دیدم که در باغ سرسبز و پر درختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آنها چشم دوخته بودم و درباره ی عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم. در مورد آسمان که بدون ستون بالا قرار گرفته است و همچنین روشنی ماه و ستارگان؛ در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشم ها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهموت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد، و من صدایش را می شندیم، ولی او را نمی دیدم.گفت:"فاطمه! مژده باد تو را به سیادت و نورانیت به ماه نورانی و سه ستاره درخشان که پدرشان سید و سرور همه ی انسان هاست بعد از پیامبر گرامی(ص)".

بانو با ورود به خانة امیرالمؤمنین علیه‌السلام دستان مبارک امام حسن و حسین و زینب کبری علیهم‌السلام را می‌بوسد و خدمت به خاندان وحی را با کمال جدیت و صداقت و تواضع آغاز می‌نماید. از همان شروع زندگی خرد نیرومند، ایمان استوار، ادب و صفات نیکوی این بانوی گرانقدر مورد توجه و بزرگداشت امیر مؤمنان و اهل بیت ایشان و قبیله بنی‌هاشم قرار گرفته و متقابلاً احترام والایی به ایشان قائل می‌شدند.

اندکی پس از همسری علی (ع) متوجه می‌شوند که فرا خواندن او با نام فاطمه توجه فرزندان فاطمه زهرا (سلام‌ الله علیها) را جلب کرده و آنها را به یاد مادر بزرگوار انداخته و ایشان را در هاله‌ای از حزن فرو می‌برد. بهمین خاطر حضرت امیر نام ام‌البنین را برای ایشان انتخاب کرده و می‌فرماید: «خداوند متعال پسرانی به تو عنایت خواهد کرد که بهترین جوانان باشند».

ثمره ازدواج امام علی(ع) با بانو ام البنین، چهار پسر به نام های عباس، عون، جعفر و عثمان بود. کنز المصائب ام البنین آنچنان به امیرالمؤمنین وفادار بود که پس از شهادت آن حضرت، همسر دیگری اختیار نکرد با آنکه بیش از بیست سال پس از آن حضرت زنده بود. بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ قمری وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

حضرت علی (ع) به فرزندش عباس فرمودند:

پا در رکاب مادرت باش چرا که بهشت زیر پای اوست.

 باغ گل یاس سلام ٌعلیک                      مادر   عباس    سلام ٌ   علیک

ام البنین ام الادب ام النور                     چشم بد از قدر و جلال تو دور

در سپیده‌ دم چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری مولود عظیم‌الشأن و سرور فضایل عالمیان حضرت اباالفضل العباس دیده به جهان می‌گشاید .


در بعضى از کتب معتبر نقل شده که در روز ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) ام البنین سلام الله علیه قنداقه او را به دست امیر المؤ منین (ع) داد تا بر وى نامى بگذارد. حضرت زبان مبارک را به دیده و گوش و دهان او گردانید تا حق بگوید و حق ببیند و حق بشنود. سپس در گوش راست وى اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و فرمودند: من او را به اسم عمویم عباس، نامیدم. پس دست هاى او را بوسیده و اشک به صورت نازنینش جارى شد (از این پس بود که بوسیدن دست فرزند از راه عطوفت و شفقت مرسوم شد) و فرمود: گویا مى بینم این دست ها در یوم الطف در کنار شریعه فرات در راه یارى دین خدا قطع خواهد شد. ام البنین سلام الله علیه گریست و امام برای تسلای خاطرشان؛ ایشان را بشارت داد که فرزندت عباس (ع) نزد خداى تبارک و تعالى منزلتى عظیم دارد و خداى متعال در عوض دو دستش، دو بال به او مرحمت خواهد کرد که با آنها با ملائکه در بهشت پرواز کند، همان گونه که قبلا این عنایت را به جعفربن ابى طالب (ع) نموده است .


عباس صیغه مبالغه یعنی حداکثر عبوس وترش رو بودن، از عبس به معنی درهم شدن بشیره و عبوس شدن صورت است. امیرالمؤ منین (ع) از پس پرده هاى غیب، جنگاورى و دلیرى فرزند را در عرصه هاى پیکار دریافته بود و مى دانست که او یکى از قهرمانان اسلام خواهد بود، لذا او را عباس نامید .

عباس یعنی تا شهادت یکه تازی

عباس یعنی عشق یعنی پاکبازی

عباس یعنی با شهیدان همنوازی

عباس یعنی یک نیستان تکنوازی

عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق

یعنی مسیر پرپیچ و خم عشق

جوشیدن بحر وفا معنای عباس

لب تشنه رفتن تا خدا معنای عباس

دوران شیرخوارگی و کودکی حضرت عباس در کنار پدر و مادر گرامیش و خواهران و برادران والا مقامش می‌گذشت و از برکات وجودی آنها بهره‌های معنوی و تربیت محمدی و علم احمدی (صلی‌الله علیه و آله) دریافت می‌کرد. فرزند پاکدل علی(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، که با پدر زیست، همیشه در حرب و محراب و غربت و وطن در کنار او حضور داشت .


روزی حضرت امیر(ع) عباسِ خردسال را در کنار خود نشانده بود، حضرت زینب (س) هم حضور داشت. امام به این کودک عزیز گفت: بگو یک. عباس گفت: یک. فرمود: بگو دو. عباس از گفتن خودداری کرد و گفت: شرم می‏کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ‏ام دو بگویم. حضرت از معرفت این فرزند خشنود شد و پیشانی عباس را بوسید .


استعداد ذاتی و تربیت خانوادگی او سبب شد که در کمالات اخلاقی و معنوی، پا به پای رشد جسمانی و نیرومندی عضلانی، پیش برود و جوانی کامل، ممتاز و شایسته گردد. وی نه تنها در فصاحت و زیبا سخن گفتن چهره ای شناخته شده بود بلکه در خرد و فضایل انسانی از برترین جوانان دوران خود بود. او می‏دانست که برای چه روزی عظیم، ذخیره شده است تا در یاری حجّت خدا جان نثاری کند. او برای عاشورا به دنیا آمده بود


دانستنی ها

تحول ‌پذیریمرگنیروی عادت
القاب آقا صاحب الزمان سوره یسشمع و آینه
نوروز مبارکزندگی یک رنج نیستاسترس
خواص عنابسنگ و مانعوابستگی و تعلقات
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین ع
دعانیایشتخت سلیمان
پرفروش ترین داروها دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)
ساز دهنی یا Harmonicaپیاده روی پل طبیعت
فهرست انواع سازهامیوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزی
بانوی نورپیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چرب